نماینده های شهرمون در یک نگاه

نمایندگان ادوار ممسنی در یک نگاه

یادداشت زیر چکیده ای کوتاه از زندگی نمایندگان ادوار ممسنی است. در این یادداشت برخی اطلاعاتِ زندگی نمایندگان ادوار یا از طریق سایت های اینترنتی آنها (و نزدیک به آنها) اخذ شده و یا مستقیما از طریق خود نمایندگان یا یادداشت های خودنوشت و مصاحبه ها و صحبت های آنها و نزدیکانشان استناد شده است.

دوره اول و دوم: صمد شجاعیان

صمد شجاعیان متولد سال 1327 در روستای دیرمیر از توابع ممسنی است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را تا اخذ دیپلم تجربی در شهرستان های ممسنی، سپیدان و شیراز طی کرد. علی رغم قبولی در دانشکده افسری به احترام مخالفت مادرش از رفتن به نظام منصرف شد. وی سپس در آزمون آموزش عشایری شرکت نمود و قبول شد و به جرگه معلمان عشایری پیوست و به تدریس در مدارس منطقه ممسنی پرداخت. در سال 1352 به دانشسرای راهنمایی وارد شد و مدرک فوق دیپلم گرفت. بعد از اتمام دانشسرا با همکاری چند تن از دوستان معلم و هم دوره های خود در دانشسرا اولین مدرسه راهنمایی عشایری را در روستای مورکی راه اندازی کرد. به گفته خود بعد از دو سال آقای بهمن بیگی مدیر کل آموزش عشایر وی را برای تدریس به دبیرستان عشایری شیراز دعوت نمود اما وی بعد از مدتی اقامت در شیراز و تدریس در دبیرستان عشایری به منطقه برگشت.

همزمان با پیروزی انقلاب از طرف معلمان عشایری به عنوان شورای اسلامی معلمان انتخاب شد. به گفته خود به دلیل سابقه ای که در شورای مرکزی معلمان عشایری داشت و به دلیل آشنایی معلمان و دانشجویان آن روز با ایشان و فعالیت هایی که در رابطه با رخداد های انقلاب اسلامی انجام داده بود به شرکت در اولین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ترغیب شد که متعاقبا پیروز و روانه مجلس گردید.

صمد شجاعیان در مجلس عضو کمیسیون کشاورزی بود. او برای مجلس دوم نیز کاندیدا شد و در همان مرحله اول وارد مجلس شد. پس از اتمام 8 سال حضور در مجلس رئیس سازمان گوشت کشور شد که بعد از بازنشستگی هم اینک در کرج به کار تولید شیر از گاوداری خود مشغول است.

دوره سوم: سیدعبدالرسول موسوی

سیدعبدالرسول موسوی در سال 1325 ه.ش در روستای گزنگ(مقدمی) درنزدیکی های توتستان نورآباد ممسنی و از طایفه سادات شیرمرد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را در شهرهای نوراباد و کازرون سپری نمود و دیپلم ریاضی خود رااز دبیرستان سلطانی شیراز اخذ کرد.

موسوی به رغم علاقه ای که به رفتن به دانشکده مهندسی داشت در سال 1344 وارد حوزه علمیه شیرازشد. اما برای خدمت سربازی موقتا از حوزه خارج شد. بعد از اتمام دوره سربازی در رشته مهندسی بهداشت اهواز قبول و روانه آنجا می شود. پس از آن به عنوان مسئول مهندسی بهداشت شهرستان محلات مشغول کار می شود که به دلیل نزدیکی به قم همزمان درس حوزه هم می خواند.

در سال 1350 در رشته مهندسی تولید دانشگاه علم و صنعت پذیرفته می شود. در دانشگاه به براندازی حکومت وقت اعتقاد می یابد و شروع به فعالیت و مبارزه بر علیه حکومت می کند. به دنبال این حرکت ها ساواک به دنبال آنها است که وی از کار خود استعفا و دانشگاه را رها می کند. در تهران با بچه های مدرسه اسلامی مفید که شهید بهشتی، مطهری، موسوی اردبیلی وجمعی از روحانیون فعال آن زمان آنجا را اداره می کنند آشنا می شود و در آنجا به تدریس ریاضیات می پردازد. در همین زمان در رشته فیزیک شبانه دانشگاه شهید بهشتی فعلی قبول می شود.

بعد از اتمام دانشگاه به پیشنهاد دوستان دانشگاهی اش و آیت الله اردبیلی به ممسنی برمی گردد و شروع به فعالیت های انقلابی می نماید.

پس از پیروزی انقلاب با همکاری سایر انقلابیون ممسنی شروع به تشکیل نهادهایی چون سپاه، کمیته، سازمان تبلیغات، بنیاد مسکن و...می نماید. وی خود مسئولیت سپاه را بعهده گرفت که جریان 8 آذر 1359 که منجر به کشته شدن چند تن از مردم ممسنی شد از حساسترین رویدادهای آن سال ها به شمار می رود.

سیدعبدالرسول موسوی بعد از انقلاب داوطلب نمایندگی مجلس شد. در دوره های اول و دوم ناکام ماند ولی در دوره سوم به مجلس راه یافت.

بعد از پایان کار مجلس سوم به عنوان معاون آموزشی وزارت دفاع منصوب شد. مدتی نیز مشاور وزیر آموزش و پرورش وقت بود. او در سال 1378 بازنشسته شد و از آن سال تاکنون در شهر قم مشغول به فعالیت های فکری فرهنگی است ضمن اینکه در نوراباد ممسنی جمعیت الزهرا را تاسیس کرده و اداره می نماید.

دوره چهارم: رضاقلی اللهیاری

رضاقلی اللهیاری در روستای نوگک از توابع شهرستان ممسنی (شهرستان رستم فعلی) متولد شد. وی تحصیلات متوسطه و دیپلم خود را از هنرستان فنی نورآباد و در رشته اتومیکانیک به پایان رسانید. سالها به کار معلمی و تدریس و مدیریت در مدارس منطقه ممسنی و شهر نورآباد اشتغال داشت. سپس تحصیلات خود را تا سطح فوق دیپلم پرورشی از دوره های ضمن خدمت آموزش و پرورش ارتقاء داد.

وی از دوره سوم مجلس وارد گود رقابت های انتخاباتی شد که پس از شکست در این دوره در چهارمین دوره انتخابات در رقابتی که همراه با سیدعبدالرسول موسوی به دور دوم کشیده شد پیروز و وارد مجلس شد. وی عضو کمیسیون آموزش و پرورش مجلس بود.

ایشان بعد از پایان دوره نمایندگی اش دوبار وارد عرصه انتخابات مجلس شد و به رقابت با دیگر کاندیداها پرداخت که در این رقابتها عرصه را به دیگران واگذار کرد. پس از مجلس چهارم به سازمان فنی حرفه ای رفت و در پست هایی چون مدیر کل آموزش فنی و حرفه ای مناطق کرج، قزوین و اراک، رئیس مرکز تربیت مربی کرج، معاونت اداری و پشتیبانی سازمان فنی و حرفه ای کشور و... به کار گمارده شد.

رضاقلی اللهیاری هم اکنون بازنشسته شده است.

دوره پنجم: فریبرز انصاری

فریبرز انصاری در روستای دهنو مقیمی از توابع شهرستان ممسنی(رستم فعلی) زاده شد. تحصیلات مقدماتی و متوسطه خود را در شهرستان ممسنی به پایان رسانید. تحصیلات خود را ابتدا در سطح فوق دیپلم و سپس در مقطع لیسانس در رشته اللهیات ادامه داد.

انصاری قبل از آنکه داوطلب نمایندگی مجلس گردد مسئول امور پرورشی اداره آموزش عشایر فارس بود. وی در حالی که در پنجمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی به دور دوم راه یافته بود در رقابتی نفسگیر با قائدی دیگر رقیب او انتخابات را از او برد و وارد مجلس شد. ایشان در مجلس پنجم عضو کمیسیون آموزش و پرورش و نایب رئیس آن بود.

فریبرز انصاری پس از مجلس پنجم هیچوقت داوطلب و کاندیدای مجلس دوره های بعد نشد و از آن موقع تاکنون در وزارتخانه نفت به کار مشغول است.

دوره ششم: سیدابراهیم امینی

ابراهیم امینی در سال 1338 در روستاي هرايرز از توابع شهرستان ممسني متولد شد. وی دوران ابتدايي را در همان روستا گذراند. براي تحصيل در دوره راهنمايي به شهر نورآبادممسني آمد. پس از اتمام دوران راهنمايي، در هنرستان فني نورآباد و در رشته اتومكانيك تحصيل را ادامه داد و ديپلم خود را گرفت.

پس از اخذ ديپلم براي گذراندن دوران سربازي به تهران آمد اما با اوج‌گيري انقلا‌ب و فرمان امام خمینی مبنی بر فرار از خدمت سربازي وی به بهانه تهيه لباس سربازي به شهرستان مراجعت نمود و ديگر برنگشت.

ابراهیم امینی پس از پيروزي انقلا‌ب به خدمت برگشت و دوران خدمت خود را در شيراز و خوزستان به اتمام رسانید. ایشان پس از پایان خدمت سربازی مدتي سرپرست جمعيت هلا‌ل احمر شهرستان شد. در سال 1363 در كنکور گروه علوم انساني شركت كرد و در رشته حقوق دانشگاه تهران (مجتمع آموزش عالي قم) قبول شد، پس از اتمام دوره لیسانس خود مدرک كارشناسي ارشد خود را نیز از دانشگاه شهيد بهشتي و در گرایش حقوق خصوصي به پایان رسانید.

ابراهیم امینی به نوشته خود در كنكور دكتري اعزام به خارج قبول شد، ولي به دلیل برخی مشكلا‌ت از ادامه تحصيل در خارج از كشور باز ماند.

امینی به‌عنوان عضو هيات علمي دانشكده حقوق دانشگاه شيراز در سال 1370 شروع به كار كرد. متعاقبا در کنار تدریس و وکالت در دادگستری مدرک دكتري حقوق خصوصي خود را از دانشگاه تربيت مدرس گرفت. او اولین رئیس دانشگاه پیام نور ممسنی بود و در سال 1374 ماهنامه آواي نور را منتشر كرد كه تا چند سال پیش منتشر مي‌شد.

وی در دوره ششم مجلس به ‌نمايندگي مردم ممسنی انتخاب شد. قبل از آن یکبار در انتخابات شرکت کرده که موفق به ورود به بهارستان نشده بود. در مجلس ششم مدتی نايب رئيس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس بود سپس به‌عنوان عضو هيات رئيسه مجلس انتخاب گردید. پس از پایان دوره مجلس ششم، برای مجالس هفتم و هشتم داوطلب شرکت در انتخابات شد که هر دو بار صلاحیت او توسط هیئت نظارت شورای نگهبان رد شد.

بعد از دوران نمايندگي با حكم آقاي محمد خاتمي به عنوان عضو هيات پيگيري و نظارت بر اجراي قانون اساسي انتخاب شد. در انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری دهم نیز از آقای مهدی کروبی حمایت کرد که به واسطه همین حمایت و نمایندگی از طرف ایشان در کمیته دفاع از بازداشت شدگان توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و مدتی را در زندان گذرانید. ایشان هم اکنون به کار وکالت و تدریس در دانشگاه اشتغال دارد.

دوره هفتم: علی احمدی

علي احمدي در سال 1342 در خانواده‌اي مذهبي در شهرستان ممسني متولد گردید. تحصيلات ابتدايي، راهنمايي و متوسطه را در زادگاه خود به پايان رسانيد. ايام جواني او مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي، آغاز جنگ تحميلي و حضور چندساله در جبهه های جنگ و سپاه بود.

در سال 1363 همزمان با تحصيل در دانشگاه در رشته علوم سياسي درسهاي حوزوي خود را تا مرحله سطح طي كرد. با توجه به پايه تحصيلات حوزوي، موفق به اخذ مدرك فوق ليسانس در رشته الهيات و معارف اسلامي گرايش علوم قرآن و حديث گرديد.

وي پس از اخذ ليسانس علوم سياسي، در سال 1369 در كنكور كارشناسي ارشد رشته روابط بين الملل دانشگاه تهران پذیرفته شد. در سال 1372 با نوشتن پايان نامه تحصيلي فوق ليسانس خود تحت عنوان «عدم توسعه سياسي و امنيت ملي در كشورهاي جنوب» موفق به اخذ مدرك کارشناسی ارشد شد و در سال 1372 به عنوان عضو هيأت علمي دانشگاه امام حسين (ع) به فعالیت پرداخت.

احمدي در كنار تدريس، مسئولیت دانشگاه امام حسین شیراز را نیز بعهده داشت. نشریه سرو به صاحب امتیازی و مدیرمسئولی وی ایامی چند قبل و بعد از قبولی اش در انتخابات هفتم مجلس درممسنی منتشر می شد. اما چند سالی است که این نشریه نیز چون آوای نور دیگر منتشر نمی شود.

علی احمدي نماینده مردم ممسنی در مجلس هفتم و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي بود. او برای مجلس هشتم کاندیدا شد ولی در رقابت با عبدالرضا مرادی شکست خورد. پس از اتمام کار مجلس هفتم خاطرات خود از دوره نمایندگی و قبل از آن را در کتابی با نام «بهانه خاطره» منتشر نمود. ایشان هم اکنون به عنوان جانشین کمیسیون سیاسی، دفاعی-امنیتی در مجمع تشخیص مصلحت نظام به کارمشغول است.

دوره هشتم: عبدالرضا مرادی

عبدالرضا مرادی در سال1347 هـ.ش در خانواده ای مذهبی و کشاورز در شهرستان ممسنی به دنیا آمد. ایشان تحصیلات خود را تا پایان دوران متوسطه در شهرستان ممسنی سپری نمود، سپس در سال 1370 در رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه شیراز پذیرفته شد. علاقه ایشان به قضاوت باعث گردید از ادامه تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی منصرف شود. ایشان در سال 1371 با پذیرفته شدن در رشته علوم قضایی راهی تهران شد و در سال 1374 فارغ التحصیل و پس از اتمام دوره کارآموزی قضایی در کسوت قضاوت به ممسنی بازگشت.

عبدالرضا مرادی در کنار کار قضاوت، تحصیلات خود را در مقطع فوق لیسانس رشته حقوق خصوصی ادامه داد و به تدریس در دانشگاه های آزاد اسلامی، پیام نور و امام حسین شهرستان های ممسنی و بویراحمد پرداخت.

عبدالرضا مرادی در تاريخ 24 اسفند 1386به عنوان نماینده ممسنی در مجلس هشتم انتخاب گردبد. وی هم اکنون عضو کمیسیون قضایی حقوقی مجلس است. از جمله سوابق و مسئولیت های اجرایی ایشان قبل از ورود به مجلس شورای اسلامی می توان به موارد زیر اشاره نمود: معاون قضایی دادگستری شهرستان ممسنی، سرپرست دادگستری شهرستان ممسنی، رئیس دادگستری شهرستان سپیدان و مستشار دادگاه تجدید نظر استان کهگیلویه و بویراحمد

محکمه

محکمه امام علی(ع) تا دادگاه کفر فرانسه


  اگر کسی بگوید بالای چشم فلان مسوول خطاکار ، ابروست ، به گوینده می گویند که آبروی نظام را می بری و خوراک تبلیغاتی برای رسانه های بیگانه درست می کنی و مرتکب تشویش اذهان عمومی شده ای و ...

« اريك وئرث‌، وزير كار فرانسه، به اتهام كمك به معافيت مالياتي ليليان بتانكورت، ميلياردر فرانسوي و رئيس شركت اورئال، به مدت هشت ساعت مورد بازجويي پليس اين كشور قرار گرفت.

ارتباط وئرث و بتانكورت، دولت پاريس را طي هفته‌هاي گذشته دچار تنگنا كرده است.

 وي متهم است كه به عنوان خزانه‌دار‌ حزب محافظه‌كار (حزب حاكم)، اقدام به دريافت كمك‌هاي غيرقانوني كرده است و از آن براي تامين مالي رقابت‌هاي انتخاباتي براي پيروزي نيكولا ساركوزي، رئيس جمهور فعلي فرانسه بهره برده است و در مقابل به معافيت مالياتي بتانكورت كمك كرده است.»

این خبر را تقریباً همه رسانه های مهم دنیا منتشر کرده اند و الان ، عالم و آدم می دانند که وزیر کار فرانسه به اتهام مذکور هشت ساعت بازجویی شده است.

 

حال به پاسخ این پرسش بیندیشید:

 

" آیا انتشار این خبر ، لطمه ای به حیثیت فرانسه و تشویش اذهان عمومی علیه دولت این کشور است یا آن که مخاطب ، مخصوصاً مخاطب جهان سومی ، با خواندن آن ، به این نکته رهنمون می شود که فرانسه ، عجب سیستم سیاسی و قضایی سالمی دارد که حتی وزیر کابینه هم در آن ، مانند یک فرد عادی مورد پیگرد قانونی قرار می گیرد و خبرش هم در کل دنیا می پیچد؟ "

 

این البته اولین باری نیست که یک مقام ارشد حکومتی در غرب یا شرق بازجویی ، محاکمه یا حتی محکوم می شود. آرشیو اخبار ، آکنده از این قبیل خبرهاست و البته در آن کشورها ، محاکمه حاکمان و انتشار اخبار این محاکمات ، نه تنها تضعیف نظام و تشویش اذهان عمومی تلقی نمی شود ، بلکه به عنوان نشانه هایی از سلامت سیستم قضایی و نظارتی و نیز شفافیت دولت ها و البته آزادی رسانه ها در انتشار چنین اخباری تلقی می شود.

 جالب اینجاست که اکثر مقاماتی که در کشورهایی مانند فرانسه ، آلمان ، انگلیس ، ژاپن ، کره جنوبی و ... محاکمه می شوند و گاه این محاکمه ها منجر به برکناری ، حبس ، استعفا و حتی خودکشی می شود ، جرائم سنگینی مرتکب نشده اند؛ به عنوان مثال ، چند سال پیش وزیر یک کشور اروپایی ، بدین علت محاکمه شد که متراژ خانه سازمانی مورد نیازش را - که دولت باید تأمین می کرد - فقط چند متر بیش از نیاز واقعی اش به وزارتخانه مربوطه گزارش کرده بود یا در همین خبر صدر مطلب ، وزیر کار فرانسه ، اختلاسی به نفع خود نکرده ، بلکه تنها "متهم" است که به یکی دیگر کمک کرده تا مالیات کمتری بدهد.

اما در کشور ما ادبیات دیگری حاکم است و اگر کسی بگوید بالای چشم فلان مسوول خطاکار ، ابروست ، به گوینده می گویند که آبروی نظام را می بری و خوراک تبلیغاتی برای رسانه های بیگانه درست می کنی و مرتکب تشویش اذهان عمومی شده ای و ... و بدین ترتیب ، اصل ماجرا به حاشیه می رود و آنچه می ماند ، پرونده سازی برای رسانه یا فردی است که متعرض مسوولی شده است. این در حالی است که محاکمه و حتی محکومیت مسوولانی که احیاناً مرتکب جرم و تخلفی شده اند ، نه تنها وهن نظام و تضعیف حاکمیت نیست ، بلکه برعکس ، تقویت کننده و اطمینان بخش است. این ادبیات که "محاکمه مقامات ، عوارض نامطلوبی دارد" ، قطعاً ساخته و پرداخته مجرمان یقه سفیدی است که در طول زمان به یک گزاره قطعی و غیرقابل تردید تبدیل شده و از پست و مقام ها ، دژی مستحکم فراهم آورده تا متقلبان ، در درون آن از هرگونه پاسخگویی مبرا باشند!

 

به راستی آیا در طول 31 سال اخیر ، از میان مسوولان و مقامات مطرح کشور ، تنها فردی به نام غلامحسین کرباسچی(شهردار اسبق تهران) مجرم بود که در ملأ عام محاکمه و محکوم شد یا افرادی در حد معاون رئیس جمهور و وزیر و نماینده مجلس و استاندار  نیز مستوجب محاکمه بوده اند اما در حصار امن ریاست و وزارت و وکالت ، خوش آرمیدند و حتی تن به یک بازجویی ساده هم ندادند "زیرا نظام به خطر می افتاد"؟!

  فراموش نمی کنیم حکایت محکمه ای که علی(ع) به عنوان امام مسلمانان ، در برابر سارق یهودی ، محکوم به بی حقی شد و این حکایت در تاریخ ثبت و ضبط شد و به عنوان سندی از عدالتمداری علی (ع) به ما رسید. اگر ادبیات امروزین ما در زمان مولا نیز جاری و ساری بود ، یا پای علی(ع) به محکمه باز نمی شد زیرا برای امام المسلمین افت داشت که مورد سوال قاضی دادگاه قرار گیرد و یا در پایان محاکمه ، علی(ع) ، آرام در گوش قاضی نجوا می کرد که از این ماجرا با کسی سخنی نگوید و به سارق یهودی نیز تحکم می کرد که اگر از این دادگاه سخنی بر زبان بیاوری ، با شمشیر بران طرفی!

علی (ع) اما چنین نکرد و به عدالت و شفافیت رفتار نمود و اولین ثمره اش نیز اسلام آوردن طرف دعوایش بود که بعد از رأی دادگاه لب به اعتراف گشود و بر جرم خویش اعتراف کرد.

 

... و قسم به همان علی(ع) تا زمانی که صاحبان منصب در این کشور همانند افراد عادی و گمنام پاسخگوی اعمال خویش نباشند و حرف و حدیث ها و جرم و تخلف هایشان با سلام و صلوات و مصلحت اندیشی های غیر مصلحانه ، لاپوشانی شود ، بسیاری از گره های مملکت ، ناگشوده باقی خواهد ماند... و خوشا غربیان که در تبعیت عملی از برخی آموزه های اسلام ، از ما مدعیان مسلمانی جلوترند!

 

همه چیز درباره ممسنی

درباره ممسنی

ممسنی در غرب شیراز قرار گرفته و آب و هوای آن در شمال نسبتاً سرد و در جنوب گرم است. در کتابهای تاریخی قدیمی، ممسنی با نام «شولستان» برگرفته از «شول»، که نام یکی از قبیله‌های لر است، ذکر شده‌است. نورآباد مَمَسَنی و در شمال غربی استان واقع شده‌است. این شهرستان با استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر همسایه‌است. شهرستان در گذشته تنها منطقه فهلیان مرکزیت داشته وشهر نیز نبوده‌است مالکی نام روستایی در منطقه بکش بوده که در حال حاضر همان نوراباد کنونی است و فهلیان از قدیم به همین نام مشهور بوده‌است. که فقط با این نام(مالکی) خوانده می‌شده و با گسترش شهرستان طی ۳۰ سال گذشته به نورآباد ممسنی تغییر یافته‌است و شهرت گرفته‌است. این شهرستان دارای تنوع آب و هوایی زیادی است به طوری که ارتفاعات شمالغربی این شهرستان دارای آب و هوایی بسیار سردو خود شهر نورآباد دارای آب و هوای معتدل و ماهور میلاتی هم که در سمت جنوب غرب ممسنی قرار دارد تا فاصله ۴۰ کیلومتری خلیج فارس می‌رسد و آب و هوای بیابانی دارد. «بهشت گمشده» (منطقه خوش آب و هوای «بوان») آن نیز معروف می‌باشد که دارای سرسبزی خاص خود وهوای خنک در تابستان است. جالب اینکه فاصله بوان تا نور آباد حدود ده کیلومتر است و خود نور آباد از شهرهای معتدل می‌باشد. واژه «ممسنی» از طایفه‌ای به نام «محمد حسنی» گرفته شده‌است. این شهرستان دارای پنج طایفه به نامهای رستم و جاوید و بکش و دشمن‌زیاری و ماهور میلاتی می‌باشد.

مراکز آموزش عالی

نورآباد دارای مراکز تحصیلی گوناگونی است. از جمله این مراکز می‌توان به مجتمع آموزشی اندیشه سازان اشاره کرد که از مراکز آموزشی برگزیده استان فارس است. این شهرستان دارای دانشگاه آزاد و پیام نور و[پیراپزشکی] و آموزشکده فنی وحوزه علمیه امام صادق (ع) ممسنی و حوزه علمیه نرجسیه شمار دانش‌آموختگان این شهرستان را به تناسب جمعیت زیاد دانسته‌اند[نیازمند منبع].

گردشگری


نمايي از آتشکده میل اژدها در شهرستان ممسنی

شهرستان ممسنی دارای مناطق گردشگری و تاریخی فراوانی از جمله: منطقه زیبا و خوش آب و هوای بوان، نقش تاریخی سراب بهرام، امامزاده شیرمرد، آبشار تنگسا، چشمه دیمه میلددخمه دائو دختر، برج میل اژدها، رودخانه سرابسیاه و... است.

