اگر بيكاري از مهمترين مشكلات كشور است پس كارآفريني بايد از بيشترين حمايتها برخوردار باشد

ولي نيست! كافي است شما چهار نفر را دور هم جمع كنيد و پيرامون يك سرمايه گذاري مشترك يا

طرح يك ايده نو بخواهيد كار كنيد، شركتي داشته باشيد و چراغ كسب و كاري را روشن كنيد. كمتر نهاد

حمايتي سراغ شما را خواهد گرفت و در مقابل هر چه دلتان بخواهد نهاد هاي نظارتي و كنترلي در

برابرتان صف آرايي مي كنند با قوانين پيچيده و مبهمي كه به هر گونه كه بشود تفسير و تعبير خواهد

شد و الزاما به یک دایره حقوقی جهت رصد شرایط و تغییرات قوانین نیاز خواهید داشت. در اين شرايط

اگر سرمايه دار هستيد قيد كسب و كار رسمي و عنوان دار را زده سر از بازار دلالي، فعاليتهاي خاص،

بازارهاي خارجي و ...در خواهيد آورد ولي اگر كسب و كار شما مبتني بر ايده و فكر باشد به اين راحتي

نمي توانيد منصرف شويد بنابراين با جسارت تمام كار را ادامه مي دهيد و مقاومت مي كنيد شايد چند

سال طول بكشد و به موقعيت  ای
ده الی برسيد،  ولي داستان خيلي تفاوتي نمي كند باز هم شما

بدهكاريد و بايد به هزار و يك دليل پاسخگو باشيد. این در حالی است که در بهترین اقتصادهای دنیا

برای کارآفرینان کوچک مثلا تا پنج نفر نیز تسهیلات مهاجرتی و اقامتی ويژه در نظر می گیرند.


آقاي ماليات، آقاي تامين اجتماعي، آقاي شهرداري، آقاي وزارت كار، آقاي عوارض و آقايان ديگر... اگر بر

ما سخت بگيريد اين چراغ نيز خاموش خواهد شد، نگو كه به تو و سازمان تو مربوط نيست و قانون

قانون است اين جمعي كه مي بيني غريبه نيست فرزند همين آب و خاك است خواهر و برادر تو! و اگر

نهادهاي اينچنيني بدون دعوت سراغ از ما مي گيرند چرا نهادهاي حمايتي بدون دعوت يادي از ما نمي

كنند و ما بايد به دستبوس برويم و در هزارلاي كاعذ بازي و انواع درروغگویی و سند سازی گرفتار شويم!