کتیبه‌ها و ته ستون‌های فراوانی در ممسنی وجود دارد. اخیرا نیز در این شهرستان بازماندهٔ چهارمین شهر هخامنشی با نام لیدوما یافت شده‌است. همچنین این شهرستان دارای قدیمی ترین میل ایران است که مربوط به دوران ساسانی می‌باشد و میل تنگ اژدها نام دارد.در ضمن نقش سراب بهرام این شهرستان که از شاهکارهای شاپور اول است نیز جزء آثار باستانی به ثبت رسیده‌است.برای بازدید مجازی این نقش برجسته به این آدرس در وب سایت پارسیاد مراجعه کنید:http://www.parsyad.ir/gallery.aspx?id=60

نقش باستانی کورونگون(نام قدیم روستایی به نام سه تلان در منطقه منگودرز رستم می‌باشد که قدیمی ترین نقش برجسته نیم رخ باستانی ایران مربوط به دوره ایلامیها می‌باشد نیز از آثار تاریخی این شهرستان باستانی است.

همچنین در شمال غربی نورآباد به فاصله تقریبا ۲۵ کیلومتری منطقه‌ای به اسم تنگ‌لله وجود دارد که به علت ناشناخته ماندن کمتر به آن توجه شده‌است. این منطقه با آب و هوای سرد در زمستان و معتدل در تابستان از طبیعت بسیار زیبایی برخوردار است. در این منطقه روستاهای پل مورد، مهرنجان، جویجان، میدان، علیشاهی، تنگسای، جوزار(بکش، جاوید)و نیز آبادی‌های دیگری قرار دارند.

این منطقه دارای بهار طولانی و زیبا است. در بالا و پایین روستاها مناظری بسیار زیبا مانند آبشارهای مرتفع وجود دارد. برای رفتن به این مناطق باید پس از روستا، از میان درختان و باغهای انار و انگور مقداری پیاده‌روی کرد.

مکان‌های دیدنی و تاریخی

جاذبه‌های متعدد طبیعی به همراه بناهای کهن تاریخی، مهم ترین مکان‌های دیدنی شهرستان ممسنی را تشکیل می‌دهند. رودخانه‌ها و کوه‌های متعدد به همراه گردشگاه‌های زیبا، از جمله جاذبه‌های طبیعی شهرستان ممسنی به شمار می‌آیند.بنای تاریخی لیدوما، در روستای جنجان که از دوره هخامنشیان بر جای مانده و از مهمترین آثار تاریخی این شهرستان به حساب می‌آید گردشگاه دیمه میل باغستان بسیار زیبا و دل‌انگیزی است که اطراف آن پر از گل‌ها و گیاهان معطر و چشمه‌های پرآب است. قلعه سفید قلعه معروفی که قدمت آن به پیش از عهد عیلامی‌ها می‌رسد، قلعه شاه جهان احمد که به احتمال قوی به دوران هخامنشی یا اشکانی تعلق دارد و دیمه میل یا میل اژدها که قدمت تاریخی آن به دوره سلوکیان یا پارتیان می‌رسد، برخی از مکان‌های دیدنی این شهرستان را تشکیل می‌دهند. مکان‌های دیدنی و تاریخی این شهرستان عبارتند از: امامزاده در آهنین، امامزاده شاه زاده علاءالدین، بنای عمارت، بنای کل لوله، شهر قدیمی چشمه سردو، قلعه سفید، قلعه شاه جهان احمد، قلعه چرو، قلعه ککا، دیمه میل (میل آزاد یا میل اژدها)، کتیبه‌های کورنگون (کرنگون)، نقش بهرام و پل فهلیان.


صنایع و معادن

صنایع کارخانه‌ای نیز در این منطقه از رونق نسبی برخوردار است کارخانه‌های قند و تلمبه خانه شرکت نفت در این شهرستان وجود دارد. به طور کلی این منطقه نفت خیز بوده و مدتی است که در حد فاصل نور آباد و بابا منیر عملیات حفاری جهت استخراج نفت آغاز شده‌است. به طور کلی از محصولات این شهرستان مقداری برنج، جو، مرکبات و گوشت به نواحی مجاور به خصوص جنوب صادر می‌شود.


کشاورزی و دام داری

اقتصاد شهرستان ممسنی بر پایه کشاورزی، دام داری و قالی بافی استوار است. آب کشاورزی در این منطقه از چشمه، کاریزها، چاه‌ها و رودخانه‌ها تامین می‌گردد. شرکت پتروشیمی ممسني نیز در راستای تحقق یافتن این صنعت در این شهرسنات و در سال ۱۳۸۶ احداث شده‌است که کلی کارها و فعالیته‌ای آن در حال انجام است برای اطلا عات بیشتر در این خصوص می‌توانید به سایت پتروشیمی ممسنی www.mipc.ir مراجعه کنید مهم ترین فرآورده‌های کشاورزی آن عبارتند از: برنج، گندم، جو، مرکبات و خرما. در آبادی‌های این شهرستان دام داری رونق بسیار داشته و دام‌ها بیش‌تر شامل گوسفند و گاو است.

مشخصات جغرافیایی

نور آباد مرکز شهرستان ممسنی در ۵۱ درجه و ۳۱ دقیقه طول جغرافیایی و ۳۰ درجه و ۷ دقیقه عرض جغرافیایی و در ارتفاع ۹۲۰ متری از سطح دریا واقع شده‌است. شهرستان ممسنی از شمال و باختر به استان کهگیلویه و بویر احمد، از خاور به شهرستان سپیدان، از جنوب خاوری به شهرستان شیراز، از جنوب به شهرستان کازرون و از جنوب باختر به استان بوشهر محدود می‌شود. شهرستان ممسنی که مرکز آن نور آباد است دارای دو بخش به نام‌های حومه و ماهور میلاتی است. رودخانه فهیلان مهم ترین رودخانه این شهرستان و آب و هوای آن معتدل است. مسیرهای ارتباطی این شهرستان با مناطق اطراف عبارتند از: - راه نور آباد – دو گنبدان به سوی شمال باختری به طول ۱۲۰ کیلومتر. این راه در ۲۰ کیلومتری شمال نور آباد از یک راه به سوی شمال نور آباد به یاسوج متصل می‌شود. - راه نور آباد – شیراز به سوی جنوب خاوری به طول ۱۸۰ کیلومتر - راه نور آباد- بندر گناوه به طول ۲۴۵ کیلومتر. بابا منیر مرکز بخش ماهور میلانی در کیلومتر ۶۵ این راه قرار گرفته‌است. شهرستان ممسنی دارای دو نقطه شهری: مصیری و نورآباد است. جمعیت شهرستان ممسنی در سرشماری سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۲۰، ۶۲۲ نفر برآورده شده‌است. اهالی این شهرستان از نژاد آریایی بوده و به زبان فارسی با گویش لری سخن می‌گویند. مردم شهرستان ممسنی مسلمان و شیعه مذهب هستند.


وجه تسمیه و پیشینه تاریخی

ممسنی را شولستان نیز خوانده‌اند که به معنای سرزمین شول هاست. شول‌ها یکی از طوایفی بودند که بعد از استقرار در این ناحیه، به این نام مشهور شدند. مرکز ولایتی که ممسنی در آن قرار داشت، شهر شاهپور در چند کیلومتری کازرون بود که نوشته‌اند در زمان تزلزل حکومت ساسانیان، به وسیله ابوسعید کازرونی شبانکاره با خاک یکسان شد. ولی در زمان حکومت سلجوقیان دوباره تعمیر و بازسازی شد و رونق گذشته خود را باز یافت. منطقه‌ای که ممسنی در آن ایجاد شده‌است، اولین بار به خاطر وجود مراتع غنی مورد توجه اقوامی که دارای معیشتی مبتنی بر دام داری بوده‌اند، قرار گرفت. به همین خاطر، اولین اقوام ساکن در این شهر قوم شول بوده‌اند. در دوره معاصر و با کشف منابع نفتی در حوزه ممسنی، این شهر مورد توجه مجدد قرار گرفت.

پیشینه تاریخی

بنا به اسناد و کتب تاریخی و کاوشهای باستانشناسی و نظریه‌های مردم شناسی سابقه تاریخی شهرستان ممسنی به سه بخش منفک می‌گردد.

الف) دوران قبل از تاریخ

وجود جنگلها و مراتع گسترده، منابع غنی آب و خاک، دشت‌های حاصلخیز و کم‌شیب، تنوع آب و هوایی و گیاهی و شکار فراوان همه و همه شرایط مساعد و مطلوبی بودند تا تمدنهای اولیه پیش از تاریخ در این اقلیم پهناور شکل گرفته، رشد و نویافته و قرن‌ها دوام بیاوند و آثار آن تا به امروز بر جای ماند. ممسنی در طول دوران بعنوان پل ارتباطی میان حوزه‌های پارس، خوزستان، کهکیلویه، زاگرس، بوشهر، و خلیج فارس قرار گرفته و می‌توان با تحقیقات علمی و باستانشناسی کلیه فرهنگ و تمدنهای پیش از تاریخ استانهای همجوار را نیز در آن جستجو کرد. آثار بجا مانده از دوران پیش از تاریخ در این شهرستان مربوط به هزارهٔ سوم تا هشتم قبل از میلاد است که در قالب تپه‌های باستانی نمودار است از جمله تپه نورآباد ثبت شده در فهرست آثار ملی مربوط به ۴۵۰۰ سال قبل از میلاد، تل بختیاری در فاصله سه کیلومتری نورآباد (هزاره پنجم قبل از میلاد)، تل جوی نورآباد و تپه دیمه میل مربوط به هزاره سوم و چهارم، تپه کوزه‌گران و دهها تپه و نقطه مربوط به آثار و ابنیه‌های قبل از تاریخ مورد توجه و علاقه کاوشگران و باستانشناسان خارجی و داخلی و معرف وجود اقوام و تمدن قبل از تاریخ در این مرز و بوم است.

ب)دوران تاریخی این شهرستان مربوط به اوایل هزاره سوم پیش از میلاد مسیح می‌باشد که از جمله این تمدنها نقش برجسته کورنگون مربوط به دوره عیلام در دو هزارو چهارصد سال پیش از میلاد- گوردخمه سنگی فهلیان مربوط به دوران ماد در هفتصد سال پیش از میلاد - گوردخمه داودختر روستای مراسخوان مربوط به ششصد و پنجاه سال پیش از میلاد- کاخهای هخامنشی روستای سروان - تل کاخداداد گچگران مربوط به پانصدسال پیش از میلاد- آتشگاه میل اژدها مربوط به دوران اشکانیان در یکصد و بیست سال پیش از میلاد- نقش برجسته سرآب بهرام- شهرتوج- شهر نوبندگان- شهرخوبذان (فهلیان) و سد منصورآباد مربوط به دوران ساسانی می‌باشد.

پ) دوران اسلامی آثار و ابنیه تاریخی اسلامی در اقصی نقاط ممسنی موجودند از جمله آنها می‌توان شهر خفرک و تشگه در شوسنی و مصیری و شهر چهاربازارتل اسپید را نام برد. بنا به گفتار و نوشتار مورخان قرون آغازین اسلامی و غیره سرزمین ممسنی خواستگاه حکومتهای ایلامی - انزانی-مادی- هخامنشی- اشکانی- و سلسله‌های اسلامی بوده و یکی از مراکز مهم فرمانروایان محلی ساتراپی پهناور به شمار می‌رفته‌است. نام قدیمی این شهرستان در بدو تشکیل انزان یا انشان و انبوران و نوبندگان سپس شولستان و در اواخر سلسله صفوی به ممسنی تغییر نام یافت.


زبان

گویش مردم ممسنی لری می‌باشد که قرابت آن به دوران ساسانی برمی‌گردد. و اهالی بخشهای مرکزی-دشمن زیاری و رستم و قسمتی از بخش ماهور میلاتی به این زبان تکلم می‌کنند.

زبان ترکی: بخشی از ایلات و عشایر بخش ماهور میلاتی با آن تکلم می‌کنند که تیره‌هایی از ایل بزرگ قشقایی در قالب دو طایفه کشکولی و دره شوری می‌باشند.

زبان عربی

ساکنین دو روستای عرب خنیمه و خاکک در دهستان رستم ۲ به زبان عربی تکلم می‌کنند و همچنین به لهجه لری هم تسلط کامل دارند.


فرهنگ

ممسنی متشکل از چهار طایفه دشمن‌زیاری، رستم، جاوید، بکش با فرهنگ طایفه‌ای و عشیره‌ای اعتقادات عمیق مذهبی و دینی توام با آداب و رسوم و سنن نیک چند هزار ساله از ویژگی‌های اساسی این فرهنگ است. روحیه غالب در این شهرستان عبارتند از سلحشوری، مهمان‌نوازی، شجاعت و دلیری توام با صفا و صمیمیت روستایی با عرف و عادتهای جمعی و سنتی دارای یک حوزه علمیه با ۷۹ نفر طلبه که از این تعداد ۳۰نفر پسر و ۴۹ نفر دختر بوده و دارای سه مرکز آموزش عالی (دانشگاه پیام نور- دانشگاه آزاد و آموزشکده فنی) و یک کتابخانه عمومی و ۱۳۵ مسجد و ۳ حسینیه و دارای انجمن‌های فرهنگی و هنری من جمله انجمن شعر و ادب، نقاشی، خوشنویسی، نمایش و موسیقی می‌باشد.


[ویرایش] آداب و رسوم

مردم شهرستان ممسنی همچون سایر مناطق از دیرباز سنن فرهنگی خویش را از گذشتگان به ارث برده و این سنن و آداب و رسوم از بدو تاکنون در شهرستان ممسنی رایج و مردمان این شهرستان به آن پای بند و در اجرای آن راغب و خصایصی از جمله مهمان‌نوازی- شجاعت- صله‌ارحام- از خودگذشتگی- صداقت در گفتار و کردار- دین‌باوری-تعصبات ناموسی-تعصبات مذهبی- تعصبات قومی و طایفه‌ای و رسومات و جشن‌های شادمانه (عروسی و عزاداری) و غیره از مختصات بارز فرهنگ این شهرستان می‌باشد.

قومیت

ممسنی از چهار طایفه بزرگ لر شامل بکش- جاوید- دشمن‌زیاری و رستم که حدود ۸۰٪ ساکن و ۲۰٪ کوچ رو می‌باشد. دو طایفه بزرگ کشکولی و دره شولی از ایل قشقایی که ۸۰٪ کوچ رو و بقیه در بخش ماهور میلاتی سکونت قشلاقی دارند.

آثار تاریخی

اثرهای تاریخی شهرستان ممسنی به سه بخش منفک می‌شود.

۱-آثار پیش از تاریخ ۲-دوران تاریخی ۳-دوران اسلامی

آثار پیش از تاریخ شهرستان ممسنی مرتبط با هزاره هفتم تا هشتم پیش از میلاد مسیح می‌باشد و آثار تاریخی آن از دو هزار و چهارصد سال پیش از میلاد مسیح و آثار اسلامی آن از سال ۱۸ هجری تاکنون در خاک و زیر خاک مدفون و پا برجا می‌باشند. مهمترین آثار تاریخی شهرستان ممسنی نقش برجسته کورنگون عیلامی واقع در بخش رستم است که قدمت تاریخی آن یک هزاره پیش از آمدن آریاها به فلات ایران کشانده می‌شود و این نقش طبق کاوشهای علمی مربوط به ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد برآورده گردیده‌است. دومین اثر مربوط به داودختر یا (دی و دوور) است که تاریخ آن مربوط به ۶۵۰ سال پیش از میلاد مسیح می‌باشد. بر خلاف مقابر هخامنشی در تخت جمشید و نقش رستم که همه از یک طبقه ساخته شده‌اند مقبره داودختر از دو طبقه عالی ساخته و پرداخته شده‌است که بسیاری از محققان اروپایی دربارهٔ او نظریاتی ابراز نموده‌اند.

سومین اثر کاخ هخامنشی سروان و تل کاخداداد گچگران می‌باشد که قدمت تاریخی آنها مربوط به ۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح برآورد گردیده‌است. چهارمین اثر تاریخی آتشکده میل اژدهای اشکانی می‌باشد که در ۱۲۰ سال پیش از میلاد مسیح ساخته شده‌است. پنجمین اثربناهای تاریخی اسلامی می‌باشد که از قرون آغازین اسلام این بناها ساخته و پرداخته گردیده‌اند بطوریکه این ابنیه‌های تاریخی در جای جای ممسنی به وفور قابل رویت و پا برجا هستند.

این شهرستان از شمال به شهرستان سپیدان و استان کهکیلویه و بویراحمد و از غرب به استانهای کهکیلویه و بویراحمد و بوشهر و از جنوب به شهرستان کازرون و استان بوشهر و از شرق به شهرستانهای شیراز و سپیدان محدود است.

شهرستان ممسنی دارای دو شهر به نام نورآباد و مصیری است وسعت شهرستان ۸۰۰۰ کیلومتر مربع و (۵/۵ درصد) کل مساحت استان را به خود اختصاص داده‌است.

جاذبه هاي طبيعي

تفرجگاه بوان در شهرستان ممسنی
  • تفرجگاه بوان: تنگ بوان یا بهشت گمشده در حدود ۲۰ کیلومتری از شهر نورآباد می باشد این تنگ سرسبز سالانه هزاران نفر از هم میهنانمامان را برای تماشای خویش جذب می کند. بوان دارای چشمه ها وآبشار های فراوان و دیدنی زیادی هست که در فصل تابستان باعث خنکی این منطقه می شوند به طوری که با آن که فاصلهٔ تنگ بوان تا شهر نورآبادبا ماشین حدود ۱۰ دقیقه است ولی دمای آن همیشه به طور متوسط ۱۰ درجه از نورآباد خنک تر است. بزرگترین آبشار بوان((آبشار پولکی))نام دارد و پنجمین آبشار بزرگ ایران است.

گردشگاه به علت نزديكي به جاده اصلي، در محور چهار استان فارس، بوشهر، خوزستان و كهگيلويه و بويراحمد قرار گرفته و امكان دسترسي ساكنان شهرهاي پر جمعيت اين استان ها را در فاصله زماني مناسب فراهم مي آورد. زير حوزه آبخيز وسيع و منطقه جنگلي پر باران بالادست اين تنگ، موجب فراواني آب شيرين و گواراي تنگ بوان شده است، به طوري كه در طول سال (به ويژه در فصل بهار) از روي اغلب ديواره هاي صخره اي تنگ، آبشارهاي زيبا سرازير مي شوند.

درختان گردوي تنومند باغ هاي اين منطقه، عمري طولاني دارند. بعضي از اين درختان تا شعاع 10-15 متري از ورود نور آفتاب به زير درختان جلوگيري مي كنند. اختلاف درجه حرارت اين تنگه با نورآباد در روزهاي گرم تابستان، گاه به بيش از ده درجه سانتي گراد مي رسد. منطقه نور آباد ممسني از مناطق گرمسير محسوب مي شود و ميانگين درجه حرارت آن در تابستان در حدود 30 درجه سانتي گراد بالاي صفر است. با اين وجود تنگ بوان با دماي حدود 20 درجه سانتي گراد از توانمندي گردشگاهي قابل توجه در جذب گردشگران برخوردار است. از ديگر مزاياي اين تنگ، راه ارتباطي آسفالته آن است.


روستای هرایرز در شهرستان ممسنی
  • روستای هرایرز در 15کیلومتری جنوب شرقی شهر نورآباد ممسنی واقع شده است.این روستا که دارای قدمتی تاریخی است،درسال 1364 دراثر زلزله ای 5 ربشتری قابلیت سکونت را از دست داد و ساکنان آن به شهرکی که توسط بنیاد مسکن انقلاب اسلامی در جوار روستای خومه زار ساخته شد منتقل شدند و اکنون به استثنای عده ای از دامداران، تقریباً خالی از سکنه است. ابن روستا در سالهای پر باران یکی از زیباترین تفرجگاهای منطقه،خصوصاًدر فصل بهار است . در این منطقه دو رودخانه پر آب فصلی و چندین چشمه دائمی جریان دارد که محیط سرسبز و دل انگیزی را در مسیر خود به وجود آورده اند.

در سالیان نه چندان دور حتی تا یک دهه پس از وقوع زلزله مذکور ، تمامی باغات روستا پابرجابود.باغاتی که یک کمربند سبز بر کوه ایجاد نموده بود و چشم هر بیننده ای را نوازش می داد.اما پس از نقل مکان صاحبان آنها به شهرک هرایرز ،روند تدریجی زوال و نابودی این باغات نیز آغاز شد تا اینکه در نیمه اول دهه هفتاد پس از خالی شدن تقریبی روستا از سکنه ،این روند شدت گرفت و ظرف مدت کوتاهی تمامی آنها ویران شده و به زمین کشاورزی تبدیل شدند(البته در سالهای اخیر کمتر بدین منظور از آنها استفاده می شود).باغ "تاج" تنها بجا مانده این باغات است که موجودیت آن هم مدیون محافظت مستمر مالک باغ است.

روستای هرایرز در منطقه ای کوهستانی واقع شده است و موقعیتی کوهپایه ای دارد. در شرق و غرب اَن دو دروازه وجود داشته، که به همراه بافت بسیار قدیمی روستا،در اثر وقوع زلزله های متعدد و عدم محفاظت ،تنها خرابه ای از اَن باقی مانده است.این روستا دارای یک قبرستان بسیار قدیمی است که در آن سنگ قبرهایی مربوط به قرن اول و دوم هجری دیده می شود.درکنار این قبور قدیمی ،حرم مطهر امامزاده علی علیه السلام نیز واقع شده است که همه ساله در روز عاشورا پذیرای عزاداران است.


روستای هرایرز در شهرستان ممسنی

چشمهٔ سراب باغ که از جمله چشمه های دائمی این منطقه است،حتی در فصل تابستان نیز به لحاظ محیط خنک و سرسبز اَن و برکه ای که در سرچشمه اَن ساخته شده است،تفرجگاه بسیار مناسبی برای گذران اوقات گرم سال است.مشابه همین چشمه و محیط اَن به فاصلهٔ هزار متری در منطقه ای به نام هرایرز بالایی قرار دارد،که قسمتی از اَب روستا نیز از اَن تأمین می شود.

یکی دیگر از ویژگیهای منطقه هرایرز ،تنوع گونه های گیاهی است.این منطقه همانند بسیاری از مناطق دیگر زاگرس ،دارای کوههای پوشیده از درخت بلوط است .درختان بلوط این منطقه برخلاف مناطق سردسیر رشته کوه زاگرس–که عموماً دارای جثه ریزی هستند- به مراتب از تنه و ساقه بزرگتری برخوردار هستند.

[۲]

  • آبشار تنگسا: به فاصله 16 كيلومتري شمال شرقي نورآباد
  • تفرجگاه ديمه ميل: به فاصله 7 كيلو متري جنوب غربي نورآباد
  • تفرجگاه سراب بهرام: به فاصله 6 كيلومتري شرق نورآباد
  • تفرجگاه تنگه گجستان: به فاصله 60 كيلومتري شمال غربي نورآباد
  • تفرجگاه برم شور ماهور: به فاصله 80 كيلومتري نورآباد

تقسیمات کشوری

دارای چهار بخش می‌باشد:

بخش رستم شامل: دهستانهای رستم۱، رستم۲، رستم۳ و پشتکوه رستم.

بخش دشمن زیاری شامل: دهستانهای دشمن‌زیاری و مشایخ

بخش ماهورمیلاتی شامل: دهستانهای ماهور و میشان

بخش مرکزی شامل: دهستانهای بکش۱، بکش۲، جاوید ماهوری، جوزاروفهلیان. شهرستان ممسنی دارای قریب به ۶۰۰ روستا می‌باشد.


شهرستان ممسنی از نظر اقلیمی دارای سه اقلیم است: ۱-اقلیم گرم و خشک: این اقلیم محدوده‌ای از شهرستان را که در مجاورت با شهرستان گچساران، گناوه و نواحی ساحلی را زیر پوشش دارد.

۲-اقلیم معتدل و مرطوب: این اقلیم محدوده‌ای از شهرستان را که در مجاورت شهرستان کازرون و استان کهکیلویه و بویراحمد واقع شده و دشتهای حاصلخیز مصیری، نورآباد، فهلیان، دهنو از جمله این مناطق است.

۳-اقلیم سردسیری بخش دشمن‌زیاری، همجوار با شهرستان سپیدان

۴-حداکثر ما در مردادماه ۵/۴۱ درجه سانتی‌گراد و حداقل دما در دیماه ۵/۴ درجه سانتی‌گراد بوده و میانگین بارندگی شهرستان ۵۵۰ میلیمتر ارسال می‌باشد.

شهرستان ممسنی کوهستانی بوده‌است که جهت آنها همان جهت عمومی کوه‌های زاگرس است که از شرق به سوی غرب کشیده شده‌است و هر چه به طرف غرب و جنوب غربی ادامه دهیم از ارتفاعات کاسته و بر وسعت دره‌ها و اراضی کوه‌پایه‌ای افزوده می‌شود.

مهمترین ارتفاعات شهرستان عبارتند از:

کوه رنج، کوه زرآور، کوه تاسک، می‌باشد.

رودخانه و دریاچه‌ها:

مهمترین رودخانه‌های شهرستان عبارتند از رودخانه فهلیان، رودخانه کتی، رودخانه تنگ شیو، رودخانه سرآب سیاه، و همچنین از تالابهای برم‌شور در غرب بابامنیر و هفت برم در بخش دشمن‌زیاری می‌توان نام برد.


صنایع

در نوراباد صنایع دستی زیبا وجذابی از جمله قالی بافی " گلیم بافی وگبه بافی وجود دارد.در این میان فرش دستی قشقایی نورآباد زبانزد خاص وعام است.

شرکتهای مهم نوراباد

از شرکتهای مهم نورآباد ممسنی می‌توان به شرکت پتروشیمی نوراباد نامبرد.

روستاها

  • کرم اباد(بخش رستم)
  • دهنومرکزی(دهنوغلوئی)
  • منصورابادعلیا
  • بوان و سرحدات(چاه چنار، چاه توت و تل انجیر)
  • خومه زار
  • *جونگان از چهار روستا تشکیل است که در جنوب شرقی نورآباد قرار دارد ۱ روستای پودنک ۲ روستای تل خندق ۳ روستای دم قنات ۴ روستای شور در سال ۱۳۸۷ گلنگ تاسیس شرکت پترو شیمی در این روستا به زمین زده شده‌است که دراین صورت یکی از قطبهای مهم صنعتی در ایران خواهد شد.(انشاالله) این منطقه از شهرستان نورآباد ممسنی دارای آب وهوای معتدل وخوبی است ودارای امتیازات شبکه آبرسانی قوی " برق و دارای شبه تلفن فیبر نوری می‌باشد و به زودی انتقال خط گاز به این منطقه شروع خواهد شد.
  • فهلیان
  • پل فهلیان
  • تل گرفهلیان
  • شیراسپاری
  • سراب بهرام
  • رازیانه کاری
  • شاه داود
  • دهک
  • تل خزانه
  • گچگران
  • قلعه کهنه
  • سرنجلک
  • میرزامحمدی
  • سرن آباد (سرنوا)
  • ده گپ
  • کوپن
  • دودک(اسلام آباد)
  • بابامیدان
  • منگودرز شامل روستاهای سه تلان،تل سفید، تل افغانی،بیدگرد وشهرک گودرز
  • گوراب
  • باقری
  • شوسینی
  • میرخیراله
  • شاهجهان احمد
  • عبدالهی(علیاوسفلی)مشهور به اودلی
  • جعفرآباد
  • کراشوب
  • دولت آباد
  • زیردو از ۷ روستای شیخی، تل کهنه، دوکناران، بخس، میانه، نسه و برآفتاب تشکیل شده‌است. این دهستان از مناطق خوش آب وهوا بوده و دارای مکانهای گردشگری متعددی چون سرچشمه‌ها و همچنین دارای مناطق تاریخی چون کره پهلوان و تپه تل کهنه می‌باشد.
  • بردنگان از ۸ روستای: آب مروارید، نرمون، چمگز، میانه، کوشه، نارنجان(جاهای دیدنی زیادی دارد)، پیردان، باطون، گردنتل و سعادت آباد.
  • عالیوند
  • باجگاه(قلعه بجی)
  • هفت قلعه جنجان(جنجان)

۱. چاهکی ۲. گردنه ۳. دوازدهی ۴. سربیشه ۵. میانه ۶. قلعه نو (جنجان مرکزی) ۷. سروان (سورون) بزرگترین و کهنترین روستا که لیدوما در همین پهنه جای دارد

  • دهنو سادات(بخش رستم)
  • حسین آباد

روستاهای تنگ لله به ترتیب: * آب پخشان(شامل سه روستای آب پخشان، گوراب و گاوپیازی)

  • اسلام آباد
  • گراب(garrab)
  • آب بلوط
  • برآفتاب(شیخ محمد)
  • بابا پیری
  • شیرین
  • نارک(narak)
  • چم زیتون(cham zaitun)
  • دره گرم(darreh garm)
  • زیرزرد(zirzard)
  • پل مورد(دارای آثاری از دوره صفویه و چشمه آب مصفی و باغهای انجیر)
  • رودکی(که به غلط روبهکی ثبت شده)
  • مهرنجان
  • جویجان
  • جوزار
  • مال حاجی
  • دیر میر
  • علیشاهی
  • خرنگان
  • رجالو
  • کلگاه علیا
  • کلگاه سفلا (دمقنات)
  • مال محمود
  • چمگل
  • دیمه میل
  • آهنگری

روستای دشت (پشتکوه رستم)

  • سوراب (سورو)
  • پیر سرخ

دهستان چهارطاق کناره نوگک بکر گلبابکان تیرازجان پرین امیرایوب انصاری

مردم شناسی

شهرستان ممسنی دارای بافت سنتی و طایفه‌ای است. طایفه‌های بکش، جاوید، رستم، دشمن زیاری و ماهور میلاتی از آن جمله‌اند.

مردم این ناحیه از قدیم به تفنگ و اسب علاقه مند بوده‌اند. گویش محلی این منطقه لری است که البته باید توجه داشت که این گویش با گویش لری لرستان تفاوت فاحشی دارد. لری ممسنی شباهت بسیار زیادی با گویش لری بویر احمدی و بختیاری دارد.

کشاورزی در این شهرستان بسیار پر رونق می‌باشد و از آب رودخانه فهلیان اکثر زمین‌های خود را مشروب می‌کنند اکثر اوقات گندم و برنج می‌کارند. این شهر دارای زمین‌های فراوان فاریاب می‌باشد. شهر مصیری یکی از شهرهای این شهرستان می‌باشد که در راه شیراز به اهواز واقع می‌باشد. این شهر درزمانهای قدیم به صورت ارباب ورعیتی اداره می‌شده که کدخدای آن مرحوم مشهدی علیمحمدابن جهان احمد در زمان خود زبان زد خاص وعام بوده که نام وی در اسناد وکتب تاریخی مربوطه ثبت شده‌است که از آن جمله می‌توان ازقرارداد بین خوانین و کدخدایان ممسنی با حاج معین التجار بوشهری یاد نمود.

  • (از طوایفی که در گذشته های دور و به جهت حکمرانی به استانهای دیگر فرستاده شده اند میتوان به طایفه سرابندی و شهرکی اشاره کرد.طایفه سرابندی اکنون پس گذشت دوران و سیر حکومتی منصفانه ای که داشته اند همچنان در سیستان پابرجا هستند.طایفه شهرکی نیز که از تیره سرابندی بوده و به نمایندگی از انان مدتی به حکومت کرمان اشتغال داشتند اکنون با نام سیف الدینی.شهرکی.سیستانی در استان کرمان و بیشتر شهرستان زرند ساکن هستند.عده ای از این ایل نیز بنا بر دلایلی سیاسی به لرستان کوچانده شدند.نویسنده مکمل:شاهین میر)*

اشخاص مهم وستاره دار

سید ابراهیم امینی نماينده سابق مجلس و عضو هيات موسس حزب اعتماد ملي- حقوقدان و سياستمدار

مجید توکلی دانشجو، فعال سياسي و از معروف ترين دانشجويان زنداني سياسي ايران كه از پدر و مادري نورآبادي " بخش دشمن زياري" در شيراز متولد شده.

ابراهیم شاه قاسمی استاد دانشكده عمران دانشگاه تهران ‌، دكتراي آب و بهداشت محيط از آمریکا

آیت الله سید عبدالرسول موسوی نورآبادی نماینده سابق مجلس شورای اسلامی وبنیانگذار حوزه علمیه امام صادق (ع) ممسنی و فرمانده سابق سپاه پاسداران ]ممسنی.

حجت الاسلام احسان قاسمی نورآبادی دبیر کل سازمان یاوران مهدی و کارشناس ترویج وتبلیغ وفعال فرهنگی درزمینه ترویج فرهنگ دینی در کشورهای ایران وعراق وپاکستان وترکیه.

رهبر ی عزیز

 

با انتشار پيامي خطاب به ملتهاي مسلمان در سراسر جهان،

رهبر معظم انقلاب مسلمانان جهان را به ياري سيل‌زدگان پاكستان فراخواند

خبرگزاري فارس: رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به ملتهاي مسلمان در سراسر جهان، از آنان خواست به ياري ميليونها مسلمان پاكستاني حادثه‌ديده از سيل بشتابند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر مقام معظم رهبري، حضرت آيت الله خامنه اي رهبر معظم انقلاب اسلامي در پيامي به ملتهاي مسلمان در سراسر جهان، با اشاره به فاجعه عظيم سيل در پاكستان و ابعاد گسترده خسارتها و نياز ميليونها مسلمان پاكستاني به كمك فوري، تأكيد كردند: بايد در اين موقعيت خطير، براساس اخوت اسلامي به وظيفه خويش عمل كنيم و به ياري اين برادران و خواهران مصيبت زده بشتابيم.
متن پيام ولي امر مسلمين جهان به اين شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم
امت بزرگ اسلامي
فاجعه سيل زدگي كه برادران و خواهران مسلمان پاكستاني را در محنتي بزرگ فرو برده است، هر روز ابعاد گسترده تري مي يابد. اين فاجعه مناطق بسياري از شمال تا جنوب پاكستان را دربر گرفته و ميليون ها نفر را آواره كرده است. گستردگي اين بلاي خانمان سوز موجب شده است كه امداد رساني نيز با دشواري فراوان مواجه شود.
ملت مسلمان پاكستان در حالي با اين مصيبت بزرگ مواجه است كه نيروهاي اشغالگر و متجاوز امريكايي مستمراً با دستاويز قرار دادن بهانه هاي واهي خاك اين كشور اسلامي را در معرض تاخت و تاز قرار مي دهند.
ملت هاي شريف مسلمان
حجم خسارت هاي وارده چنان گسترده است كه افزون بر نياز فوري و مبرم ميليون ها برادر و خواهر ما و شما به آذوقه، لباس و محل سكونت، بخش عظيمي از زيرساخت هاي پاكستان از بين رفته است. متأسفانه سازمان هاي بين المللي وظيفه خود يعني خدمت رساني به انسان هاي مصيبت زده را به خوبي انجام نداده اند، امري كه به نوبه خود درخور توجه و موشكافي است.
برادران و خواهران مسلمان
حجم كمك هاي ما هر چه باشد، اندكي است در برابر اقيانوس نياز سيل زدگان پاكستاني، اما بايد در اين موقعيت خطير، براساس اخوت اسلامي به وظيفه خويش عمل كنيم و به ياري اين برادران و خواهران مصيبت زده بشتابيم. نكته اي كه بايد دولت هاي اسلامي و سازمان هاي بين المللي به آن بيشتر توجه كنند، ياري رساندن به دولت پاكستان در طراحي و اجراي چگونگي مقابله با اين محنت و نحوه امدادرساني و تبعات فوري و درازمدت آن است امري كه يقيناً در موقعيت هاي اضطراري، هر حكومتي را در پرداختن به امداد رساني به صورت كامل و همه جانبه با مشكل مواجه مي سازد.

سيدعلي خامنه اي
9/شهريور ماه/1389
20/رمضان المبارك/1431

رنج نامه یک نورابادی

ممسني

بدليل شغل پدرم حدود 16 سال است كه از ممسني دورام ولي ممسني را خوب مي شناسم چون وطنم است تقريبا در اكثر شهر هاي فارس زندگي كرده ام با آداب و رسوم اكثر آنها آشنا هستم تا حدودي آنها را خوب مي شناسم.

وقتي دانش آموز بودم ، وقتي دانشجو بودم هر كه سئوال مي كرد اهل كجائي مي گفتم اهل نورآباد ممسني هستم با افتخار مي گفتم نورآبادي و خوشحال بودم كه لر هستم و خدا را شكر مي كردم كه در سرزميني زندگي مي كنم كه در طول تاريخ شير مردان و شير زنانش افتخارات زيادي بر جاي گذاشته اند. وقتي به نورآباد مي آمدم خوشحال بودم كه به وطنم برگشته ام دلم مي خواست هرگز از آن جدا نشوم روزها مي گذشت و من با دلخوشي در وطن ايام مي گذراندم و عين خيالم هم نبود كه ممسني چيست و چه مي خواهد؟ نورآباد در انتظار چيست؟

در اين سالهاي آخر در يكي از شهرستانهاي فارس بنام استهبان با خانواده اقامت داشتيم شهر كوچكي بود بيشتر مسئولينش هم نورآبادي بودند آري مايه افتخار ممسني در خارج از ممسني. با جو شهر كه بيشتر آشنا شدم فهميدم كه از لحاظ وسعت شهري يك چهارم شهر نورآباد است خنده ام گرفت گفتم به اين مي گويند شهرستان به ممسني هم مي گويند شهرستان هر جا را پيدا كرده اند اسمش را گذاشته اند شهرستان. چند ماهي گذشت تازه فهميدم كه ممسني چقدر محروم است. ما ممسني را در ذهنمان بزرگ كرده ايم شهرستاني كه يك چهارم نورآباد است داراي 3 دانشگاه آزاد اسلامي، پيام نور و آموزشكده فني است تازه قرار بود بيستمين سالگرد تاسيس دانشگاه آزادشان را هم جشن بگيرند.

در بهرش كه رفتم خيلي چيز ها ديدم، ديدم مردم در بهر چه چيز هايي مي روند به چه چيز هايي فكر مي كنند و به اصل كاري اصلا كاري ندارند با خودم گفتم اين مسائل گذراست مي آيد، مي گذرد، فراموش مي شود...

تا چشم باز كردم ديدم سر صندلي دانشگاه نشسته ام از هر شهري، هر استاني در آن دانشگاه قبول شده بودند. فارس، قشقائي، آذري، لر، كرد. روزهاي اول آشنايي هر كه مي گفت كجائي هستي مي گفتم ‹ممسني› عده اي به اسم نورآباد مي شناختند و عده اي هم آدرسش را مي گرفتند. با تعجب مي پرسيدم يعني شما اسم ممسني را نشنيده ايد، يعني نمي دانيد كجاست؟ من هم با دلگرمي توضيح مي دادم. ولي دريغ از ممسني كه حتي يك دانشگاه ساده هم نداشت اسمش بود پيام نور ولي من كه قيافه دانشگاهي نديدم از بزرگتر ها شنيده بودم ممسني در گذشته امتياز دانشگاه آزاد و علوم پزشكي اش را از دست داده است چقدر تاسف برانگيز است كه ممسني با داشتن 4 بخش و حدود 750 روستا يكي از بزرگترين شهرستانهاي فارس از داشتن يك دانشگاه هم محروم باشد. تازه، مردم شايعه شنيده بودند كه قرار است يك آموزشكده و دانشگاه آزاد در نورآباد تاسيس شود تازه بعضي از مردم هم مي گفتند ما كه لازم نداريم ما دانشگاه مي خواهيم چكار؟

با هر بدبختي كه بود امتيازش را گرفتند. آقايان هم گذاشتند تو ساز و كرنا كه مردم برايتان دانشگاه آورديم ما داريم براي شما كار مي كنيم. نمي دانستند كه شهرستان هاي ديگر دارند بيستمين سالگردش را جشن مي گيرند نمي دانستند كه ما 20 سال از كوچكترين شهر فارس هم عقبيم. قضاوت با خودتان ...

هفته ها گذشت ماهها گذشت ترمها گذشت ، ممسني جلوه خوبي در بين دوستان داشت روزي يكي از  اساتيد جريان آشوب ممسني را از من سئوال كرد آنجا بود كه آسمان روي سرم خراب شد همه نگاه ها به طرفم برگشت گفتم خدايا چه بگويم از ندانم كاري هاي مردم بگويم و يا از ... آخر من از چه بگويم، مكثي كردم گفتم در جريانش نيستم. به خانه كه بر گشتم در فكر اين بودم كه آيا در شان ممسني است كه او را افراد ديگر با آشوب بشناسند. آيا من و امثال من بايد ممسني را با درگيري هاي بي جهت داخلي و قومي و طايفه اي به ديگران بشناسانيم. ما كه افتخارمان اين است كه در هر جاي ايران بگوئيم بيشترين تحصيلكرده را در سطح شهرستانها داريم افتخارمان اين است كه بگوئيم لر هستيم و افتخارمان اين است كه مي گوئيم نورآبادي هستيم پس چرا بايد در شهر مان چنين مسائلي باشد. نشستم به نورآباد فكر كردم روي كاغذ نوشتم نورآباد ممسني به آن خيره شدم در فكرش بودم كه بر چه اساسي اسمش را گذاشتند نورآباد، معني اش چيست؟ با خودم گفتم عيب ندارد يك مسئله سياسي است خودش درست مي شود آرام مي گيرد بي خيال، گذشت، روزي به نورآباد رفتم در سطح خيابانها داشتم قدم مي زدم ديدم آن طرف تر دعواست از يكي از دوستان جويا شدم گفت: دعواي بين دو طايفه است لبخند تلخي زدم و رفتم. با خودم خلوت كردم گفتم: خدايا ! درد ممسني يكي و دوتا نيست درد ممسني ريشه در ندانم كاري هاي پيشينيان و مردم امروزي دارد خدايا ممسني پنج طايفه دارد و به اندازه پنج كشور مشكل. طايفه گرائي بي جهت مردم، تعصبات ويران كننده، ممسني را به كجا خواهد كشاند؟ آينده ممسني چه خواهد شد؟

آي مردم ! شما كه در زمان انقلاب و جنگ با هم متحد بوديد شما كه در صفوف نماز جمعه بكش و رستم و جاويد نمي شناسيد و با هم متحد هستيد پس چر اينگونه مي كنيد؟ چرا فقط به اسم طايفه مي نازيد و چرا روش هيتلر را  در پيش رو گرفته ايد؟ مي دانستم كسي صدايم را نمي شنود به هر كه هم كه بگويم مي خندد پس خاموش شدم و از درون سوختم. گفتم خدا خودش به خير بگذراند...

حالا روي صحبتم با شماست مسئول محترم بيائيد با دقت به چهره شهر نورآباد نگاه كنيد و بعد خودتان قضاوت كنيد آن از مسجد شهر كه يك مسجد بيشتر در شهر نورآباد نداريم آن هم از وضع خيابانها آن هم از وضع دست فروشان در پياده روي ها، از وضع عابر بانكها  و ... ولي اين را بدانيد اينها در شان ممسني نيست اينها براي ممسني ساخته نشده اند.

مردم و مسئولين عزيز، ممسني دارد خون دل مي خورد ممسني دارد شكسته مي شود ممسني را بايد ساخت ممسني را بايد به جايي رساند كه همه با افتخار بگوئيم اهل ممسني هستيم. ممسني

 با تمام وجودمان دوستت داريم ممسني

طوایف ممسنی

ايل بكش:

وجه تسميه بكش را كه يك اسم باستاني است مي توان مشتق از واژه ي بهكيش (به دين) دانست. محدوده ي  جغرافيايي ايل بكش به روشني مشخص نيست ولي به اعتبار روايات محلي، اين ايل كه در قديم به صورت كوچرو تامين زندگي مي كرده است. مناطق بيضا و همايجان و بخشي از محدوده كنوني ايلات جاوي را ييلاق و نواحي نورآباد(نوبندگان) تا ماهور ميلاتي را؛ قشلاق خود داشته است. فارس نامه ناصري، خوبيارخان را كلانتر قديمي ايل بكش مي داند و از تيره هاي اصلي اين ايل نام ميبرد كه عبارتند از: آل مير(آل امير)،بابر سالار(باباسالار)، علي وند(عاليوند)، كواراكاني(كرائي) و تيره اي به زبان امروزي ممسني به نام عمله.

فرهنگ جغرافيايي ايران مرزهاي اين ايل را از شمال به كوه ناپاك و قلعه سفيد، از جنوب به ارتفاعات ماهور ميلاتي، از خاور به كوه هاي دشمن زياري و از باختر تقريبا به رودخانه كتي كور منحصر مي داند.

تواريخ محتلف بر نقش اساسي اين ايل در فرهنگ و مذهب فارس اشاره مي كنند. آنان از قديم در حكومت فارس  نيز نقش داشتند. ذكر مي شود كه يكي از اين ايل ها در قديم از افسران نظامي هخامنشيان بوده است. تواريخ مختلف نيز به نقش بكش در به قدرت رسيدن كريم خان زند و شكست مخالفان وي خصوصا محمد حسن خان قاجار اشاره مي كند. لازم به ذكر است دختر ميري خان عاليوندي، كلانتر قديمي ايل بكش، همسر زكي خان برادر كريم خان زند بود.

ايل جاويد :

از ايلات قديم لر ممسني در دوران شاه تهماسب صفوي ( 984-931 ق) در جوار سه ايل بزرگ: بكش، رستم، شول بني خالد، در نواحي بيضا، بنو، همايجان و شعب باشت كهكيلويه، سكونت داشتند.

مرزهاي آن در قديم(به حالت كوچرو زندگي مي كرده اند) به نواحي گرمسيري ماهور ميلاتي و در تابستان تا مناطق بيضا و بنو و اردكان و همايجان چراگاه داشته اند.

فارسنامه ناصري، كلانتر قديمي اين ايل را باقرخان يا (يوزباشي باقرخان) مي داند. باقرخان جد چهارم محمد علي خان جاويدي است. از خوانين شايسته اين ايل در قديم، مي توان به عباس خان اشاره كرد. خانواده هاي جاويدي و وكيلي در فيروزآباد از بازماندگان او مي باشند. همچنين خانواده هاي جاودان در ممسني از برادر زادگان او مي باشند.

دهها جلد كتاب از اسكندر خان چاپ كلكته و بمبئي به جاي مانده است.

فرزند او هوشنگ جاودان نيز از مورخين آگاه به شمار مي آيد.

ايل دشمن زياري :

از شاخِِِه ي كشتاسبي ايلات دشمن زياري استان كهكيلويه و بويراحمد مي باشد كه احتمالا در اواسط حكومت صفويه ( 1035 ه-ق ) از ديگر شاخه هاي گرشاسبي، الياسي و گشتاسبي و باوردنائي جدا شده و همراه ايلات ممسني به ناحيه ي شولستان در منطقه تيرمردان كه بعد ها دشمن زياري ناميده شد، سكونت گزيده اند. مردم اين طوايف چه در كهكيلويه و چه در ممسني جد مشترك خود را علاءالدوله عضدالدين ابوجعفر محمد بن دشمن زيار ديلمي از آل كاكويه متوفاي 432هجري مي دانند كه وي حكومت ايالات: يزد، اصفهان،‌ لرستان را در دست داشته است. مرزهاي قديمي آن همين مرزهاي كنوني است، بجز بخشي كه در حال حاضر جزء منطقه كوهمره سرخي است. اين طايفه مردان شجاعي داشته است كه از جمله آنان مي توان به اسدالله خان اشاره نمود. در اواخرحيات خود كه مصادف با جنگ جهاني اول بود؛ مدرسه چهار كلاسه اي بنا نمود. در اين محل معلميني از شيراز دروس عربي، انگليسي و فارسي را تدريس مي كردند. از جمله شاگردان اين مدرسه چند نفر از محترمين بوير احمد ازجمله، نصيربهادر تامرادي از ممسني، ملا جيبا كرائي و ملا بندر شهروئي و ملا ناصر جاوي بود. سالم خان دشمن زياري نيز در زمان خود، داراي كتاب خانه بوده است.

ايل رستم:

يكي از ايلات مستقل ممسني مي باشد كه همراه ديگر ايلات ممسني از ناحيه هاي كهمره، كاكان، بوير احمد به نواحي تنبوك موردستان (پشت كوه رستم) مهاجرت كرده اند.

فارسنامه ي ناصري؛ اين ايل را داراي دو بخش سردسيري و گرمسيري مي داند. در فرهنگ جغرافياي ايران تاليف 1330 شمسي محدوده ي جغرافيايي اين ايل چنين معلوم شده: از شمال به ارتفاعات سرتنگ تامرادي و سرگچينه، از خاور به ارتفاعات رود بشار و از باختر به كوههاي باشت و باوي و از جنوب به رودخانه فهليان. اين منطقه داراي اثرات فرهنگي و تاريخي زيادي مي باشد. از واقعيت هاي تاريخي آن مي توان به جنگ تامرادي اشاره كرد. اهالي رستم نيز از مخالفين اصلي معين التجار بوشهري بوده اند و مشكلات زيادي را براي بوشهري كه خود را مالك ممسني مي دانست بوجود آوردند. آخرين كلانتر ايل رستم حسينقلي خان بوده كه همراه پسر خود جعفرقلي خان و چند تن از خوانين ممسني و بويراحمد در سال 1341 به اتهام مخالفت با قانون اصلاحات اراضي اعدام گرديد.

لازم به ذكر است علت اينكه در تواريخ هر يك از چهار طايفه ي ممسني؛ ايل ناميده شده اند شايد كوچرو بودن اين طوايف بوده است.

اشنای با نماینده

عبدالرضا مرادی

نماینده ممسنی در مجلس هشتم  

  در سال1347 هـ . ش در خانواده ای مذهبی و کشاورز در شهرستان ممسنی دیده به جهان گشود. ایشان تحصیلات خود را تا پایان دوران متوسطه در شهرستان ممسنی سپری نمود، سپس در سال 1370 در رشته مدیریت بازرگانی دانشگاه شیراز پذیرفته شد. علاقه فراوان ایشان به  قضاوت باعث گردید از ادامه تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی منصرف شود. ایشان در سال 1371 با پذیرفته شدن در رشته علوم قضایی راهی تهران شد و در سال 1374  فارغ التحصیل و پس از اتمام دوره کارآموزی قضایی در کسوت قضاوت به ممسنی بازگشت.
عبدالرضا مرادی به دلیل انگیزه فراوان به تکمیل معلومات قضایی تحصیلات خود را در مقطع فوق لیسانس رشته حقوق خصوصی ادامه داد .

عبدالرضا مرادی در تاريخ 24 اسفند 1386به عنوان نماینده ممسنی در مجلس هشتم انتخاب گردبد.وی عضو کمیسیون قضایی حقوقی مجلس است.

سوابق و مسئولیت ها و کارهای اجرایی:

. معاون قضایی دادگستری شهرستان ممسنی. سرپرست دادگستری شهرستان ممسنی. رئیس دادگستری شهرستان سپیدان. مدرس دانشگاه های آزاد اسلامی - پیام نور – دانشگاه امام حسین (ع) در شهرستان های ممسنی و یاسوج. مستشار دادگاه تجدید نظر استان کهگیلویه و بویر احمد

کمک مقام معظم رهبری

:::برخورداری اهالی دشمن زیاری از کمک های رهبری.:::
فرماندار ممسني گفت: سه هزار و 373 خانوار محروم بخش دشمن زياري شهرستان ممسني از کمک هاي اهدايي غيرنقدي برخوردار شدند.
الله بخش گنجه اي، بيان داشت: ارزش اين کمک ها که رهبر معظم انقلاب به مردم محروم منطقه ياد شده اهدا کرده اند، افزون بر شش ميليارد ريال است.
وي افزود: اين کمک ها توسط بنياد علوي ظرف مدت دو هفته توزيع خواهد شد و به هر يک از اهالي اين منطقه 500 هزار ريال در قالب اجناسي همچون پوشاک و کفش اهدا مي شود.
                                             

ازدواج موقت

نايب رييس کميسيون قضايي مجلس:ازدواج مجدد مردان را قانونمند کرده ايم

نايب رييس دوم کميسيون قضايي و حقوقي مجلس در واکنش به برخي انتقادها درباره تصويب ماده 23 لايحه حمايت از خانواده در اين کميسيون گفت:‌ با تصويب اين ماده، وضعيت ازدواج مجدد مردان را قانونمند کرده ايم و اين قانونمندي، آرامش و ثبات در خانواده ها را در پي خواهد داشت.

"عبدالرضا مرادي " نماينده مردم ممسني در مجلس شوراي اسلامي روز شنبه در گفت و گو با خبرنگاران اظهار داشت: لايحه حمايت از خانواده به سمت ثبات رابطه زوجيت (حفظ کانون خانواده گام برداشته و اين قطعا به نفع خانواده و بويژه زنان است.
اين عضو ارشد کميسيون قضايي مجلس تصريح کرد: اگر جايگزيني براي ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که قبلا از سوي مجلس حذف شده بود، تدوين و تصويب نمي شد، به دليل فقدان قانون ، مبهم يا مجهول بودن آن، هرج و مرج در جامعه ايجاد مي شد و دادگاهها براي حل معضلات خانوادگي و تشخيص اينکه حق با کدام يک از طرفين است، دچار مشکل مي شدند.
مرادي که پيش از نمايندگي مجلس، چندين سال قاضي بوده است، افزود: از سوي ديگر، وقتي خلاء قانوني وجود دارد ، قضات به اصل 167 قانون اساسي که مراجعه به فتواي معتبر فقهي را مطرح مي کند، استناد خواهند کرد که به مردان اجازه اختيار يک تا چهار همسر دايم را داده است.
نايب رييس کميسيون قضايي مجلس گفت: حال با توجه به اينکه تصويب ماده 23 لايحه حمايت از خانواده ، محدوديت هايي براي ازدواج مجدد مردان فراهم مي کند، اين سوال مطرح مي شود که آيا چنين قانوني بايد موجب تشويش و نگراني زنان ايراني شود يا با توجه به ايجاد محدويت براي مردان ، نگراني و استرس زنان در اين زمينه کاسته شود؟
وي از تمامي خانواده ها و زنان ايراني خواست به سخنان عده اي که قصد مشوش کردن افکار عمومي را در اين زمينه دارند، توجه نکنند چراکه فقدان قانون ، خسارت بيشتري به خانواده و حريم امن و آرام آن، وارد خواهد کرد.
مرادي در عين حال تصريح کرد: ماده 23 که از سوي کميسيون قضايي و حقوقي مجلس تصويب شده ، تفاوت زيادي با ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که از سوي دولت تصويب و به مجلس پيشنهاد شده بود، دارد.
نايب رييس کميسيون قضايي مجلس گفت: براساس ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که از سوي دولت ارايه شده بود، اختيار همسر دايم بعدي منوط به کسب اجازه از دادگاه، پس از احراز توانايي مالي و تعهد مرد به اجراي عدالت در بين همسران شده بود.
وي افزود: اين در حالي است که ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که اکنون از سوي کميسيون قضايي و حقوقي مجلس تصويب شده، 10 شرط را براي امکان ازدواج مجدد مردان در نظر گرفته که بايد از سوي دادگاه خانواده ، تاييد و احراز شود.
مرادي اظهار داشت: مرد در صورت دارا بودن شروط اين ماده، مي تواند طي دادخواستي از دادگاه، تقاضاي اخذ مجوز براي ازدواج دوم کند ؛ ليکن حقوق همسر اول ناديده گرفته نخواهد شد و مرد بايد تمکن مالي کافي داشته باشد و عدالت بين همسران را نيز رعايت کند.
وي، اين شروط را شامل اجازه همسر اول، عدم قدرت همسر اول در ايفاي وظايف زناشويي ، عدم تمکين زن از شوهر ، ابتلا زن به جنون يا امراض صعب العلاج به نحوي که دوام زناشويي براي مرد مخاطره آميز باشد، محکوميت قطعي زن به مجازات پنج سال يا بيشتر يا جزاي نقدي که براثر عجز از پرداخت ، منجر به پنج سال بازداشت شود يا حبس و جزاي نقدي که مجموعا منجر به پنج سال يا بيشتر بازداشت شود و حکم مجازات در اجرا باشد، بيان کرد.
نماينده ممسني در مجلس تصريح کرد: ابتلا زن به هر نوع اعتياد مضر که براساس تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خللي وارد و ادامه زندگي زناشويي را غير ممکن کند، سوء رفتار يا سوء معاشرت زن به حدي که ادامه زندگي را براي مرد غير قابل تحمل کند، ترک زندگي خانوادگي از سوي زن ، عقيم بودن زن و غايب شدن زن با رعايت ماده 1029 قانون مدني از ديگر شروطي است که در ماده 23 تصويب شده است.
نايب رييس کميسيون قضايي و حقوقي مجلس خاطر نشان کرد: در صورت وجود هر يک از شروط ياد شده، مرد مي تواند درخواست ازدواج مجدد خود را با استناد به آن به دادگاه ارايه کند

این شب ها

این شبها فرشتگان، زمين را به آسمان متصل مي‌كنند

خداوند متعال همان طور که برای فصل های شمسی، بهاری قرار داده است، برای ماههای قمری نیز بهاری قرار داده است که این بهار ماه مبارک رمضان است و بهار فصل و هنگام بهره مندی از موهبت های خدادادی است و در طی این ماه پر برکت و پر فضیلت درهای رحمت الهی به روی بندگان و همه ی مخلوقات گشوده است شبی  که از هزار ماه بهتر و با فضيلت‌تر و در پيشرفت انسان موثرتر.

با استناد به آیات قرآن و احادیث و روایت، شب قدر یعنی همان شبی که فضیلت آن برتر از 1000 ماه عبادت است و به تعبیری برابر با 80 سال است که از لحاظ کمی یک عمر محسوب می شود، از طرف دیگر شب قدر، شبی است که قرآن بر قلب مبارک ولی امر زمان یعنی مهدی صاحب الزمان(عج) بار دیگر نازل می گردد و تقدیرات یک ساله ی همه ی عالم به دست پسر فاطمه(س) می رسد و توسط  حضرتش امضا و تائید می گردد، یعنی تقدیرات یک ساله و همه اتاقاتی که قرار است در طول یک سال برای شخصی محقق گردد در  یکی از همین سه شب 19 و 21 و 23  ماه رمضان است .

طبق روايتي كه مرحوم محدث قمي نقل مي‌كند، سوال كردند كه كدام يك از اين سه شب، شب قدر است؛ در جواب فرمودند: چه‌قدر آسان است كه انسان، دو شب (يا سه شب) را ملاحظه شب قدر بكند؛ چه اهميت ‌دارد بين سه شب مردد باشد، مگر سه شب چقدر است؟ كساني بوده‌اند كه همه ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب مي‌آوردند و اعمال شب‌قدر را انجام مي‌دادند!

نیاز به توضیح بیشتر در مورد فضائل بی کران این شب مبارک و اینکه قرار است در طول این یک شب تمام تقدیرات ما برای یک سال آینده رقم بخورد نیست، نکته ای که بدون شک در ذهن ما نقش می بندد این است که برای درک بیشتر و بهره مندی بهتر از این شب با فضیلت که در طول هرسال فقط یک شب است بهره‌مند گردیم.

* برای تمسک به امام زمان (عج) باید احساس اضطرار کنیم

خداوند متعال با این لطف و رحمت بی حد و نصاب تمام تقدیرات و الطافی که می خواهد به ما عطا بفرماید را از طریق واسطه ی فیض یعنی صاحب الزمان ارواحنا فداه نازل می فرمایند، یعنی ما برای اینکه از این شب به بهترین نحو بهره‌مند گردیم باید به امام زمان(عج) تمسک بجوییم و بهترین تقدیرات را از ایشان بخواهیم وبرای این امر باید رضایت ایشان را به دست بیاوریم.

رضایت ایشان در گرو میزان پاکی و خلوص دل و اعمال هر بنده است و این دو مهم چیزی نیست که به راحتی و در طی یک شب و یا یک ماه بدون عنایات خود امام زمان(عج) بدست بیاید، پس خلاصه ی اینکه برای بهره مندی از این شب عظیم راهی نیست مگر اتصال و تمسک به خود حضرت امام زمان(عج) و اینکه از خود ایشان برای کسب توفیقات و بهره مندی از بهترین تقدیرات الهی برای یک سال آینده مدد بجوییم چرا که واسطه ی فیض و ولی نعمت و صاحب الامر ما و همچنین شفی و وصی ما در محضر خداوند رحمان خود وجود نازنین امام زمان(عج) هستند.

برای تمسک به امام زمان (عج) باید احساس اضطرار کنیم یعنی باید درک کنیم که واقعا این شب عظیم به نحوی عصاره ی تمام عبادات و تمسکاتی است که در طول سال داشته ایم و همچنین تمام تقدیراتی است که در طول این یک سال برای ما رقم خواهد خورد.

باید بدانیم که هر چه خیر، برکت، رحمت و مغفرت در این یک شب و در این ماه و در همه ایام سال بر مردم نازل می‌شود به برکت وجود مقدس امام زمان(عج) است و اعمال و عبادات همگان نیز تنها و تنها با امضای آن حضرت مقبول خداوند واقع خواهد شد؛ همانطور که در زیارت آن حضرت آمده است «اشهد ان بولایتک تقبل الاعمال» شهادت می‌دهم با ولایت تو اعمال پذیرفته می‌شود و در شب قدر مقدرات یک ساله عالم هستی و همه افراد توسط آن جناب امضا و تنفیذ می‌گردد و با ظهور آن حضرت است که همه مشکلات بشریت دوا می‌شود.

یکی از راههای کسب رضایت امام زمان(عج) دعا برای تعجیل در فرج و سلامتی آن حضرت است و رستگاران واقعی کسانی هستند که در شب قدر در گوشه قلب آن مولای مهربان برای خویش جایی دست و پا کنند و از عنایت خاص و دعای مستجاب آن بزرگوار بهره‌مند گردند.

بزرگان چه می گویند؟

* اين شب، تمام لحظاتش سلام الهي است

مقام معظم رهبری در رابطه با فضیلت و اهمیت این شب می فرمایند: ليله‌القدر، شب ولايت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائكه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بيت(ع) است.

ليله‌القدري كه در اين ماه رمضان است و قرآن صريحا مي‌فرمايد: "ليله‌القدر خير من الف شهر" يك شب، بهتر است از هزار ماه، بسيار مهم است؛ چرا اين قدر فضيلت را به يك شب دادند؟ زيرا بركات الهي در اين شب زياد است؛ نزول ملائكه در اين شب زياد است؛ اين شب، سلام است؛ "سلام هي حتي مطلع‌الفجر" از اول تا آخر اين شب، لحظاتش سلام الهي است "سلام قولا من رب رحيم" رحمت و فضل الهي است كه بر بندگان خدا نازل ‌مي‌شود. هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره مباركه قدر هم، سوره ولايت است. شب قدر، خيلي ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‌ها و روزهايش ارزش والا دارد؛ البته ليله‌القدر نسبت به روزها و شب‌هاي ماه رمضان، خيلي فاخرتر است اما شب‌ها و روزهاي ماه رمضان، نسبت به روزها و شب‌هاي بقيه سال، خيلي فاخرتر است. بايد قدر بدانيم. در اين روزها و در اين شب‌ها، همه بر سر سفره‌ انعام الهي حاضريم، استفاده كنيم.
 
* شبي كه فرشتگان، زمين را به آسمان متصل مي‌كنند

در ماه رمضان در همه روزها و شب‌ها دل‌هايمان را هرچه مي‌توانيم با ذكر الهي نوراني‌تر می كنيم، تا براي ورود در ساحت مقدس ليله`‌القدر آماده شويم كه "ليله‌القدر خير من الف شهر؛ تنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر" شبي كه فرشتگان، زمين را به آسمان متصل مي‌كنند؛ دل‌ها را نور باران و محيط زندگي را با نور فضل و لطف الهي منور مي‌كنند. شب سلام و سلامت معنوي "سلام هي حتي مطلع الفجر" شب سلامت دل‌ها و جان‌ها، شب شفاي بيماري‌هاي‌ اخلاقي، بيماري‌هاي معنوي، بيماري‌هاي مادي و بيماري‌هاي عمومي و اجتماعي؛ كه امروز متاسفانه دامان بسياري از ملت‌هاي جهان، از جمله ملت‌هاي مسلمان را گرفته است! سلامتي از همه اين‌ها، در شب قدر ممكن و ميسر است؛ به شرطي كه با آمادگي وارد شب قدر بشويم.

* باطن لیله القدر حضرت زهرا(س) است

آیت الله مجتبی تهرانی در باب اهمیت و طریقه ی استفاده از این شب تاکید می کردند و می کنند که باطن لیله القدر حضرت زهرا(س) است و اگر کسی حق حضرت فاطمه (س) را بشناسد شب قدر را درک کرده است و همینطور اگر آن حضرت را بشناسد به ایشان تمسک بجوید مشمول محبت خاص فرزندشان حضرت صاحب الزمان(عج) نیز میگردد، پس باید در شبهای قدر به وجود مقدس حضرت زهرا (س) متوسل شویم چرا که امام زمان(عج) نیز به احترام ایشان از سر تقصیرات و کوتاهی های ما بگذرند.

*بر جد غریب ما درود بفرستید

یکی از اعمال مستحبی شب قدر، زیارت امام حسین علیه السلام است، زیارت امام حسین(ع) علاوه بر این که از افضل اعمال است، باعث خشنودی و رضایت خاطر مادر بزرگوارشان و همچنین وجود مقدس امام زمان می شود،حکایتی است از طرف امام صادق(ع) که یکی از شاگردانشان به محضر مبارک آن حضرت می رسند و بیان می کنند که شب گذشته که شب قدر بود را از دست دادم و تمام شب را خواب به سر بردم، امام صادق(ع) می فرمایند: نه این طور نیست، تو دیشب کاری را کردی از که از عبادت و شب زنده داری در کل شب برتر است، دیشب که در نیمه ی شب از تشنگی از خواب بیدار شدی و ظرفی آب نوشیدی بر جد غریب ما حسین(ع) درود فرستادی و همین عمل از تو پذیرفته شد

این شبها فرشتگان، زمين را به آسمان متصل مي‌كنند

خداوند متعال همان طور که برای فصل های شمسی، بهاری قرار داده است، برای ماههای قمری نیز بهاری قرار داده است که این بهار ماه مبارک رمضان است و بهار فصل و هنگام بهره مندی از موهبت های خدادادی است و در طی این ماه پر برکت و پر فضیلت درهای رحمت الهی به روی بندگان و همه ی مخلوقات گشوده است شبی  که از هزار ماه بهتر و با فضيلت‌تر و در پيشرفت انسان موثرتر.

با استناد به آیات قرآن و احادیث و روایت، شب قدر یعنی همان شبی که فضیلت آن برتر از 1000 ماه عبادت است و به تعبیری برابر با 80 سال است که از لحاظ کمی یک عمر محسوب می شود، از طرف دیگر شب قدر، شبی است که قرآن بر قلب مبارک ولی امر زمان یعنی مهدی صاحب الزمان(عج) بار دیگر نازل می گردد و تقدیرات یک ساله ی همه ی عالم به دست پسر فاطمه(س) می رسد و توسط  حضرتش امضا و تائید می گردد، یعنی تقدیرات یک ساله و همه اتاقاتی که قرار است در طول یک سال برای شخصی محقق گردد در  یکی از همین سه شب 19 و 21 و 23  ماه رمضان است .

طبق روايتي كه مرحوم محدث قمي نقل مي‌كند، سوال كردند كه كدام يك از اين سه شب، شب قدر است؛ در جواب فرمودند: چه‌قدر آسان است كه انسان، دو شب (يا سه شب) را ملاحظه شب قدر بكند؛ چه اهميت ‌دارد بين سه شب مردد باشد، مگر سه شب چقدر است؟ كساني بوده‌اند كه همه ماه رمضان را از اول تا آخر، شب قدر به حساب مي‌آوردند و اعمال شب‌قدر را انجام مي‌دادند!

نیاز به توضیح بیشتر در مورد فضائل بی کران این شب مبارک و اینکه قرار است در طول این یک شب تمام تقدیرات ما برای یک سال آینده رقم بخورد نیست، نکته ای که بدون شک در ذهن ما نقش می بندد این است که برای درک بیشتر و بهره مندی بهتر از این شب با فضیلت که در طول هرسال فقط یک شب است بهره‌مند گردیم.

* برای تمسک به امام زمان (عج) باید احساس اضطرار کنیم

خداوند متعال با این لطف و رحمت بی حد و نصاب تمام تقدیرات و الطافی که می خواهد به ما عطا بفرماید را از طریق واسطه ی فیض یعنی صاحب الزمان ارواحنا فداه نازل می فرمایند، یعنی ما برای اینکه از این شب به بهترین نحو بهره‌مند گردیم باید به امام زمان(عج) تمسک بجوییم و بهترین تقدیرات را از ایشان بخواهیم وبرای این امر باید رضایت ایشان را به دست بیاوریم.

رضایت ایشان در گرو میزان پاکی و خلوص دل و اعمال هر بنده است و این دو مهم چیزی نیست که به راحتی و در طی یک شب و یا یک ماه بدون عنایات خود امام زمان(عج) بدست بیاید، پس خلاصه ی اینکه برای بهره مندی از این شب عظیم راهی نیست مگر اتصال و تمسک به خود حضرت امام زمان(عج) و اینکه از خود ایشان برای کسب توفیقات و بهره مندی از بهترین تقدیرات الهی برای یک سال آینده مدد بجوییم چرا که واسطه ی فیض و ولی نعمت و صاحب الامر ما و همچنین شفی و وصی ما در محضر خداوند رحمان خود وجود نازنین امام زمان(عج) هستند.

برای تمسک به امام زمان (عج) باید احساس اضطرار کنیم یعنی باید درک کنیم که واقعا این شب عظیم به نحوی عصاره ی تمام عبادات و تمسکاتی است که در طول سال داشته ایم و همچنین تمام تقدیراتی است که در طول این یک سال برای ما رقم خواهد خورد.

باید بدانیم که هر چه خیر، برکت، رحمت و مغفرت در این یک شب و در این ماه و در همه ایام سال بر مردم نازل می‌شود به برکت وجود مقدس امام زمان(عج) است و اعمال و عبادات همگان نیز تنها و تنها با امضای آن حضرت مقبول خداوند واقع خواهد شد؛ همانطور که در زیارت آن حضرت آمده است «اشهد ان بولایتک تقبل الاعمال» شهادت می‌دهم با ولایت تو اعمال پذیرفته می‌شود و در شب قدر مقدرات یک ساله عالم هستی و همه افراد توسط آن جناب امضا و تنفیذ می‌گردد و با ظهور آن حضرت است که همه مشکلات بشریت دوا می‌شود.

یکی از راههای کسب رضایت امام زمان(عج) دعا برای تعجیل در فرج و سلامتی آن حضرت است و رستگاران واقعی کسانی هستند که در شب قدر در گوشه قلب آن مولای مهربان برای خویش جایی دست و پا کنند و از عنایت خاص و دعای مستجاب آن بزرگوار بهره‌مند گردند.

بزرگان چه می گویند؟

* اين شب، تمام لحظاتش سلام الهي است

مقام معظم رهبری در رابطه با فضیلت و اهمیت این شب می فرمایند: ليله‌القدر، شب ولايت است. هم شب نزول قرآن است، هم شب نزول ملائكه بر امام زمان است، هم شب قرآن و شب اهل بيت(ع) است.

ليله‌القدري كه در اين ماه رمضان است و قرآن صريحا مي‌فرمايد: "ليله‌القدر خير من الف شهر" يك شب، بهتر است از هزار ماه، بسيار مهم است؛ چرا اين قدر فضيلت را به يك شب دادند؟ زيرا بركات الهي در اين شب زياد است؛ نزول ملائكه در اين شب زياد است؛ اين شب، سلام است؛ "سلام هي حتي مطلع‌الفجر" از اول تا آخر اين شب، لحظاتش سلام الهي است "سلام قولا من رب رحيم" رحمت و فضل الهي است كه بر بندگان خدا نازل ‌مي‌شود. هم شب قرآن و هم شب عترت است. لذا سوره مباركه قدر هم، سوره ولايت است. شب قدر، خيلي ارزش دارد. همه ماه رمضان، شب‌ها و روزهايش ارزش والا دارد؛ البته ليله‌القدر نسبت به روزها و شب‌هاي ماه رمضان، خيلي فاخرتر است اما شب‌ها و روزهاي ماه رمضان، نسبت به روزها و شب‌هاي بقيه سال، خيلي فاخرتر است. بايد قدر بدانيم. در اين روزها و در اين شب‌ها، همه بر سر سفره‌ انعام الهي حاضريم، استفاده كنيم.
 
* شبي كه فرشتگان، زمين را به آسمان متصل مي‌كنند

در ماه رمضان در همه روزها و شب‌ها دل‌هايمان را هرچه مي‌توانيم با ذكر الهي نوراني‌تر می كنيم، تا براي ورود در ساحت مقدس ليله`‌القدر آماده شويم كه "ليله‌القدر خير من الف شهر؛ تنزل الملائكه والروح فيها باذن ربهم من كل امر" شبي كه فرشتگان، زمين را به آسمان متصل مي‌كنند؛ دل‌ها را نور باران و محيط زندگي را با نور فضل و لطف الهي منور مي‌كنند. شب سلام و سلامت معنوي "سلام هي حتي مطلع الفجر" شب سلامت دل‌ها و جان‌ها، شب شفاي بيماري‌هاي‌ اخلاقي، بيماري‌هاي معنوي، بيماري‌هاي مادي و بيماري‌هاي عمومي و اجتماعي؛ كه امروز متاسفانه دامان بسياري از ملت‌هاي جهان، از جمله ملت‌هاي مسلمان را گرفته است! سلامتي از همه اين‌ها، در شب قدر ممكن و ميسر است؛ به شرطي كه با آمادگي وارد شب قدر بشويم.

* باطن لیله القدر حضرت زهرا(س) است

آیت الله مجتبی تهرانی در باب اهمیت و طریقه ی استفاده از این شب تاکید می کردند و می کنند که باطن لیله القدر حضرت زهرا(س) است و اگر کسی حق حضرت فاطمه (س) را بشناسد شب قدر را درک کرده است و همینطور اگر آن حضرت را بشناسد به ایشان تمسک بجوید مشمول محبت خاص فرزندشان حضرت صاحب الزمان(عج) نیز میگردد، پس باید در شبهای قدر به وجود مقدس حضرت زهرا (س) متوسل شویم چرا که امام زمان(عج) نیز به احترام ایشان از سر تقصیرات و کوتاهی های ما بگذرند.

*بر جد غریب ما درود بفرستید

یکی از اعمال مستحبی شب قدر، زیارت امام حسین علیه السلام است، زیارت امام حسین(ع) علاوه بر این که از افضل اعمال است، باعث خشنودی و رضایت خاطر مادر بزرگوارشان و همچنین وجود مقدس امام زمان می شود،حکایتی است از طرف امام صادق(ع) که یکی از شاگردانشان به محضر مبارک آن حضرت می رسند و بیان می کنند که شب گذشته که شب قدر بود را از دست دادم و تمام شب را خواب به سر بردم، امام صادق(ع) می فرمایند: نه این طور نیست، تو دیشب کاری را کردی از که از عبادت و شب زنده داری در کل شب برتر است، دیشب که در نیمه ی شب از تشنگی از خواب بیدار شدی و ظرفی آب نوشیدی بر جد غریب ما حسین(ع) درود فرستادی و همین عمل از تو پذیرفته شد

رجايي؛ازدست فروشی تاریاست جمهوری
آنچه در ادامه می آید منتخب خاطراتی از زندگی محمد علی رجایی رییس جمهور شهید و مردمی جمهوری اسلامی ایران به مناسبت سالگرد شهادت این بزرگوار است

تخم مرغ رنگی را حلال کن!

یک بار که آقای رجایی برای صله ی رحم به قزوین آمده بود، به من گفت: بیا به اتفاق هم به مغازه ی فلان بقال برویم. گفتم برای چه؟ گفت: در بین راه به تو می گویم.وقتی به راه افتادیم، گفت: کلاس دوم ابتدایی که بودم، بدون اینکه پولی بدهم یکی از تخم مرغ های این مغازه را برداشتم. از آن به بعد هر وقت از جلوی این مغازه رد می شوم، احساس گناه می کنم. حالا می خواهم بدهی ام را بدهم و حلالیت بخواهم. گفتم: من نمی آیم، خودت تنهایی برو، حالا صاحب مغازه می گوید لابد این هم مثل او دزدی کرده است! گفت: پس تو نزدیک مغازه بایست. من هم قبول کردم و به طرف مغازه رفتیم، ولی تا در مغازه رسیدم دست مرا گرفت و به داخل کشاند. آنگاه با صراحت به صاحب مغازه گفت: آقا! من محمد پسر کربلایی عبدالصمد علاقبند هستم و چند سال قبل این قضیه برای من پیش آمده است، حالا آمده ام دِین خود را ادا کنم

صاحب مغازه که از برخورد او خوشش آمده بود، گفت: خدا پدرت را بیامرزد. بچه بودی، ما هم حلال کردیم! ایشان زیر بار نرفت و گفت: نمی شود، آن موقع قیمت تخم مرغ 15 شاهی بود، به نرخ امروز 30 شاهی می دهم.

نان خشخاش نمی خرم 

گاهی با هم به نانوایی می رفتیم. به مرور متوجه شدم ایشان نان خشخاش نمی خرد. یک بار علت را پرسیدم، گفت: «چون نانوا به بهانه ی نان سفارشی با خشخاش معمولا آن را زودتر و گاهی به نوبت به ما می دهد. طبیعتا ما هم حق و نوبت دیگران را تضییع می کنیم. هم چنین برای این کار(پرداخت دو ریال برای چند دانه خشخاش) به گرانی دامن می زنیم و زمینه ی بی عدالتی را فراهم می کنیم» .

درپی اغذیه فروشی 

در دوران معلمی، گاهی که فرصت نداشتیم برای نهار به منزل برویم، به یکی از ساندویچ فروشی های میدان امام حسین علیه السلام می رفتیم و ساندویچ می خوردیم. در آن زمان چون اکثر اغذیه فروشی ها آبجو داشتند، من و ایشان تقید خاصی داشتیم که از مغازه ای ساندویچ بخریم که حدود شرعی را رعایت کند و آبجو و مشروب نداشته باشد. گاهی دو سه خیابان را می گشتیم تا مغازه ی مورد نظرمان را پیدا بکنیم. با این حال بعضی ها که ادعای مسلمانی هم داشتند، می گفتند: این سختگیری یعنی چه؟ به فرض هم که مشروب باشد، ما که نمی خوریم و کاری به آنها نداریم، پس چه فرقی می کند که از چه کسی ساندویچ بخریم!

استثنا نداریم


سابقه ی آشنایی من و آقای رجایی به سال 1339 برمی گردد. در آن زمان، سرپرستی دبیرستان کمال را برعهده داشتیم. یک بار یکی از دوستان پسر عمومی من که در این مدرسه درس می خواند، مردود شد و چون طبق مقررات مدرسه در سال بعد از وی ثبت نام نمی کردند، من با توجه به سوابق دوستی مشترک، در نامه ای به آقای رجایی نوشتم که این دانش آموز را که وضع مالی خوبی هم ندارد، از این قانون مستثنی کنید تا ثبت نام بشود.
وقتی ایشان نامه ی مرا دید، زیر آن نوشت: به رغم علاقه ای که به تو دارم، عالماً و عامداً این کار را انجام نخواهم داد.
قصه ی برادرزاده ی آقای رجایی از این شگفت آورتر است. او که در خانه و زیرنظر آقای رجایی زندگی می کرد، نیم نمره از درس شیمی کم آورده بود و رجایی در مقابل درخواست ما تنها حاضر شد به همکارش بگوید که اگر درس را فهمیده نیم نمره اش را بدهید و اگر نفهمیده ارفاق نکنید و همان طور که معلوم بود، چون نمره ی اضافی حق برادرزاده اش نبود، او آن سال مردود شد. یکبار هم شخصی که در خدمت به مردم منطقه، سابقه ی زیادی داشت، با خواهش اولیای یکی از دانش آموزان مردودی که با وی نسبت فامیلی داشت، به مدرسه ی کمال آمد تا با وساطت نام آن دانش آموز را بنویسد. چون ثبت نام این قبیل دانش آموزان خلاف مقررات مدرسه بود، هرچه اصرار کرد، آقای رجایی نپذیرفت. وقتی اصرار چند روزه ی او بی فایده ماند، به قصد تحصن تا شب در مدرسه ماند. آخرین لحظه که ما از مدرسه خارج می شدیم، آقای رجایی سرایدار را احضار کرد و گفت: این بزرگوار امشب تا هر وقت که مایل باشد، مهمان مدرسه است؛ به خواب و خوراکشان برسید تا حرمت او حفظ شود. بعد از رفتن ما آن شخص محترم تا پاسی از شب در مدرسه ماند ولی چون نتیجه ای نگرفت با اصرار دو خانواده (خود و دانش آموز مردودی) از خیر ثبت نام گذشت.

عذرخواهی از شاگرد 

یکی از دانش آموزان دبیرستان کمال زودتر از مدرسه بیرون رفته و برای بعضی از دختران ایجاد مزاحمت کرده بود. وقتی این خبر توسط مشهدی محمد، مستخدم دبیرستان به آقای رجایی رسید، خیلی ناراحت شد، چون مدرسه ی کمال مدرسه ای مذهبی و ملی بود. برای همین صبح که به کلاس آمد او را از کلاس اخراج کرد. این تنها تنبیهی بود که از آقای رجایی سراغ داشتم. با این وصف بعد از نماز ظهر و عصر آن شاگرد را صدا کرد و جلوی همه ی بچه ها از او معذرت خواهی و طلب حلالیت کرد. با این که همه می دانستند آقای رجایی مقصر نیست. آن دانش آموز از این بزرگواری به گریه افتاد، چون آقای رجایی در مقابل بچه ها از او طلب حلالیت می کرد. اصلا سابقه نداشت یک معلم با این وضعیت از شاگرد مقصرش، آن هم در برابر همه ی بچه ها، عذرخواهی کند.

همرنگ حقیقت شو


آقای در بالای برگه امتحانی یک جمله آموزنده می نوشت. یک بار بالای ورقه امتحانی نوشته بود: « خواهی نشوی رسوا ، همرنگ حقیقت شو » ایشان با این شعار خط بطلانی بر شعار معروف آن زمان که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو ، کشید و در حقیقت ذهن ما را متوجه انحرافی بودن آن اشعار کرد

...
یک روز در راهرو مدرسه با مقوایی بزرگ در دست ، دنبال من می گشت . وقتی مرا دید ، گفت : فلانی ، اگر موافقی این نوشته را در جای مناسبی که در معرض دید دانش آموزان باشد ، نصب کنیم.نوشته چنین بود: خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو.

برخورد با تقلب امتحانی 

آقای رجایی تنها معلمی بود که وقتی امتحان می گرفت از فرد دیگری به عنوان ناظر و مراقب جلسه ی امتحان استفاده نمی کرد. گاه چند کلاس را در سالن بزرگ امتحانات مدرسه جمع می کرد و خودش هم پس از توزیع سوالات به صورت ایستاده یا نشسته در جلوی سالن قرار می گرفت و قرآن می خواند

گاه گاهی هم به جلسه ی امتحان نگاهی می کرد که البته این نگاه با شناختی که از یک یک دانش آموزان داشت، سنجیده و حساب شده بود. از جمله یک بار خود من که حدود 12 نمره را نوشته بودم چون از این نمره راضی نبودم به این طرف و آن طرف نگاه می کردم تا برای نمره ی بیشتر از کسی کمکی بگیرم

رجایی تا متوجه شد، به طرف من آمد و بدون این که برخورد بکند و یا عکس العمل خاصی نشان دهد، ورقه ام را گرفت و رفت. روش ایشان این نبود که ورقه را پاره کند یا صفر بدهد و نمره ای را که می گرفته ایم ضایع کند، بلکه حداکثر برخوردش این بود که امکان و مجال تقلب را از دانش آموز می گرفت.

برو ته صف بایست

پس از پیروزی انقلاب که آقای رجایی در مدرسه ی رفاه فعالیت داشت و برنامه دیدارهای امام با مردم آغاز شده بود، یک روز به مدرسه ی رفاه رفتم تا ایشان را ببینم. از مدرسه بیرون آمد و قدری با هم صحبت کردیم. به او گفتم: دایی جان! ممکن است به داخل مدرسه بیایم و امام را ببینم؟ گفت: نه، اگر برای دیدن امام آمده ای، باید مثل همه ی این مردم که صف گرفته اند، بروی ته صف و آخر این صف بایستی.

آسفالت به رسم طاغوت 

تا مدت ها پس از نخست وزیری آقای رجایی، من با اتومبیل هیلمنی که هنوز هم در اختیار دارم، ایشان را به منزل می رساندم، بدون اینکه حتی یک نفر محافظ و راننده همراه ما باشد. ایشان تا روز آخر هم اجازه نداد حتی یک پلیس جلوی منزل نگهبانی دهد و این امر پس از شروع ترورها نیز ادامه داشت. مدتی بعد وقتی متوجه شد از طرف شهرداری محل کوچه ی ایشان را آسفالت کرده اند، بسیار عصبانی شد و با شهردار آن منطقه آن حسابی دعوا کرد و گفت: چرا این کار را کرده ای، این ها رسوم طاغوتی است که تا یک نفر پست و مقامی پیدا می کند فوری جلوی منزلش را آسفالت می کنند.

سوءاستفاده از موقعیت و تضییع حقوق مردم


یک افسر شهربانی با سوءاستفاده از موقعیت، برگ مأموریتی را جعل کرده و با نشان دادن آن پانزده لیتر بنزین اضافی به داخل باک اتومبیل شخصی اش ریخته بود و در شرایط حساس آغاز جنگ و کمبود بنزین و صف های طولانی، وانمود کرده بود که چون مأمور انتظامی است حق دارد با سهمیه ی بیشتر و برخلاف نوبت بنزین دریافت کند!
قضیه را به نخست وزیری اطلاع دادند. مسئولان رسیدگی، جریان را تحت تعقیب قرار دادند و نتیجه را به استحضار وی رساندند. او به شدت از این نوع تخلف ناراحت بود، و اعتقاد داشت هر نوع سوءاستفاده، از طرف هر کارگزار دولت، به معنی تضییع حقوق مردم است، لذا به پیگیری نخست وزیری دستور داد قضیه را تا پایان امر تعقیب کند و خود چندین بار شخصا ماجرا را دنبال کرد و با طرح آن در جلسه ی مشترک وزرا و استانداران مقرر داشت کارگزاری که در پوشش قانونی سوءاستفاده می کند، به اشد مجازات برسد. او پیگیری این ماجرا را تا آن جا ادامه داد که برخی از مسئولان اظهار می داشتند: چرا نخست وزیر تا این اندازه به این کار کوچک اهمیت می دهد! آری، او می خواست با اعمال این سیاست، سوءاستفاده را در دستگاه دولت از ریشه بخشکاند.

مرا مهار کنید سوء استفاده نکنم!

از خصوصیات آقای رجایی این بود که به هرکسی که رفیق بود و می دانست اهل سوءاستفاده نیست، صریحا می گفت: شما باید هوای مرا داشته باشید تا از موقعیتی که دارم سوءاستفاده نکنم. به ما هم که در دفترشان، در ریاست جمهوری کار می کردیم تکلیف کرده بود که اگر از من کوتاهی یا رفتار غیرمطمئن و غیراخلاقی دیدید فوری بگویید و مرا مهار کنید.

پرتقال برای همه باشد از آن می خورم!

یک روز که در دفتر نشسته بودم، دیدم منشی آقای رجایی یک پرتقال برای ایشان پوست کند و به داخل اطاق برد. وقتی برگشت، دیدم حالت خاصی پیدا کرده است. پرسیدم: چه اتفاقی افتاد؟ گفت: آقای رجایی خیلی کار می کند و اصلا حواسش به خودش نیست. من از این روی پرتقال را پوست کندم که میل بکند، تا چشمش به بشقاب افتاد، گفت: اگر این میوه برای همه است، من هم می خورم وگرنه نمی خورم، چون شاه و بنی صدر هم از اول روحیه ی شاهی و بنی صدری نداشتند، بلکه با برخورد اطرافیان خود که اول یک گلابی، بعد دو پرتقال برای آنها پوست کندند، دچار این غرور و نفسانیات شدند و این حالت فرعونی در آنها ایجاد شد. پس شما کاری نکنید که من نیز به سرنوشت آنها دچار شوم

*
برگرفته از کتاب خواندنی ها از زندگی یک رئیس جمهور نوشته محمد عابدی میانجی

دیدگاه جالب توجه و خواندنی علامه جعفری درباره موسیقی 

نادرند انديشمنداني چون مرحوم علامه محمدتقي جعفري كه بصراحت خود را پيرو دين و مذهب بخصوصي معرفي كنند، اما پيوسته در عطش آموختن بسوزند، دينداري را بهانه‌اي براي سر باز زدن از جهد و تلاش عاشقانه در جهت شناخت و معرفت قرار ندهند، براي انديشه اصالت محض قائل شوند و براي مقوله سوال و پرسش تعريفي اينچنين ارائه كنند: «سوال، اشتياق به تحصيل معرفت درباره يك مجهول است.

معناي واقعي سوال اين است كه سوال‌كننده مي‌گويد من در حركت به سوي معرفت، با مجهول و تاريكي روبه‌رو شده‌ام و مشتاق حل آن مجهول و برطرف شدن تاريكي هستم لذا، عبور از پل‌ها و گردنه‌هاي متنوع ترديد و احتمال و ظن كه پديده سوال را ايجاب مي‌كند، جرياني كاملاً طبيعي است بلكه مي‌توان گفت در جريان طولاني معرفت، هر اندازه كه يقين‌هاي حاصل از آن پل‌ها و گردنه‌ها بيشتر عبور كنند، ناب‌تر و مستحكم‌تر خواهند بود. اين جريان، مقتضي رويارويي مستمر انسان‌ها با علامت سوال است

علامه جعفري در موضوعات متنوعي به تامل و ارائه نظريه‌ پرداختند و فلسفه را صرفا محدود به بحث درباره جوهر و عرض نساختند. موسيقي و فلسفه موسيقي از مباحثي است كه اين فيلسوف مسلمان معاصر مباحثي را بدان اختصاص دادند. نويسنده مقاله‌اي كه اكنون مي‌خوانيد باتوجه به كتاب «موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني» به تبين نظريات علامه پرداخته است.

كتاب «موسيقي از ديدگاه فلسفي و رواني»‌ تأليفي متفاوت در ميان آثار علامه جعفري است. بديهي است دين و مذهب، تخصص اصلي علامه جعفري است، اما بررسي ماهيت موسيقي در اين كتاب عمدتاً فقط از دو ديدگاه فلسفي و رواني صورت پذيرفته و نگارنده خود بر اين گزينش آگاهانه تصريح دارد.

ورود به مبحث در اين مقاله با 4‌‌مقدمه صورت مي‌گيرد. در مقدمه نخست، ايده فلسفي خاص علامه جعفري يعني حيات معقول مورد اشاره قرار گرفته و درباره روش تأليف متفاوت اين كتاب چنين توضيح داده شده است: «برخلاف رسم معمول در تأليفات تحقيقي كه مؤلفان به طرح قضايا و اظهارنظر و استدلال در اثبات و نفي‌هاي مطلوب در آن قضايا مي‌پردازند، اغلب مباحث مورد تحقيق در اين كتاب اگرچه به صورت قضاياي خبري و علمي‌مطرح مي‌شوند، ولي از مطالعه‌كنندگان و دانش‌پژوهان تقاضا مي‌شود آن مباحث را به عنوان سوالات روياروي خود قرار دهند، درباره آنها بينديشند و نتيجه‌گيري نمايند».

از همين‌جا مي‌توانيم مطمئن شويم كه با يك قضاوت قطعي و لازم‌الاجرا مواجه نيستيم، بلكه چنانچه ولقاريس گفته علامه جعفري قاضي نيست، معلم است. توجه به اين اشاره مهم اوليه براي مواجهه با مباحث اين كتاب ضروري است، چراكه با قرار گرفتن در سير مباحث مطرح شده پي مي‌بريم كه مؤلف نه تنها موسيقي را عاملي در جهت كمال نفس و لطافت روح نمي‌داند، بلكه معتقد است اشتغال به آن منافي حيات معقول انساني است.

مشخص است كه اين نظر مخالفان بسياري حتي در ميان فلاسفه و حكماي اسلامي‌ دارد، اما آنچه مهم است نخست، صداقت و شهامت نگارنده در بيان عقيده‌اش است و اين‌كه آنچه را حقيقت پنداشته به بهانه عدم پذيرش عمومي‌ كتمان نكرده است و ديگر اين‌كه چنانچه پيشتر اشاره شد مؤلف، نه همچون قاضي كه چون معلمي ‌خود تشنه و دوستدار شناخت حقيقت، به بحث و بررسي موضوع مي‌پردازد: «اميد آن‌كه اين طرز تحقيق (پرسش مدار) بر تلاش‌ها و دقت كاري‌هاي ما بيفزايد و نگذارد حيات پر معناي خود را دستخوش احساسات زودگذر كرده و با دلايل بي اساس درباره مدعاهايي از پيش پذيرفته شده آن را تفسير و توجيه نماييم

مسأله موسيقي يك مسأله نظري و مورد اختلاف است كه هر عالم و صاحب معرفت و كمالي از آن استنباط مخصوص و معيني دارد. البته همان‌گونه كه در شناخت ديگر مسائل نظري و حتي بديهي، اخلاص و صفا [و دوري از هوي و هوس و خودكامگي[ شرط اساسي است، در حل مساله موسيقي نيز كه هم از نظر موضوعي و هم از نظر حكمي ‌و ارزشي يك امر نظري است، اساسي‌ترين شرط، به دست آوردن آگاهي‌ها و اطلاعات لازم همراه با اخلاص و صفاي قلبي مي‌باشد.

در مقدمه دوم، نگارنده روش تحقيقي كتاب را اين‌گونه توضيح مي‌دهد: «مباحث اين كتاب را مي‌توان به عنوان مقدمه‌اي براي بررسي‌ها و تحقيقات كامل‌تر در نظر گرفت، بخصوص از ديدگاه علم‌النفس به معناي آن كه از جهتي عميق‌تر و گسترده‌تر از اكثر روان‌شناسي‌هاي معاصر به مسائل رواني مي‌نگرد، زيرا بيشتر روان‌شناسي‌هاي دوران معاصر، عمدتاً روش تجزيه‌اي و تحليلي (آناليتيك) را پيش مي‌گيرند و روش تركيبي و كل‌نگري (سنتتيك) را مورد اهميت قرار نمي‌دهند، در صورتي كه علم‌النفس در شناخت مسائل رواني، هم از روش تجزيه‌اي و تحليلي و هم از روش تركيبي استفاده مي‌كند

فتني است روش تجزيه‌اي و تحليلي روان‌شناسي معاصر، امروزه از سوي روان‌شناسان پست‌مدرن مورد چالش قرار گرفته است. اگرچه آنها هم راه حل عملي بهتري نسبت به روش قبل ارائه نكرده‌اند و موضعشان فقط موضع انتقاد نظري است. شايد اين مشكل در نبود نگرشي جامع به مسائل مرتبط با روان انسان باشد و دنباله‌اي بر همان رويكرد تخصص مدار انسان مدرن.

امروزه ديگر ثابت شده است كه فلسفه و روان‌شناسي امتزاجي عميق با يكديگر دارند و بررسي موسيقي از اين هر دو نگاه در كتاب مورد بحث، نشان از هوشمندي نگارنده و آگاهي او از اين مهم دارد.

مقدمه سوم و چهارم اختصاص دارد به مباحثي در ارتباط با مشكلات موجود بر سر راه تعريف موسيقي و همچنين معرفي اجمالي انواع و اشكال موسيقي و معناي اصطلاحاتي همچون مقام، دستگاه، گوشه، سنفوني، موومان، سونات، سوئيت، اپرا، اپرت و فولكور.

در بخش‌هاي بعدي مقايسه‌هايي ميان موسيقي با گل، عموم مناظر طبيعي، شعر، نقاشي و خوشنويسي صورت مي‌گيرد تا روش شناختي اجمالي از ماهيت موسيقي به دست آيد.

عبارت كليدي كتاب كه به نوعي تمام مباحث، حول اين نظريه مي‌گردد اين پاراگراف نخست بخش چهارم است: «موسيقي آن تأثرات و عواطف را بر مي‌انگيزد كه مربوط به آن سطح نفس آدمي ‌است كه مجاور برون‌ذات است و اكثريت قريب به اتفاق اين پديده‌ها محصول محيط فرهنگ [به معناي عام آن] در اقوام و ملل دنياست و ذاتاً جنبه ماوراي طبيعي ندارد

مؤلف با اشاره به موافقت ابوحامد غزالي با سماع، در اينجا اين سخن او را در تأييد مدعاي خود شاهد مي‌آورد: «بدانيد كه دل‌ها و درون آدميان خزينه‌هاي اسرار و معادن جواهر است. جواهر اسرار در دل‌ها همان‌گونه پيچيده است كه آتش در ميان آهن و سنگ و آب در زير خاك و گل و هيچ راهي براي برانگيختن پنهاني‌هاي دل‌ها نيست مگر به وسيله سماع.

پس نغمه‌هاي موزون كه لذت‌آور است آنچه را كه در دل‌ها وجود دارد بيرون مي‌آورد و نيكي‌ها يا بدي‌هاي آنها را آشكار مي‌سازد. پس آشكار نمي‌شود از دل در موقع تحريك آن مگر آنچه را كه دل در خود دارد. چنان كه (از كوزه همان برون تراود كه در اوست) پس سماع محك راستين و معيار گويا براي دل است، در نتيجه خود سماع به قلب نمي‌رسد مگر آنچه در دل غلبه دارد، در آن تحريك شود

در ادامه، جنبه ماوراي طبيعي موسيقي توسط نگارنده اين‌گونه مورد سوال قرار مي‌گيرد:

«
كساني كه مي‌خواهند براي نغمه‌هاي موسيقي جنبه ملكوتي و ماوراي طبيعي در نظر بگيريم، بايد اين مسأله را حل كنند كه با توجه به اين‌كه جنبه ملكوتي و ماوراي طبيعي در همه نفوس انساني يكي است، اين همه اختلاف در نغمه‌ها و نواهاي موسيقي اقوام و ملل دنيا چيست؟ اختلاف مزبور به حدي است كه گاهي بعضي موسيقي ‌هاي يك جامعه، براي ديگري نفرت‌انگيز و موجب ناراحتي اعصاب آنان مي‌گردد.

اين اختلاف در نغمه‌ها و نواها از بهترين دلايل اين مدعاست كه تأثرات و عواطف و هيجاناتي كه به وسيله موسيقي‌ها برانگيخته مي‌شود مربوط به آن سطح نفس آدمي‌ است كه مجاور برون‌ذات (طبيعت به معناي عام آن) است
اين نقل قول‌ها هم در ادامه به عنوان مؤيدات مستقيم نظر مؤلف مطرح مي‌شوند: ابوسليمان دارابي: «هر دل كه به آواز خوش از جاي در آيد، آن دل ضعيف بود، به مداواش حاجت بود تا قوي گردد... آواز خوش هيچ چيز در دل زيادت نكند، بلي اگر در دل چيزي بود آن را بجنباند».

علي هجويري غزنوي: «گروهي گفتند سماع آلت غيبت است، و دليل آوردند كه اندر مشاهدت، سماع محال باشد كه دوست اندر محل وصل دوست، اندر حال نظر بدو مستغني بود از سماع، از آنچه [زيرا] سماع خبر بود و خبر اندر محل عيان دوري و حجاب و مشغولي باشد». عبد الكريم قشيري به نقل از جنيد: «چون مريد را بيني كه سماع دوست دارد، بدان كه از بطالت بقيتي با وي مانده است

در پاسخ به سوال مفروض در خصوص موسيقي‌هاي روحاني هم چنين پاسخ داده شده است: «عمده جذابيت و لذت موسيقي و انبساط آوردن آن، معلول سلب هشياري به واقعيت‌هاي درون ذات و برون ذات و همچنين سلب اختيار به معناي سلطه و نظارت شخصيت به دو قطب مثبت و منفي كار يا هر موقعيتي است كه شخصيت آدمي‌ در آن قرار مي‌گيرد و بايد با روشنايي و احساس بايستگي يا شايستگي آن موقعيت را برگزار نمايد، در حالي كه موسيقي‌ها حتي روحاني‌ترين آنها با دو حقيقت مزبور (هشياري و اختيار) سازگار نيست و اين اصل را همه ما مي‌دانيم كه هيچ حركت ناهشيارانه و جبري نمي‌تواند تكاملي باشد، اگرچه با نظر به عوامل گوناگون داراي لذت و جذابيت بوده باشد».

مستملي بخاري به اين قضيه اعتراف نموده و گفته است: «گروهي از اين طايفه، سماع را بر آن وجه روا داشته‌اند كه بي‌اختيار باشد، اما چون اختيار پديد آيد، آن سماع را معلول (مضر) داشته‌اند [يا دانسته‌اند[.»

ه طور كلي چنانچه پيداست تعقل و خردورزي براي فهم و درك مسائل در نظر علامه محمدتقي جعفري ارزشي قطعي دارد و وي در جايي از اين كتاب هم تصريح كرده است كه دريافت‌هاي ذوقي را قابل اعتنا براي اثبات مدعاها نمي‌داند. از اين‌رو ترديدي نيست در اين‌كه استدلالات علامه در اين كتاب تنها براي آنهايي معتبر و پذيرفتني خواهد بود كه همچون او براي دريافت‌هاي ذوقي ارزش اثباتي قائل نباشند.

در بخش چهاردهم كتاب استناد به لذت بار و نشاط آور بودن موسيقي براي اثبات ضرورت آن در زندگي اين‌گونه رد مي‌شود: «اگر علت عظمت و شايستگي موسيقي را براي ارواح آدميان، لذت تلقي كنيم، قطعي است كه به جهت متهم ساختن انسان به حيوان لذت پرست (هدونيست) او را تا حد جانواران پست، پايين آورده‌ايم

اين مدعا در كتاب، آراسته شده به اين عبارت جاوداني ويكتور هوگو: «زندگي انساني بيش از آن كه به نان بسته باشد، به ايجاب بسته است. ديدن و نشان دادن كافي نيست، فلسفه بايد به منزله يك انرژي باشد. بايد عملش و اثرش به كار بهبود جان بشر آيد. سقراط بايد در آدم وارد شود و مارك اورل به وجود بياورد، به عبارت ديگر از مرد سعادت، مرد عقل حاصل دارد... تلذذ؟ چه هدف ناچيز و چه جاه‌طلبي بي مقداري است! تلذذ كار جانوران است

مؤلف، اين بخش از كتاب را اين‌گونه به پايان مي‌برد:«مطلبي كه بسيار اهميت دارد، اين است كه آيا موسيقي آن‌چنان كه براي ما در حال طبيعي خوشايند بوده و به احتمال بعضي صاحبنظران در حالات غيرطبيعي از نظر روانپزشكي به عنوان مسكن ضروري به نظر مي‌رسد، در واقع هم چنين است؟ يعني واقعاً موسيقي يكي از بايستگي‌ها يا شايستگي‌هاي جان ما انسان‌هاست؟»

سخن را با نقل اين جمله كنايه‌آميز و دوپهلوي شوپنهاور كه در مقدمه كتاب ذكر شده و به نظر، هم قابليت موافقت و هم مخالفت با نظريه مؤلف را دارد به پايان مي‌بريم: «موسيقي چيز خوبي است، ولي متأسفانه به آن اندازه كه بايد، ما را از واقعيت دور نمي‌سازد

شب مقدرات

حقیقت شب قدر

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است.(1) «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است.(2) اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن(‏3) به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد. (4)

بنابر دیدگاه حكمت الهى، در نظام آفرینش، هر چیزى اندازه‏اى خاص دارد و هیچ چیزى بى‏حساب و كتاب نیست. جهان حساب و كتاب دارد و بر اساس نظم ریاضى تنظیم شده، گذشته، حال و آینده آن با هم ارتباط دارند.

استاد مطهرى در تعریف قدر مى‏فرماید: « ... قدر به معناى اندازه و تعیین است... حوادث جهان ... از آن جهت كه حدود و اندازه و موقعیت مكانى و زمانى آنها تعیین شده است، مقدور به تقدیر الهى است.»(5) پس در یك كلام، «قدر» به معناى ویژگى‏هاى طبیعى و جسمانى چیزهاست كه شامل شكل، حدود، طول، عرض و موقعیت‏هاى مكانى و زمانى آنها مى‏گردد و تمام موجودات مادى و طبیعى را در برمى‏گیرد.

این معنا از روایات استفاده مى‏شود؛ چنان كه در روایتى از امام رضا علیه السلام پرسیده شد: معناى قدر چیست؟ امام فرمود: «تقدیر الشى‏ء، طوله و عرضه»؛ «اندازه‏گیرى هر چیز اعم از طول و عرض آن است.» (6) و در روایت دیگر، این امام بزرگوار در معناى قدر فرمود: «اندازه هر چیز اعم از طول و عرض و بقاى آن است.»(7)

در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»

بنابراین، معناى تقدیر الهى این است كه در جهان مادى، آفریده‏ها از حیث هستى و آثار و ویژگى‏هایشان محدوده‏اى خاص دارند. این محدوده با امورى خاص مرتبط است؛ امورى كه علت‏ها و شرایط آنها هستند و به دلیل اختلاف علل و شرایط، هستى، آثار و ویژگى‏هاى موجودات مادى نیز متفاوت است. هر موجود مادى به وسیله قالب‏هایى از داخل و خارج، اندازه‏گیرى و قالب‏گیرى مى‏شود. این قالب، حدود، یعنى طول، عرض، شكل، رنگ، موقعیت مكانى و زمانى و سایر عوارض و ویژگى‏هاى مادى آن به شمار مى‏آید. پس معناى تقدیر الهى در موجودات مادى، یعنى هدایت آنها به سوى مسیر هستى‏شان است كه براى آنها مقدر گردیده است و در آن قالب‏گیرى شده‏اند. (8)

اما تعبیر فلسفى قدر، اصل علیت است. «اصل علیت همان پیوند ضرورى و قطعى حوادث با یكدیگر و این كه هر حادثه‏اى تحتّم و قطعیت ضرورى و قطعى خود و نیز تقدّر و خصوصیات وجودى خود را از امرى یا امورى مقدم بر خود گرفته است.

(9) اصل علیت عمومى و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جمیع وقایع و حوادث جهان حكمفرماست و هر حادثى، ضرورت و قطعیت وجود خود و نیز شكل و خصوصیت زمانى و مكانى و سایر خصوصیات وجودى‏اش را از علل متقدمه خود كسب كرده است و یك پیوند ناگسستى میان گذشته و حال و استقبال میان هر موجودى و علل متقدمه او هست.»(10)

اما علل موجودات مادى تركیبى، فاعل و ماده و شرایط و عدم مانع است كه هر یك تأثیر خاص بر آن دارند و مجموع این تأثیرها، قالب وجودى خاصى را شكل مى‏دهند. اگر تمام این علل و شرایط و عدم مانع، كنار هم گرد آیند، علت تامه ساخته مى‏شود و معلول خود را ضرورت و وجود مى‏دهد كه از آن در متون دینى به «قضاى الهى» تعبیر مى‏شود. اما هر موجودى با توجه به علل و شرایط خود قالبى خاص دارد كه عوارض و ویژگى‏هاى وجودى‏اش را مى‏سازد و در متون دینى از آن به «قدر الهى» تعبیر مى‏شود.

شب قدر

با روشن شدن معناى قدر، امكان فهم حقیقت شب قدر نیز میسر مى‏شود. شب قدر شبى است كه همه مقدرات تقدیر مى‏گردد و قالب معین و اندازه خاص هر پدیده، روشن و اندازه‏گیرى مى‏شود.

به عبارت روشن‏تر، شب قدر یكى از شب‏هاى دهه آخر ماه رمضان است. طبق روایات ما، یكى از شب‏هاى نوزدهم یا بیست و یكم و به احتمال زیادتر، بیست و سوم ماه مبارك رمضان است.(11) در این شب - كه شب نزول قرآن به شمار مى‏آید - امور خیر و شر مردم و ولادت، مرگ، روزى، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه‏اى كه در طول سال واقع مى‏شود، تقدیر مى‏گردد.(12) شب قدر همیشه و هر سال تكرار مى‏شود. عبادت در آن شب، فضیلت فراوان دارد و در نیكویى سرنوشت یك ساله بسیار مؤثر است.(13) در این شب تمام حوادث سال آینده به امام هر زمان ارائه مى‏شود و وى از سرنوشت خود و دیگران با خبر مى‏گردد. امام باقر علیه السلام مى‏فرماید: «انه ینزل فى لیلة القدر الى ولى الامر تفسیر الامور سنةً سنةً، یؤمر فى امر نفسه بكذا و كذا و فى امر الناس بكذا و كذا؛ در شب قدر به‏ ولى امر (امام هر زمان) تفسیر كارها و حوادث نازل مى‏شود و وى درباره خویش و دیگر مردمان مأمور به دستورهایى مى‏شود.»(14)

پس شب قدر شبى است كه:

1. قرآن در آن نازل شده است.

2. حوادث سال آینده در آن تقدیر مى‏شود.

3. این حوادث بر امام زمان - روحى فداه - عرضه و آن حضرت مامور به كارهایى مى‏گردد.

بنابراین، مى‏توان گفت شب قدر، شب تقدیر و شب اندازه‏گیرى و شب تعیین حوادث جهان ماده است.

این مطلب مطابق آیات قرآنى نیز مى‏باشد؛ زیرا در آیه 185 سوره مباركه «بقره» مى‏فرماید: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِی أُنْزِلَ فِیهِ الْقُرْآنُ»؛ ماه رمضان كه در آن قرآن ‏نازل شده است.» طبق این آیه، نزول قرآن (نزول دفعى) در ماه رمضان بوده است. و در آیات 3 - 5 سوره مباركه دخان مى‏فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِینَ* فِیها یُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِیمٍ* أَمْراً مِنْ عِنْدِنا إِنَّا كُنَّا مُرْسِلِینَ.» این آیه نیز تصریح دارد كه نزول [دفعى‏] قرآن در یك شب بوده است كه از آن به شب مبارك تعبیر شده است. همچنین در سوره مباركه قدر تصریح شده است كه قرآن در شب قدر نازل شده است.

«قدر» در لغت به معناى اندازه و اندازه‏گیرى است. «تقدیر» نیز به معناى اندازه‏گیرى و تعیین است. اما معناى اصطلاحى «قدر»، عبارت است از ویژگى هستى و وجود هر چیز و چگونگى آفرینش آن به عبارت دیگر، اندازه و محدوده وجودى هر چیز، «قدر» نام دارد.

پس با جمع آیات سه گانه بالا روشن مى‏شود:

1. قرآن در ماه رمضان نازل شده است.

2. قرآن در شبى مبارك از شب‏هاى ماه مبارك رمضان نازل شده است.

3. این شب، در قرآن شب قدر نام دارد.

4. ویژگى خاص این شب بر حسب آیات سوره مباركه دخان دو امر است:

الف. نزول قرآن.

ب. هر امر حكیمى در آن شب مبارك جدا مى‏گردد.

شب قدر

اما سوره مباركه قدر كه به منزله شرح و تفسیر آیات سوره مباركه «دخان» است، شش ویژگى براى شب قدر مى‏شمارد:

الف. شب نزول قرآن است (إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ).

ب. این شب، شبى ناشناخته است و این ناشناختگى به دلیل عظمت آن شب است ( وَ ما أَدْراكَ ما لَیْلَةُ الْقَدْرِ).

ج. شب قدر از هزار ماه بهتر است. (لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ).

د. در این شب مبارك، ملائكه و روح با اجازه پروردگار عالمیان نازل مى‏شوند (تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِیها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ) و روایات تصریح دارند كه آنها بر قلب امام هر زمان نازل مى‏شوند.

ه. این نزول براى تحقق هر امرى است كه در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) و این نزول - كه مساوى با رحمت خاصه الهى ‏بر مومنان شب زنده‌دار است - تا طلوع فجر ادامه دارد (سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ).

و. شب قدر، شب تقدیر و اندازه‏گیرى است؛ زیرا در این سوره - كه تنها پنج آیه دارد - سه بار «لیلة القدر» تكرار شده است و این نشانه اهتمام ویژه قرآن به مسئله اندازه‏گیرى در آن شب خاص است.

مرحوم كلینى در كافى از امام باقر علیه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت در جواب معناى آیه «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَكَةٍ» فرمودند: «آرى شب قدر، شبى است كه همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجدید مى‏شود. شبى كه قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبى است كه خداى تعالى درباره‏اش فرموده است: «فیها یفرق كل امر حكیم؛ در آن شب هر، امرى با حكمت، متعین و ممتاز مى‏گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه‏اى كه باید در طول آن سال واقع گردد، تقدیر مى‏شود؛ خیر و شر، طاعت و معصیت و فرزندى كه قرار است متولد شود یا اجلى كه قرار است فرارسد یا رزقى كه قرار است برسد و ... .»(15)

مراسم پیاده روی بزرگ خانوادگی در ممسنی فارس

به مناسبت هفته دفاع مقدس و به همت روحانی طرح هجرت روستای گاوپیازی آب پخشان از توابع ممسنی فارس مراسم پیاده روی بزرگ خانوادگی برگزار شد.


به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی فارس، در این مراسم که با حضور بیش از 250 نفر برگزار شد، راهپیمایان مسیر سه کیلومتری روستا تا گلزار شهدا را پیمودند.

در پایان مراسم حجت الاسلام مسلم رضایی روحانی طرح هجرت روستا برای سلامتی بیشتر در جامعه خواستار توجه بیشتر مردم به ورزش شد.

جریان شناسی فکری فتنه

تفاوت اصولگرایان و اصلاح طلبان در چیست؟

از منظر یک جامعه‌شناس و مردم‌شناس انتخابات 22 خرداد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اخیرا ما وارد یک انقلاب پارادایم در ایران شده‌ایم؛ یک انقلاب معرفت و ساختار. یکی از نکات مهم این است که رابطه بین معرفت و ساختار از بین رفته است. تناسب معرفت و ساختار را «پارادایم» تعریف می‌کنیم. زمانی که یک معرفت و یک ساختار متناسب باشد، آن پارادایم حاکم است. لحظه‌ای که معرفت‌ یا ساختار از بین می‌رود، پارادایم نیز عوض شده و به تدریج انقلاب پارادایمی رخ خواهد داد که در حوادث اخیر نمود پیدا کرد و ما وارد فضای انقلاب پارادایمی شدیم. موضوع ما بررسی علل انقلاب پارادایمی و نقش افراد در آن است. نخستین نکته قابل بیان در این موضوع روش‌شناسی بحث درباره حوادث اخیر است.
متاسفانه در کشورهایی که از لحاظ فکری، علمی و معرفتی عقب‌مانده هستند، تحلیل‌های سیاسی و بعد‌ اجتماعی مسائل هیچ‌گاه در نظر گرفته نمی‌شود. همه به دنبال تحلیل‌های سیاسی‌ای می‌روند که محورش قدرت، قدرتمندان، اعمال قدرت و اقتدار است. در مسائل اخیر نیز همان‌طور که ملاحظه شد هیچ‌ عالم علوم اجتماعی به تبیین حوادث نپرداخت و دلیل آن عدم وجود علم کافی است. علوم اجتماعی ما همیشه از وقایع جهانی و داخلی عقب بوده است. علوم اجتماعی در ایران تاریخ اجتماعی است. وقتی علوم اجتماعی دست به ارزیابی امور نمی‌زند، بحث، تقلیل یافته و به دست حوزه سیاسی خواهد افتاد و تبدیل به بازی شطرنج خواهد شد.

این مصیبت در مرحله دوم دامن سیاستگذاری را خواهد گرفت. به‌عنوان مثال در مجلس، نماینده مجلس نیز فقط منابع سیاسی برای کسب اطلاع دارد و نه منابع اجتماعی و بدین ترتیب او نیز وارد بازی شطرنج سیاست می‌شود. با لابی‌بازی کار پیشرفت نخواهد کرد و عقل و علم باید پشتوانه امور باشد. در نتیجه مشکل ما در ایران عقب‌ماندگی روشی و عقب‌ماندگی تئوری و اجتماعی است و بحث‌ها در کلیت، عمق و پیچیدگی‌شان تحلیل نمی‌شوند و به سیاست تقلیل پیدا می‌کنند. وقتی این تقلیل صورت می‌گیرد بسیاری از پارامترها و عوامل دیده نمی‌شود و در نتیجه این فضاها و حوادث تکرار می‌شود. به طور مثال می‌توان به پیروزی ایران بر استرالیا در سال 76 و صعود به جام جهانی اشاره کرد.

من آن روز در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران کلاس داشتم ولی کلاس را تعطیل نکردم و دانشجویان نیز در کلاس شرکت کردند ولی خیلی از اساتید، حتی رئیس دانشگاه‌ کلاسش را تعطیل کرد و به تماشای بازی پرداخت. پس از اتمام بازی و پیروزی ایران من در حال طی مسیر به سمت منزل بودم که شاهد سیل عظیم مردم در خیابان بودم که در حال پایکوبی و فریاد «ویه‌را- ویه‌را» ویرا نام سرمربی تیم ملی فوتبال آن زمان است- بودند. این حرکت تا شب تبدیل به یک حرکت بزرگ و راهبندان در خیابان‌ها شد. در آن زمان شورای فرهنگی نپرسید چه شد‌ و جواب این سوال مشخص نشد. يا جريان 18 تير هیچگاه مورد تحلیل اجتماعی واقع نشد و از همان ابتدا همیشه مورد تحلیل سیاسی قرار گرفت. به همین دلیل مقصر آن هرگز پیدا نشد. واقعیات اجتماعی و سیاسی باید در کلیتشان بررسی شود و اگر همه پارامترهای موثر دیده نشود مانند برطرف کردن یک بیماری از طریق مسکن است در حالی که عوامل آن هنوز باقی است و در جایی دیگر نمود پیدا خواهد کرد. تبیین، کار علوم اجتماعی است نه علوم سیاسی. علوم اجتماعی با وجود علوم سیاسی برخوردی روشمند با مسائل دارد. انتها و قله علوم انسانی در علوم اجتماعی است ولی جای کار بسیاری دارد.
یکی از موضوعات مورد علاقه شما که در بیشتر موارد درباره آن صحبت می‌کنید بحث اشرافیت سیاسی، اقتصادی و معرفتی است. می‌خواهیم این بار اشرافیت را در ساحت‌های مختلف بررسی کرده و تاثیر این نوع اشرافیت را بر فضای سیاسی کشور از گذشته تا به حال و در آینده بیان کنید.

مهم‌ترین پارادایمی که در ایران در حال نابودی است، اشرافیت ایرانی است که در ابتدا وجود داشته و با معرفت ایرانی نیز شکل گرفته بود. مهم‌ترین شاخص اشرافیت ایرانی از ابتدا تاکنون پشتوانه عرفانی و تصوف آن است. مفهوم شاه نیز از تصوف و عرفان نشأت می‌گیرد و تبدیل مقوله‌ای عرفانی به مقوله‌ای سیاسی است. پشتوانه‌ پادشاهان قبل از اسلام،‌ عرفان و اشراق ایرانی بوده است. از دوره مهرپرستی و میترائیسم و زرتشت این مفهوم وجود داشت و آن در عین آن که قطب عرفانی است، قطب سیاسی نیز محسوب می‌شود. کاریزمای سیاسی مبنی بر این موضوع که شاه از همه بالاتر است نیز نتیجه همین دیدگاه عرفانی است. حتی بعد از اسلام هم شاه‌عباس تمام قزلباش‌ها را به قتل رساند چون فقط خود را قطب عرفانی می‌دانست. شاه که دارای یک معرفت عرفانی است مبنای اشرافیت ایرانی بوده است. در دوره مشروطه این اشراف ایرانی عرفانی، غربزده نیز شدند. غر‌بزدگی پارادایمی است که در مشروطه به اشرافیت اضافه می‌شود. به عکس ادعایی که می‌گویند روشنفکران مردم را با غرب آشنا کردند، این خود شاهان بودند که این روند را شکل دادند. فتحعلی‌شاه و ناصرالدین‌شاه غربزده بودند؛ حتی پیش از پادشاهان قاجار، شاهان صفوی مثل شاه‌عباس هم غربگرا بودند. به طور مثال حضور پررنگ برادران شرلی در دربار شاه‌عباس نشان‌دهنده این موضوع است. این غربگرایی همیشه بر محور مسائل جنسی نیز استوار بود.

اشرافیت ما از گذشته آمیخته با مسائل جنسی بود و غربی‌ها نیز به این نکته پی برده بودند و سعی می‌کردند از طریق مسائل جنسی و پیشکش کردن زنان زیبا، نفوذ کرده و اهداف خود را پیگیری کنند و این موضوع حتی تا زمان محمدرضا پهلوی نیز مرسوم بوده است. همچنان که در خاطرات فردوست نیز موجود است. داستان‌های ناصرالدین‌شاه در اروپا نیز مبین همین امر است. پادشاهان و شاهزادگان به غربگرایی روی آوردند که غربگرایی آنها همان لودگی فرانسوی بود و همان داستان خیابان‌های پاریس و ... . از همان ابتدا نیز ایرانی‌ها به آلمان نرفتند که پای درس فلسفه بنشینند و «کانت» را مطالعه کنند.

فقط روحانیون مدرسه مروی در دوره قاجاریه به مطالعه کانت پرداختند ولی به دلیل عدم وابستگی به حکومت نتوانستند علمشان را منتقل کنند. آنها به نقد بحث‌های منتقل شده پرداختند و این یک نوع برخورد درجه دوم بود، به عکس ژاپن که به مطالعه دقیق غرب پرداخت و تعدادی دانشجو بر سر کلاس همه فیلسوفان فرستاد. رابطه ژاپن و آلمان در بعد معرفتی یکی از مهم‌ترین عوامل پیشرفت آنها بوده است که هر دو جزو قطب‌های برتر جهان هستند در حالی که هر دو شکست‌خوردگان جنگ اول و دوم جهانی هستند. ایرانی‌ها غرب را به صورت اشرافی شناختند و برای این شناخت کشورهای اشرافی چون فرانسه را انتخاب کردند و همان جریان شب‌های پاریس، خیابان‌ها، کافه‌ها و ... . و این موضوعات همه در خاطرات منتشر شده و دستنویس آنها موجود است.
ما یک غرب اشرافی را شناختیم یعنی همه غربزدگی که مرحوم فردید و پس از آن مرحوم سیدجلال ‌آل‌احمد بررسی کردند. غرب موجب کسب وجهه‌ اجتماعی اشرافیت شده بود. از دوره ناصرالدین‌شاه به بعد اشخاص برای مطرح کردن خود، سفر غرب را عنوان می‌کردند. برای مثال همسر ناصرالدین‌شاه دچار مشکل چشمی شده بود و با وجود اطبای ماهر در کشور حاضر به معالجه در داخل ایران نشد و اصرار زیادی به سفر به اروپا برای معالجه داشت. تاخیر در این سفر موجب از دست دادن بینایی او شد و این فقط به دلیل فخرفروشی بر دیگران به دلیل سفر به اروپا بود. موضوع ارزش سفر به غرب هنوز هم در قشری که بانی حوادث اخیر نیز بودند بسیار مشاهده می‌شود. مشکل ما در غربزدگی هنوز هم وجود دارد و این موضوع است که غرب‌شناسی بسیار مهم، عظیم و پرزحمت است و برای نیل به این شناخت باید فلسفه، ادبیات، هنر و ... غرب بررسی و مطالعه شود.
به‌عنوان مثال کمال‌الملک که بر‌ای کسب شناخت هنر غرب در آن زمان به اروپا فرستاده شد، حاضر به بررسی و شناخت هنر آن زمان غرب نشد و به موزه‌ها رفت و کلاسیسم اشرافی غربی را بررسی کرد. رامبراند و رافائل را مورد مطالعه قرار داد نه نقاش مدرنی چون ونگوگ را. حتی کمال‌الملک هم اشرافی است و غرب را به طور کامل بررسی نمی‌کند و فقط به غرب اشرافی کلاسیک دوره رنسانس می‌پردازد. رابطه ما با غرب همیشه یک رابطه سطحی
بر مبنای خوشگذرانی، تقلید از مد،‌ لباس، سبک زندگی، غذا و مسائل سطحی مورد علاقه اشراف بود.

مشروطه در سال 1900 میلادی رخ داد و وقتی دنیا وارد قرن بیستم می‌شود جابه‌جایی بلوک‌های قدرت رخ می‌دهد اما مشروطه کجا و تحولات جهانی کجا! مشروطه ریشه‌ای اشرافی داشت و از سفارت انگلیس آغاز شد؛ از محمدعلی طباطبایی یزدی (آخوند انگلیسی) که آخوند هیات محرم سفارت انگلیس بود در داخل سفارت شروع شد. در ابتدا بحث عدالت مطرح شد و در آخر، موضوع به آزادی‌طلبی رسید. بهانه آنها برای شروع و ورود روحانیون به سیستم برای انقلاب مطرح کردن مفهوم عدالت بود و پس از مدتی روحانیت پس‌زده شد تا زمان رضاشاه که بدنه روحانیت توسط او از بین رفت. دوره اول مشروطه توسط سیدمحمدعلی طباطبایی یزدی (پدر) آغاز می‌شود و در دوره رضا‌شاه با حضور سیدضیاءالدین طباطبایی(پسر) به اتمام می‌رسد.

سید‌ضیاءالدین طباطبایی با خرید زمین‌های فلسطینی برای یهودی‌ها، اسرائیل را تشکیل داد. مشروطه در ایران، رضاشاه و تشکیل اسرائیل همه امتداد یک پارامتر هستند که توسط انگلیسی‌ها‌ آغاز شد. رضاشاه تا آخر عمر از تنها کسی که می‌ترسید سیدضیاء بود. حتی محمدعلی فروغی را به بدترین انحاء مورد شکنجه قرار داد ولی به هیچ نحو نتوانست با سیدضیاء برخورد کند و همه زمین‌های سعادت‌آباد را به او بخشیدند و او چون بچه‌دار نمی‌شد آن را به بنیاد پهلوی بخشید و بنیاد پهلوی با زمین‌های سعادت‌آباد شروع شد. به دلیل اینکه اشراف ما غربگرا بودند غرب‌شناسی آنها همیشه توریستی بود؛ در حال حاضر نیز چنین است. وقتی غرب‌شناسی توریستی باشد فقط خوشگذرانی است. تعریف اشراف از غرب همیشه تعریفی توریستی است و موضوع بیت‌المال نیز در این مساله قابل بررسی است. به طور مثال پادشاهان ایرانی چون ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین‌شاه، با ایران‌فروشی‌ و قرض‌‌های کلان از بانک‌های جهانی به سفرهای اروپایی خود می‌پرداختند. هم‌اکنون نیز بسیاری از افراد از طریق وام و قسط به سفرهای غربی می‌پردازند یعنی هنوز هم این تفکر ناصرالدین‌شاهی در سفر به غرب وجود دارد. ما هیچ‌وقت غرب را بدرستی نشناختیم و فقط ادعای تحول داریم. حتی مشروطه را خود شاهزاده‌ها شروع کردند. در قرن بیستم انتقال قدرت از اروپا به آمریکا صورت می‌گیرد. مشروطه ما نیز در چنین زمانی رخ می‌دهد که نتیجه آن ورود آمریکایی‌هایی چون مورگان شوستر به ایران و حوادث مربوط به او بوده است. بعد از کودتای 28 مرداد در خیابان‌ها اعلام می‌کردند قیام ملی 28 مرداد، در حالی که قیام یکسری اوباش و شعبان بی‌مخ‌ها بود که آن اتفاق بسیار شبیه به حوادث اخیر پس از انتخابات بود مانند آتش زدن مسجد توسط اغتشاشگران.

قطب‌بندی «مرفه- مستضعف» در این انتخابات را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ اشرافیت فعلی همان اشرافیت انقلابی است یعنی انقلابی‌هایی که از جنوب شهر شروع کردند و آمدند جلو و در حکومت به دلیل ارتقای طبقه اقتصادی و اجتماعی به شمال شهر کوچ کردند و دیگر پایگاه جنوب‌شهری خود را قبول نداشتند. این طبقه اشرافیت امروزی ابتدا از نهج‌البلاغه شروع کردند و همه اینهایی که الان با انگلیسی‌ها ساخته‌اند و درBBC صحبت می‌کنند در دوره انقلاب نهج‌البلاغه می‌خواندند و تدریس می‌کردند. همه طرفدار مستضعفان و خلق خدا و این موضوعات بودند ولی وقتی پایگاه اجتماعی‌شان ارتقا یافت، خلق و مردم جای خود را در ادبیاتشان به نخبگان دادند.

آنها ابتدا شروع به بازتولید فرهنگی کردند و مفهوم دنیاپرستی را مطرح و مصادیق دینی از دنیاگروی ارائه کردند. بعد به بازتعریف مفاهیم در رابطه با روابط جنسی پرداختند و مقوله ازدواج موقت را مطرح کردند که با بررسی مشخص خواهد شد که هزینه ازدواج موقت با تعریف مطروحه از ازدواج دائم نیز بیشتر است. موضوع مهریه ماهانه که همان طبقه اشراف نوکیسه بود که توانایی پرداخت آن را داشت؛ اگرنه جوانی که این توانایی را دارد، ازدواج دائم می‌کند و نه موقت. ازدواج موقت روالی بود که از طریق آن آزادی روابط جنسی را برای قشر بالای اجتماعی (که خودشان بودند) به وجود می‌آورد و موضوع را عمومیت می‌بخشید. روند عمومی‌سازی به این منظور صورت گرفت که آبروی خودشان در جریان برملا شدن رسوایی‌های جنسی‌شان از بین نرود. در دوره دوم خرداد این موضوع بسیار بارزتر مطرح شد، با عنوان کردن روابط جنسی آزاد و روابط فکری آزاد با غربیان. به‌تدریج مقوله فرهنگی اولیه را تبدیل به مقوله سیاسی کردند و از فرهنگ به سیاست رسیدند. یکی از موضوعات مطروحه در دوم خرداد این بود که در حکومت اسلامی نباید معنای فقهی وجود داشته باشد. کسانی که پس از انتخابات 22 خرداد دست به اغتشاش زدند، همه دلخوری‌شان این بود که اگر کاندیدای غربگرا رای می‌آورد، موقعیت اجتماعی و اقتصادی این گروه نیز تثبیت می‌شد و به همین دلیل اینگونه معترض بودند و تاویل این به خاطر شهوات صورت می‌گرفت مانند بنی‌امیه که بزرگ‌ترین این گروه‌ها بودند که از کلام شروع کردند.
فقه مرجئه صدر اسلام که معاویه به آنها گروید بر مبنای جبرگرایی بود و همه چیز را در اختیار قضا و قدر می‌دانستند. وقتی موضوع شهوات مطرح می‌شود، مساله‌ تاویل دین رخ خواهد داد و این جریان پس از انقلاب آغاز شد و الان به بحث سیاسی مرتبط شده و تاویل ساختار را دنبال می‌کند. ساختاری که پس از انقلاب ایجاد شده، اشرافیت غربگراست که بسیار شبیه همان مصادیق قاجاریه هستند. پارادایم اشرافیت غربگرا در حال حاضر این است که مسلمان هستند و در گذشته انقلابی هم بوده‌اند ولی در حال حاضر به اشرافی تبدیل شده‌اند. یکی از نزدیکان کاندیداهای غربگرای انتخابات عنوان می‌کرد، دخترش حاضر است در لندن غذای گربه بخورد ولی در ایران درس نخواند و در همان لندن تحصیل کند. این موضوع میان این قشر اشرافیت غربگرا بسیار زیاد است و در ایران درس خواندن برایشان ننگ محسوب می‌شود و همه افتخارشان سفر و زندگی در کشورهای غربی است برای فخرفروشی به یکدیگر.

همان اصلاح‌طلبانی که در دوره‌ ابتدای انقلاب فقط چشم‌های‌شان از چادرهای‌شان بیرون بود، در زمان دولت اصلاحات با ظاهر آنچنانی حاضر می‌شدند و بعضی دیگر که به خارج از کشور رفته‌اند به طور کامل بی‌حجاب شده‌اند. این جریان در دوره قاجاریه نیز وجود داشت که در دوره رضا شاه به طور کلی کشف حجاب رخ داد. یکی دیگر از موضوعات مطروحه در انتخابات اخیر موضوع کشف حجاب بود که در تظاهرات و اغتشاشات بسیار مشهود بود. در حال حاضر نیز در خیابان‌های شمال شهر و در ماشین‌ها کشف حجاب رخ داده است که این همان روند کشف حجاب است که از قاجاریه آغاز و در زمان رضا شاه علنی شد و حال نیز ادامه دارد. اغتشاشات اخیر نیز در شمال شهر رخ می‌داد نه مرکز و جنوب شهر. این صدای الله‌اکبر نیز از همان قشر نوکیسه است که به دلیل ترفیع طبقه اجتماعی از پایین شهر به شمال شهر رفته است.


نقش عوامل خارجی را در حوادث اخیر چگونه ارزیابی می‌کنید؟ در ابتدای قرن بیستم در سطح جهان جابه‌جایی قدرت از انگلیس اروپایی به آمریکای غیراروپایی صورت پذیرفت. در ایران نیز ما قصد ایجاد تحول داشتیم اما آگاه نبودیم. هم‌اکنون نیز که ظاهرا این جابه‌جایی قدرت در حال شکل‌گیری است، ما باز با این عدم آگاهی دست به گریبان هستیم. قدرت امروز از غرب به شرق در حال حرکت است؛ تحولی بسیار اساسی که بر مبنای آن قدرت از اروپا و آمریکا به آسیا خواهد آمد. «مک‌‌لوهان» در کتاب «درک رسانه» چنین نگاشته است:‌«اکنون این شرق قدیمی تاریخی پر از میراث فرهنگی، خواب است. ما از طریق رسانه‌هایمان بیدارش می‌کنیم و پس از آن شب‌های طولانی غرب آغاز خواهد شد»
. مک‌لوهان این مطلب را 40 سال پیش مطرح کرده بود. الان شرق با نسل پرجمعیت جوان خود بیدار شده است. ما در یک تحول پارادایمی ساختارمند شده‌ایم و در حال ورود به دنیای دیگری هستیم. در ابتدای قرن 19 هلند،‌ اسپانیا و پرتغال از راس قدرت کنار رفتند و جای خود را به انگلستان دادند. در طول قرن 19 انگلستان حاکم بود و قرن بیستم قرن آمریکاست. اما قرن 21 قرن آسیاست.
ایران بر سر مرز بین کشورهای شرق و غرب واقع شده است و نقش کلیدی‌تری از گذشته داراست. در جنگ دوم جهانی، غربیان این را پل پیروزی متفقین نامیدند. در آینده نیز قدرت از غرب به شرق خواهد رسید و آمریکا به همین دلیل بیشتر در حال ارتباط با شرق است و نه اروپا مانند Apec ، آسه‌‌آن، روابط با چین و ... تا در آینده نه‌چندان دور آمریکا رابطه با اروپا را به کناری نهاده و خودش را به شرق نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند.

در جریان حوادث اخیر انتخابات ایران تمام تلاش انگلستان در جهت پشتیبانی از اغتشاشات بود و دليل تأسیس تلویزیون فارسی BBC این بود که رابطه ایران و آمریکا نزدیک نشود. پل سابق آنها اسرائیل بود، به همین دلیل موساد تمام تلاشش بر این است که ایران به غرب نزدیک نشود و نقش برجسته موساد در داستان‌های اخیر بسیار مشهود است. انگلستان به دلایلی که بیان کردیم اروپا را به موضع‌گیری علیه ایران و جانبداری از اغتشاشات ترغیب کرد. موضع‌گیری کشور‌هایی چون فرانسه، آلمان، ایتالیا و دیگر کشور‌های اروپایی نیز در همین راستاست و همه این موضع‌گیری‌ها در جهت ترس اروپا از برقراری ارتباط میان ایران و آمریکا بود. خود بوش نیز پیش از این، اروپا را اروپای پیر خطاب کرد. به این معنی که نیرو و سرمایه اجتماعی اروپا دیگر تمام شده است. آلمان نیز در حال جدایی روابط از غرب و ایجاد ارتباط با شرق است، بلوک‌بندی‌های گذشته از بین رفته و بلوک‌بندی‌های جدید در حال شکل‌گیری است، به‌طور مثال ارتباط شدید استراتژیک آلمان و روسیه موجب شکست آن سیستم اروپای قدیم خواهد شد.

تبیین شما از نقش مراجع و حوزه علمیه در حوادث اخیر چگونه است؟
در گذشته این موضوع مطرح بود که مراجعی چون آقای شریعت سنگلجی در کنار رضاشاه واقع می‌شدند و فتوا بر تعطیل شریعت و شکل گرفتن دوره‌ای جدید دادند. در دوره رضاشاه کم نبودند آخوند‌هایی که به نفع تحولات فرهنگی، بی‌حجابی، تعطیلی شریعت اسلامی و... فتوا می‌دادند. مبنا بر اساس تأویل آغاز می‌شود. چه در دوره مشروطه و چه در زمان رضاشاه تحولات بدون تأویل دینی رخ نداد. ساختار اشرافیت ایرانی از شمال‌ شهر تهران و با بازتولید‌های فرهنگی آغاز شد. طرح دینی آنها بر اساس عرفان‌گرایی و ضدفقهی‌گرایی بود و ما مرحله بازگشت اشرافیت ایرانی بر اساس معرفت عرفانی را داشتیم. عرفان فردی وقتی با فقه فردی (و نه فقه سیاسی و اجتماعی) ممزوج شود، ساختار شاهنشاهی ایجاد می‌شود؛ کاری که سیدحسین نصر در اواخر شاهنشاهی سعی بر انجام آن داشت تا از طریق آن به شاهنشاهی جنبه مشروعیت معرفتی بدهد که بعد از آن برخورد میان سیدحسین نصر و دکتر شریعتی و داستان تعطیلی حسینیه ارشاد رخ داد. این جریان مبین این امر بود که فقه متعلق به فرد است و ترویج گوشه‌نشینی فقها.
حضرت امام خمینی(ره) تئوری گرویدن جامعه را داشتند و می‌فرمودند: «فقه باید سیاسی و اجتماعی باشد.» عرفان فردی در ایران بسیار بازتولید شده و تأویل دین عرفانی آغاز شد. سیر لیبرالیسم تصوف‌گرا، وظیفه‌اش تولید دینی بود که هماهنگ با اشرافیت غربگرا باشد. فقه‌ فردی نیز برای برجسته کردن مرجعیت در مقابل ولایت‌فقیه بود؛ به دلیل اینکه مرجعیت بر مبنای فقه فردی عمل می‌کند ولی ولایت‌فقیه بر مبنای فقه اجتماعی، ‌سیاسی و فرهنگی است. در ابتدای این جریان آقای بروجردی در مقابل حضرت امام(ره) قرار گرفت. در وضعیت کنونی حتی سعی بر این است که آیت‌الله سیستانی در عراق را در مقابل ولایت‌فقیه قرار دهند و به تضعیف ولایت‌فقیه از طریق مرجعیت دست بزنند. در جریان انتخابات اخیر نیز ما بسیار شاهد این موضوع بودیم که همان جریان مذکور مرجعیت را در مقابل ولایت‌فقیه بنا کردند تا ولایت‌فقیه را تضعیف کنند. از تلفیق شهر‌گرایی، عرفان‌گرایی و فقه فردی، مرجعیت‌گرایی به وجود می‌آید که در مقابل ولایت‌فقیه قرار می‌گیرد و قصد تضعیف حکومت اسلامی را دارد. ما باید ساختار دانشگاه‌ها را دقیق کنیم، یعنی به تغییر حوزه‌ها بپردازیم. حوزه‌های فعلی که در حال بازتولید مرجعیت است تهدیدی برای نظام جمهوری‌اسلامی محسوب می‌شود. مرجعیت باید در جمهوری اسلامی باشد نه بر جمهوری‌اسلامی. اگر ولایت‌فقیه نبود، قصه مشروطه و 28 مرداد دوباره تکرار می‌شد.

آیت‌الله مهدوی‌کنی به عنوان یک فقیه که خودش اصالتا تهرانی است قبل از انتخابات دوم خرداد گفته بود: «من بمیرم نمی‌گذارم مشروطه تکرار شود». ایشان افق مشروطه را در تهران آن روز‌ها می‌دید. قم باید ساختار معرفتی خاصی پیدا کند و از اشرافیت غربگرا دور شود و به سیستم حکومت برود. از بعد حکومتی طبق فقه امام همه احکام از جمله حکم مرجعیت با ولایت‌فقیه در جامعه تنفیذ می‌شود زیرا حفظ نظام در فقه امام بسیار ریشه‌دار است، همین‌طور که در حال حاضر در تمام دنیا، در انگلیس، آمریکا، چین، هند و... نیز حفظ نظام از همه‌چیز مهم‌تر است. اگر نظام عقلانیت نداشته باشد، تمرکز، هدف و انگیزه برای عمل و کنش به وجود نمی‌آید. کنش‌ها متفرق می‌شود و در جهت خاصی صورت نمی‌گیرد، در نتیجه پیشرفت رخ نخواهد داد. انسجام کنشی از انسجام معنایی حاصل می‌شود و نکته مهم ایجاد سیستم توسط نظام معنایی است و حوزه علمیه در داستان دوم خرداد و انتخابات اخیر موضع‌گیری عالمانه واقع‌گرایانه نداشته و احتمال رودست خوردن حوزه علمیه در مقابل جریانات اخیر مانند 28 مرداد سال 32 کم نیست. در کودتای 28 مرداد سازمان سیای آمریکا به نام حزب توده در خانه علما نامه پخش کرده و آنان را تهدید به ترور کرد. علما به دلیل این تهدید‌ها از ساختار جدا شدند و روزی به خودشان آمدند که با چند اوباش، تهران تسخیر شده بود.

جنبش دوم‌خرداد را از ابتدا تا به حال،کالبدشکافی کنید.

بعد از جنگ تحمیلی شمال شهر‌سازی تهران آغاز شد. البته جنوب‌شهر را نیز درست کردند مانند تخریب محله قدیمی نواب و احداث پروژه نواب که خود مشکلات اجتماعی بسیاری را به دنبال داشت. فروش تراکم در شمال‌ شهر وسط باغ‌های شمیران، احداث آسمانخراش‌ها در کوچه‌های چندمتری، ترافیک و آلودگی هوا که در حال حاضر به دزاشیب، تجریش و قلهک هم رسیده، همه به دنبال همان نهضت شمال‌شهرگرایی رخ داد. از فروش این تراکم‌ها جیب‌های خیلی از آقایان پر شد. بازسازی اشرافی ساختار‌های شهری و شمال‌شهرگرایی بعد از جنگ از لحاظ رسانه‌ای نیز با بحث‌های معرفتی شروع شد.. غربگرایی شدید و شمال‌شهر‌گرایی موجب بازتولید دوم خرداد شد و خود آقایان نیز معترف به این امر هستند. غربگرایی تبدیل به ساختار سیاسی شد و آن اشرافیت سیاسی که حال، فرهنگی نیز شده بود تبدیل به ساختار حاکم سیاسی کشور شد و سعی بر ویرانگری فرهنگی داشت.

مدل دوم خرداد این بود که توطئه‌های خارجی دیده نشود و مقوله توهم توطئه توسط کاتوزیان (استاد دانشگاه آکسفورد) مطرح شد، یعنی ما با خارج مشکل نداریم. ارتباط با سفارتخانه‌ها واضح بود و در داخل دست به ویرانگری زدند و ویرانگری‌های فرهنگی دولت دوم خرداد از اینجا آغاز شد به طوری که حتی صدای اعتراض خود طرفداران نیز بلند شد. دولت اصلاحات از طریق جشنواره‌های مختلف و... سعی در نابودی سنتی ایران داشت تا بتواند پایگاه‌های فقه حکومتی حضرت امام(ره) را نابود سازد. هدف ثانویه دوم خرداد نابودسازی پایگاه‌های سنتی بود که حکومت اسلام بر آن تکیه می‌کند. عده‌ای از خود دوم خردادی‌ها به دلیل عدم قدرت تحلیل کلان، نمی‌دانند اهداف سرانشان چیست. خیلی از آنها متوجه اهداف نابودسازی فرهنگي ایران شدند و از وسط راه بازگشتند. این سیستم ویران‌سازی از دوره مشروطه شروع شد و ما دیگر نه فقیه و نه هنرمند بزرگی داریم. کمال‌الملک هم که بینابین واقع شده و در آخر به دلیل برخورد با رضاشاه به نیشابور تبعید می‌شود. دهخدایی که خودش در مشروطه نقش اساسی داشته در آخر با چه وضعیتی دفن شد؛ کسی جرأت شرکت کردن در مراسم تشییع جنازه دهخدا را نداشت و فقط دکتر معین شرکت کرد.
در اواخر دوره اصلاحات و پس از ایجاد انشعابات، نهضت آزادی اجازه دخالت حزب مشارکت را در امور نمی‌داد و مدعی پیشی گرفتن از آنها بود. در اواخر دوره اصلاحات طرفداران شاهنشاهی چون داریوش شایگان و احسان نراقی بر امور مسلط شده بودند. الگوی باستانی این گروه مربوط به انجمن حجتیه بود. انجمن حجتیه در دوره شاه همه این فعالیت‌ها را انجام داده بود، هم شاهنشاهی، هم روشنفکری، هم عرفانی و هم فقه فردی که ضد امام و حادثه‌ 15 خرداد بود. حضرت امام(ره) بشدت مخالف انجمن حجتیه بودند و وجود آنها را در نظام خطرناک می‌دیدند. عرفان هویت معرفتی شاهنشاهی است بویژه عرفان ایرانی و این مقابله‌اش با فقه همیشه در طول تاریخ تکرار شده است، همینجاست که سلطنت نیز به وجود می‌آید. اصلاح‌طلبان از لیبرالیسم تصوف‌گرایی سروش عدول کرده و به سمت سیدحسین نصر می‌روند و سروش را به طور کلی نقض می‌کنند.
در آخرین بحثی که اصلاح‌طلبان چند سال پیش درباره روشنفکری دینی در حسینیه ارشاد داشتند، سیدحسین نصر (همان کسی که شاهنشانی را بازتولید کرده بود) به سخنرانی پرداخت. حتی یکی از دوم‌خردادی‌ها در روزنامه‌های همان روز به بیان این موضوع پرداخت که پادشاهی با دموکراسی هیچ منافاتی ندارد و شروع به زمینه‌سازی دوم خرداد کردند که پادشاهی را بازگردانند. برای مثال حکومت پادشاهی 7 کشور اروپایی چون انگلستان، بلژیک، دانمارک، سوئد و... را مطرح کردند که در عین سیستم پادشاهی حاکم بر آنها، دموکراسی نیز در کشور حکمفرماست و حتی در بعد سیاسی نیز به حکومت شاهنشاهی با مدل سکولار با یک نخست‌‌وزیر لائیک اشاره می‌شد، یعنی همان تز اولیه نهضت آزادی ، مبنی بر این امر که شاه بماند، سلطنت کند و حکومت و یک نخست‌‌وزیر لائیک نیز بر سر کار بیاید. سیستم سیاسی مورد نظر اشرافیتی که بعد از انقلاب بر سر کار آمد، این بود.

تفاوت اصولگرایان و اصلاح‌طلبان را در جریان انتخابات اخیر چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در جریان اخیر ما شاهد این امر بودیم که اصلاح‌طلبان از لحاظ فکری، یک نسل جدید سیاسی تولید نکردند. کاندیداهای قشر روشنفکری همه دارای سنین بالایی بودند. در مقابل اصولگرایان از نسل جوان بودند و این جوانان تحولات ساختاری می‌خواستند و این جنگ، جنگ میان پیر و جوان بود؛ انقلابی‌های دیروز و محافظه‌کاران امروز در مقابل جوانانی که به دنبال هویت خود بودند. این نسل جوان وقتی در دوره قبلی ریاست‌جمهوری بر سر کار آمدند به جای تعریف روابط خارجی با غرب شروع به تعریف روابط با شرق کردند با کشور‌های آسیا و آمریکای لاتین؛ همان کاری که آمریکا هم‌اکنون در حال انجام آن است، موضوع ایران مستقل از غرب را مطرح و روابط با چین، هند، برزیل،‌ ونزوئلا و... را شروع کردند. در چنین شرایطی آقایان اشرافیت که هویتشان در غربگرایی بود احساس خطر کردند.

جنگ در انتخابات اخیر جنگ میان آسیا و آمریکای لاتین‌گرایی در مقابل رابطه با غرب بود و این نشان‌دهنده رخداد یک تحول پارادایمی است که 24 میلیون نفر به این گروه رأی دادند. در دوره دوم خرداد به روستاها و حوزه‌های فرهنگی ما لقب خرده‌فرهنگ را می‌دادند. فرهنگ آذری و کرد و لُر را نمی‌توان خرده‌فرهنگ نامید، اینها حوزه فرهنگی و خود فرهنگ هستند. تهران اصل فرهنگ نیست. آنها با بازتولید مفاهیم علوم اجتماعی سعی در تولید ساختار مدرن داشتند.

چرا کودتای مخملین در ایران ناکام ماند؟

وقوع کودتای مخملین در کشوری چون ایران امکان‌پذیر نیست چون ایران در حال پیشرفت و جهش است. شوروی نمی‌توانست بدون انقلاب مخملی حرکت کند چون کمونیست‌ها همه‌جا حاکم بودند. مردم ایران همیشه در صحنه هستند و اجازه کودتای مخملین را نمی‌دهند. ولایت‌فقیه با تدبیر ما به دلیل مصلحت‌گرایی و حفظ نظام اجتماعی که بنیادی‌ترین اصل ولایت‌فقیه است، نگذاشت کشور، عرصه جنگ‌های خیابانی شود.

آینده انقلاب، اصولگرایان و روشنفکری سکولار را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟
بر اساس رخ دادن انقلاب پارادایمی، تهران‌گرایی، تأویل دینی و غربگرایی اشرافیت در حال نابودی است. در روابط خارجه بشدت آسیا‌گرا خواهیم شد. ما بر سر مرز شرق و غرب واقع شده‌ایم و اگر موفق شویم، شرق نیز موفق خواهد شد. اگر وحدت 2 کره صورت پذیرد و ایران نیز به جای غربگرایی، آسیاگرا شود جهان آینده قرن بیست ویکم با آسیا پذیرفته خواهد شد. ایران می‌تواند باعث توازن بین غرب و شرق شود. روسیه نیز اگر بخواهد با خاورمیانه ارتباط داشته باشد باید از طریق توازن با ایران به این مهم دست یابد. اصولگرایان در روابط خارجه بسیار درست عمل می‌کنند. تنها مشکل اصولگرایان در این حوزه عدم بازتولید تئوریک توسط نهاد‌ها و رهبر‌هایشان است، در موضوعات ایدئولوژیکی غرق می‌شوند. مانند مطرح کردن موضوعی چون «عصر، عصر ظهور است»، از کجا می‌دانید؟ این موضوع را فقط خدا می‌داند.

وظیفه ما بر اساس انتظار فرج ترسیم می‌شود مثل خود حضرت امام: «سال‌ها می‌گذرد، حادثه‌ها می‌آید / انتظار فرج از نیمه خرداد کشم» که منظور از نیمه خرداد 15 خرداد سال 42 است. 15 خرداد به معنی سیاسی در نظر امام بود، نه مفهوم امام زمانی. فلسفه تاریخی که معنابخش ما است همین انتظار فرج است و ما هر کاری انجام می‌دهیم اگر غیر از انتظار فرج باشد باطل است. اصولگراها باید درست به بازتولید تئوری زمینی بپردازند. ائمه(ع) در جاهای مختلف می‌فرمودند، کسانی که برای ظهور، زمان تعیین می‌کنند را تکذیب کنید. ما نباید بحث‌های ایدئولوژیکی را وارد سیاست کنیم. بر اساس تغییر معرفت و ساختار که بر اثر انقلاب پارادایمی رخ داد؛ اشرافیت در ایران رفتنی است و این اغتشاشات نتیجه‌ای ندارد.

دانشگاه ما باید از دانشگاه ایدئولوژیک و روشنفکری به دانشگاه کارشناسی تبدیل شود و دخالت دانشگاه در سیاست نیز باید از باب کارشناسی باشد و نه روشنفکری، چون روشنفکری محملی برای مطالعه نکردن و درس نخواندن است، ولی کارشناسی مشکل است. بحث کارشناسی این است که بلوک‌بندی جهانی و ساختار ایران در حال تغییر است. الان روستايیان نیز روشنفکر شده‌اند. با امکاناتی که دولت نهم به روستاها برد، پروژه‌های عمرانی، فرهنگی و کامپیوتر که حتی به روستاها نیز رسید، دیگر همه متفکر شده‌اند. فردا روستاها در مقابل شهر‌ها خواهند ایستاد و شهر‌ها در مقابل تهران و همچنین ایران سنتی در مقابل ایران اشرافی غربگرا و نوکیسه که بعد انقلاب به وجود آمد و در شمال‌شهر تهران ساکن است،‌خواهد ایستاد. این ابتدای تحول است و ایران با تمام وجود در حال حرکت به سمت جلو است. اشرافیت بر عرفان تکیه می‌کند؛ عرفانی که ضدعقلانیت است و طیف جدید اصولگرا موضوع عقلانیت را مطرح می‌کند که در فقه امام در قالب ولایت‌فقیه بود.

الان جنگ بین عقلانیت و ضدعقلانیت است. اشرافی ایرانی عقلانیت را قبول ندارد و این عرفان‌گرایی باعث ایجاد فاصله طبقاتی عمیق خواهد شد؛ مانند هند که به دلیل حاکمیت عرفان فاصله طبقاتی وحشتناکی بر آن حاکم است و همه این موضوع را پذیرفته‌اند. پولدارترین آدم‌ها و افسانه‌ای‌ترین ثروت‌ها و کاخ‌ها در کنار فقیر‌ترین مردم در هند وجود دارد. به دلیل اعتقاد هندیان به تناسخ و حیات دوباره در زمین، همه، اختلافات طبقاتی را پذیرفته‌اند. فقرا راضی‌اند و کار‌های نیک انجام می‌دهند برای اینکه در زندگی بعدی برهما بازگردند. برهماها نیز هم‌چنین، کار‌های نیک انجام می‌دهند تا باز برهما باشند. پس عدالت در جایی که اشرافیت و عرفان وجود دارد معنایی ندارد.

به طور کلی عرفان ضد عدالت است، اما عرفان با آزادی هماهنگ است. این اشرافیت غربگرای ایرانی به دنبال عرفانی هستند که با آزادی همراه است و نه عدالتی که با فقه هماهنگ است و عقلانیت ایجاد می‌کند. پس جنگ بین عقلانیت عدالتگرا و فقهی در مقابل عرفان اشرافیت آزادی‌گرای غرب‌زده است. حوزه علمیه باید بعد عقلانیت را در این ساختار درک کند. باید دانشگاه‌ها و حوزه علمیه‌ای داشته باشیم که عقلانیت ایرانی را بازتولید کنند و به تدوین نظریه‌های ایرانی کلان جهان‌بین بپردازند تا بتوانند جهان آینده را ترسیم کنند تا ما نیز به قدرتی چون چین و هند تبدیل شویم. با توجه به امکاناتی که دارا هستیم خیلی سریع‌تر از آنها این روند را طی می‌کنیم؛ اگر بازتولید عقلانیت در حوزه‌های علمیه و دانشگاه‌ها بویژه در حوزه علوم انسانی صورت پذیرد، نه فنی‌زدگی که با خُرد‌بینی همراه است. بزرگ‌ترین مشکل ما فنی‌زدگی و پزشکی‌زدگی ساختار حکومتی است. علوم انسانی کلان‌بین است. اگر دولت نتواند از ساختار فنی عدول کرده و به علوم انسانی برسد، کلان‌بینی نخواهیم داشت و یک کشور حاشیه‌ای خواهیم بود. ساختار‌بندی کلان جهانی فقط از طریق عالمان علوم انسانی امکانپذیر است تا بتوانیم جایگاه ایران را مشخص کنیم؛ کاری که هگل انجام داد و اروپای جدید را ساخت، اگر هگل نبود‌ بنیان علوم انسانی نبود. اگر کانت نبود بنیان علوم تجربی نبود. اگر فویرباخ نبود تبدیل فلسفه به علوم انسانی نبود. در آخر علوم انسانی به وجود می‌آید.

در آینده هم جنگ‌ها بر اساس علوم انسانی است و نه علوم فنی، دیگر جنگ‌ها
بر اساس موشک نیست و سایبر است. جنگ‌های نرم هم در حوزه‌ علوم انسانی است و نه فنی و پزشکی. جنگ در دنیای مدرن جنگ رسانه است که مقوله‌ای مربوط به علوم انسانی است، توازن رسانه‌ای و تعیین جایگاه اینترنت، تلویزیون، رادیو و سینما توسط علوم انسانی تعریف می‌شود.

راهکار‌های شما برای پیشرفت داخلی و خارجی ایران و تبدیل شدن به یک ابر‌قدرت جهانی چیست؟

درباره پیشرفت داخلی ما باید ابتدا مشکل اشتغال و تهیه مسکن را برطرف کنیم تا جوانان با تشکیل خانواده از بحران‌های اجتماعی دور شوند. یکی از مشکلات جوانان مسائل جنسی است، ما باید به صورت مشروع این موضوع را برطرف کرده و در قالب خانواده تعریف ‌کنیم. به طور مثال تظاهرات جنسی و مسائل جنسی ارضا نشده در حوادث اخیر بسیار مشهود بود. ما این تظاهرات جنسی را از ابتدای دوم خرداد در اجتماع شاهد هستیم. مهم‌ترین عامل تشکیل خانواده، خانه است، ولو اینکه خانه 30 متر باشد. در نیویورک، توکیو و بمبئی خانه‌های 10 متری هم وجود دارد. بدون وجود خانه و خانواده ما نمی‌توانیم مشروعیت جنسی داشته باشیم. دولت باید به دنبال فضای فنی تولید خانه‌های کوچک باشد. یکی از دلایل کسادی بازار مسکن، متراژ بالای خانه‌هاست. نیروی انتظامی نیز باید به جای برخورد منفی با جوانان به ریشه‌یابی ساختاری بپردازد. ما باید مشارکت جهانی را با چین، هند، آمریکای لاتین و آفریقا افزایش دهیم. در رابطه با اروپا نیز نباید به گونه‌ای باشد که آنها محور و ما حاشیه باشیم. در زمینه ترسیم توازن رسانه‌ای می‌توان به این موضوع اشاره کرد که اینترنت‌زدگی در جامعه امری بسیار بی‌دلیل است. چقدر اهل مطالعه هستیم که بخواهیم اینترنت را دنبال کنیم. الان 97درصد استفاده از اینترنت غیرعلمی بوده و فقط در جهت مسائل غيراخلاقی و سیاسی است.

گسترش اینترنت به این صورت اشتباه است. به جای گسترش اینترنت، انتشار کتاب را زیاد کنند. کسی که اهل مطالعه است به دنبال کتاب می‌رود و به واسطه آن به اینترنت رجوع می‌کند. ما باید به نظام امنیتی باز برسیم. این مشکلات نباید ما را به ورطه نظامی - امنیتی بسته رهنمون کند زیرا باعث انحطاط و رکود شدید می‌شود؛ در عین داشتن امنیت و آرامش می‌توان به ترسیم افق‌های آینده پرداخت. اینجاست که ایران به صورت سیستماتیک پیشرفت می‌کند. قشر متوسط شهری همیشه پیشرفت می‌خواهد، نه مثل قشر پایین شهری است که به دنبال علم نباشد و فقط دچار زندگی روزمره و کار باشد و شب خسته به خانه برود و بخوابد و به هیچ‌چیز فکر نکند، نه مثل قشر بالا ‌شهری که آنقدر زندگی‌اش تأمین است که در آخر پیشرفت قرار دارد و همه سفر‌هایشان به اروپاست، قشر متوسط نه بالاست و نه پایین. الان شهرستان‌ها و روستاها نیز قشر متوسط پیدا کرده است و این موضوع فقط مربوط به تهران نیست. به ‌عکس ادعاهایی که مطرح می‌شود، قشر متوسط ایرانی بسیار طرفدار احمدی‌نژاد هستند و نه به دنبال باند اصلاح‌طلبان.

برای نخستین‌بار قشر متوسط و پایین در جریانات اخیر به هم پیوستند و به احمدی‌نژاد رأی دادند. پس از حوادث بعد از انتخابات نیمی از آن 13 میلیون که به اصلاحات رأی داده بودند از آنها دور شدند و به سمت احمدی‌نژاد گرویدند و این مطلب در نظرسنجی‌ها بسیار مشهود است. اگر قشر متوسط و پایین با هم متحد شوند از قشر اشرافیت بالای‌شهر که الله‌اکبر می‌گویند جدا می‌شود و نیرویی برای پیشرفت شدید و عظيم به وجود می‌آید. همین اتفاق در چین و هند نیز افتاد و اتحاد قشر متوسط و پایین اجتماعی باعث پیشرفت‌های عظیمی شد. قشر متوسط فکر دارد و قشر پایین عمل که تلفیق این دو باعث انقلاب ساختاری و پارادایمی خواهد شد.

پیشرفت باعث گسل‌های ساختاری و گسل‌های ساختاری باعث بحران‌های اجتماعی خواهد شد، مانند افزایش سن ازدواج، عدم تمایل جوانان به تشکیل خانواده، مشکلات عاطفی و اجتماعی. برنامه‌ریزی اجتماعی ما باید در جهت پر کردن خلل‌ها باشد. دولت با مکانیزم‌های ترغیب جوانان به ازدواج باید جلوی بحران‌های روحی، عاطفی و غریزی قشر نخبه ما را بگیرد و این موضوع توسط علوم انسانی قابل حل و فصل است یعنی خلل‌های ساختاری که به دلیل پیشرفت سریع ایجاد می‌شود باید توسط علوم انسانی حل شود. تنها راه افزایش سرعت پیشرفت ما و عدم توقف و رکود آن مطالعه و هضم جهان امروز از طریق علوم انسانی است. دکتر ابراهیم فیاض

جدیدترین عجایب هفت گانه

 
دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.
 

 

چیچن ایتزا

چیچن ایتزا اثری باستانی از تمدن مایا است که در کشور مکزیک واقع شده است. این اثر جزو میراث جهانی یونسکو به شمار می‌رود. در سال ۲۰۰۷ میلادی، این اثر به همراه ۶ اثر دیگر در یک رای گیری جهانی به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید معرفی شدند.

محوطه (سایت) چیچن ایتزا شامل چندین ساختمان سنگی است که قبلاا به عنوان قصر، معبد، حمام، مغازه و ... به کار می‌رفته اند. مطرح ترین قسمت های آن عبارتند از

* El Castillo (قلعه)
o مهمترین اثر این مجموعه، El Castillo ( به معنای قلعه در اسپانیولی) است که عبارتست از هرمی پلکانی که از هر چهار طرف دارای پله‌هایی تا بالای هرم است. این معبد، متعلق به خدای آسمان بوده است.

* معبد جنگجویان
* محوطه بازی
* سایر سازه ها
o معابد و سازه‌های دیگری نیز در محوطه اثر تاریخی چیچن ایتزا قرار دارند.
 
 

 
 

 
 


 مجسمه حضرت مسیح برزیل
 

 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
مجسمه مشهوری که در برزیل در شهر Rio de Janeiro قرار دارد و بسیاری از مردم آن را در تلویزیون دیده اند در حقیقت مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با 125 فوت ارتفاع در سال 1926 و در ارتفاع ۷۱۰ متری نوک کوه Corcovado ساخته شده است. مجسمه مذکور حالت ایستاده عیسی مسیح را در حالیکه دستان خود را کاملاً باز کرده است نشان می دهد که این حالت نشان دهنده پذیرش همه انسانها در آغوشش است. مجسمه عیسی مسیح نشانه برزیل است که امروزه شهرتی جهانی پیدا کرده است.
 
توریستهایی که از برزیل دیدن می کنند حتماً به دیدن این مجسمه نیز می روند. دست چپ این مجسمه به سمت شمال شهر Rio de Janeiro و دست راست آن به سمت جنوب شهر اشاره می کند. مناظر بسیار جذابی را می توان از آنجا مشاهده کرد که نفس را در سینه تماشاچی حبس می کند. این مناظر شامل شهر Rio، خلیج، کوه Sugarloaf و ساحل رودخانه های Copacabana و Ipanema می شود. علاقمندان به فوتبال نیز می توانند منظره ای از استادیوم را مشاهده نمایند.
 
 


 
کولوسئوم
 

Coliseum معروفترین آمفی تئاتر دایره وار(بیضی) عظیم تاریخی که تعداد ردیف‌های صندلی آن به تعداد پنجاه هزار ودارای ۸۰ در ورودی است. واژه کلوسئوم به معنی «جایگاه بزرگ» نام دیگر آن آمفی تئاتر فلاویوسی(amphitheaterum flaviusi) است. ساخت کولوسئوم توسط Vespasian (وسپاسین)امپراطور سالهای ۶۹ تا ۷۰ روم پایه گذاری شد، پس از آن پسرش Titus (تیتوس)در سال ۸۰ بعد از میلاد آنرا بنا کرد، که نهایتا توسط Domitian (دومتین)برادر Titus که در سال ۸۱ بر وی غلبه کرد و بر جایگاه امپراطور روم نشست، کامل شد و به پایان رسید. کولوسئوم به عنوان اولین آمفی تئاتر دائمی و ماندگار ساخته شده در روم، در زمین‌های باتلاقی ما بین تپه‌های Esquiline(اسکوئیلین) و Caelian(کائلین) واقع شده بود.
 
در این مجموعه امپراطور روم شاهد فجیع ترین جنایات به شکل کشتار بردگان و مسیحیان بوده‌است نبرد‌های خونین بر سر مرگ و زندگی گلادیاتور‌ها یکی از سرگرمی‌های روزانه امپراطوران و اشرافیان روم بوده‌است قدمت تاریخی و شکوه و جلال این عمارت از یک سو و کارامدی آن برای اجرای نمایش و امکان کنترل جمعیت، از سوی دیگر، باعث شد این سالن یکی از بزرگترین بناهای معماری روم باستان به شمار می‌رفت.
 
پلان این مجموعه به شکل بیضی به قطر‌های ۱۸۸ و ۱۵۶ متر زیر بنای آن حدود ۶ جریب می‌باشد ارتفاع آن تقریبا به اندازه یک ساختمان۱۵ طبقه می‌رسد(حدود۴۸متر) کف صحنه چوبی است و در زیر آن مجموعه‌ای از اتاقها و گذرگاهها برای عبور حیوانات وحشی و سایر تدارکات لازم جهت راه اندازی و اجرای نمایش قرار گرفته‌است. تعداد ۸۰ دیوار به عنوان تکیه گاه برای طاق‌های گنبدی شکل، گذرگاهها، پلکان و ردیف‌های صندلی، روی صحنه قرار گرفته‌است. لبه بیرونی طاق‌های متوالی باعث اتصال طبقات مختلف و پلکان بین آنها به یکدیگر شده‌است. نمای داخلی Coliseum از بالا سه ردیف طاق‌های گنبدی شکل رو در روی ستون‌ها و سر ستون‌ها قرار گرفته‌اند،
 
در ستون‌های طبقه اول سبک معماری دوریک (Doric)، در طبقه دوم سبک ایونیک (Ionic)، و در طبقه سوم سبک قرنتی (Corinthian) که نزدیک به سبک کلاسیک یونان بود، به کار رفته‌است.این بنا به دلیل عبور و مرور آسان جمعیت به داخل و خارج میدان یکی از شاهکار‌های مهندسی است در بالای این سه طبقه اصلی، طبقه زیرشیروانی شامل ستون‌های مستطیل شکل سبک قرنتی قرار دارد، فضای بین ستون‌ها با ۴۰ عدد پنجره کوچک مستطیل شکل پر شده‌است.
 
در قسمت بالا، دیوارکوب‌ها و بندگاههایی وجود دارد که تیرک‌هایی را که سایه بان‌ها به آنها آویزان است، نگه داشته‌اند. در ساخت عمارت با دقت بسیاری از انواع ترکیبات ساختمانی استفاده شده، برای فونداسیون از بتون و برای ستون‌ها و طاق‌ها از سنگ آهک (تراورتن) استفاده شده، در ستون‌های به کار رفته برای دیوار دو طبقه زیرین، از نوعی سنگ متخلخل به نام توفا (Tufa) استفاده شده‌است. برای طبقات فوقانی و اکثر طاق‌ها از آجر بتونی استفاده شده‌است.

 
 
 
 

 
 
 
 
 

 


 
دیوار چین 
 
دیوار چین که یکی از هفت اعجاز جهان شمرده می شود، در جهان به لحاظ زمان ساخت طولانی ترین و بزرگترین مهندسی تدافعی نظامی در قدیم است .
 
این دیوار در نقشه جغرافیایی چین ۷۰۰۰ کیلومتر امتداد یافته است. این اثر سال ۱۹۸۷ در "فهرست میراث جهانی " ثبت شد. تاریخ ساخت دیوار چین به قرن ۹ قبل از میلاد باز می گردد.
 
حکومت وقت چین برای جلوگیری از حملات ملیت های شمالی ، برجهای آتش برای خبر رسانی و یا قلعه‌های مرزی برای حصول اطلاعات دشمن را در ارتباط با دیوار و بر روی آن ایجاد کرد .
 
در دوره حکمرانی سلسله‌های بهار وپاییز و کشورهای جنگجو ،میان دوک ها جنگ بر پا شد و کشورها با استفاده از کوه‌های مرزی به ساخت دیوار پرداختند تا سال ۲۲۱ قبل از میلاد ،امپراتور چین شی خوان پس از به وحدت رساندن چین ، دیوارهای دوک ها را به هم متصل کرد که به صورت دیوار بزرگ در مرزهای شمالی بر روی کوه‌ها در آمد . او می خواست با این کار از حملات دشمن به مراتع شمالی جلوگیری کند.
 
در این زمان طول دیوار چین به ۵۰۰۰ کیلومتر می رسید. در سلسله خان پس از سلسله چین طول دیوار به ۱۰ هزار کیلومتر رسید. در تاریخ دو هزار و اندی ساله چین، حکمرانان دوران مختلف به ساخت دیوار چین پرداختند . تا اینکه طول دیوار به ۵۰ هزار کیلومتر رسید. این میزان معادل گردش به دور کره زمین است .
 
دیواری که اکنون مردم مشاهده می کنند ، دیوار متعلق به سلسله مینگ (سال ۱۳۶۸ – سال ۱۶۴۴ ) است از غرب به دروازه " جایو گوان " در استان گان سو چین و از شر ق به ساحل رود یالو جیان در استان لیائو نینگ در شمال شرقی چین منتهی می شود و درمیان آن ۹ استان- شهر و ناحیه خود مختار به طول ۷۳۰۰ کیلومتر وجود دارد و مردم انرا دیوار طولانی می نامند.
 
دیوار چین به عنوان پروژه تدافعی بر روی کوه‌ها ساخته می شد از بیابان ها مراتع و لجنزارها عبور می کرد . کارگران طبق عوارض زمینی ،ساختار متفاوتی برای ایجاد دیوار در نظر گرفتند که درایت و عقل نیاکان چین را نشان می دهد. دیوار بر مسیر کوه‌های پر فراز و نشیب امتداد یافته است . در بیرون دیوار پرتگاه‌های بلند دیده می شود . در واقع کوه و دیوار به یکدیگر پیوند خورده اند . لذا دشمن به هیچوجه قادر به نفوذ به این دیوار نبود . دیوار چین معمولا با آجرهای بزرگ و سنگ مستطیل ساخته شده و در وسط ان خاک و خرده سنگ ریخته شده و ارتفاع ان ۱۰ متر است در پهنای دیوار برای عبور چهار اسب کافی است و در یک ردیف عرض آن ۴ -۵ متر است تا در زمان انتقال غلات و سلاحها مشکلی ایجاد نشود .
 
طرف درونی دیوار، نرده سنگی و در وجود دارد که به آسانی حرکت می کند . در فاصله معیینی سکوی دیواری ویا برج آتش برای خبررسانی ساخته شده است . سکوی دیواری برای ذخیره سلاحها و غلات و استراحت سربازان است و در جنگ مخفیگاه بوده است . هنگامی که دشمن دست به حمله می زد برج های آتش روشن می کردند و سراسر کشور از حمله آگاه می شدند .
 
اکنون مقاومت دیوار چین به عنوان یک مانع نظامی از بین رفته است. اما زیبایی معماری مخصوص آن دیدنی است . زیبایی دیوار چین پر ابهت ، و باعظمت است. از دور دیواری بلند و پر پیچ و خم بر روی کوه‌ها همانند اژدهایی در حال حرکت به چشم می خورد و صحنه‌ای شکوهمند ایجاد شده است . از نزدیک ، دروازه‌های پر ابهت ، دیوار ها ، سکوهای دیوار ی،برج های دیده بانی، برج های آتش هماهنگ با عوارض زمینی آکنده از دلربایی هنری است. دیوار چین دارای اهمیت تاریخی و فرهنگی و ارزش دیدنی است. چینی ها می گویند : " کسی که به دیوار چین صعود نکرده باشد ، قهرمان نیست ".
گردشگران چینی و خارجی از پیمودن دیوار احساس افتخار می کنند . حتی سران بسیاری کشورهای خارجی نیز فرصت دیدار از این اثر بزرگ را از دست نمی دهند .
 
برخی از بخش های دیوار چین بخوبی حفظ شده است از جمله دیوار "بادلینگ " در نزدیکی بیجنیگ دیوار " سی ما تای " ، دیوار " موتیان یو " ، دروازه شان حای گوان در انتهای شرقی دیوار چین است که نخستین دروازه چین نامیده می شود و دروازه "جایوگوان" در انتهای غرب در گان سو ،این بخش ها همچنین از مکان های بسیار مشهور و دیدنی دیوار است و گردشگران زیادی در تمام سال از آنها بازدید می کنند .

دیوار چین تجسم درایت و رنج و زحمت میلیونها چینی در دوره باستان چین است . این اثر پس ازهزاران سال از بین نرفته و دارای دلربایی فناناپذیر و سمبل روحیه ملیت چین است . سال ۱۹۸۷ میلادی دیوار چین به عنوان "سمبل ملیت چین در فهرست میراث جهانی ثبت شد.
 
 
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 


 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)،
 
ماچو پیچو (به اسپانیایی: Machu Picchu)، به معنی قلهٔ قدیمی، از آثار دورهٔ اینکاها می‌باشد که در ارتفاع ۲٬۴۳۰ متری از سطح دریا در دامنهٔ کوه در بالای درهٔ اوروباما در کشور پرو و در ۷۰ کیلومتری شمال کوسکو قرار گرفته‌است. اغلب اوقات از آن به‌عنوان «شهر گمشدهٔ اینکاها» یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالأ شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها می‌باشد.

این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌شده‌ و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌است. برای قرن‌ها فراموش شده‌بود و به جز عده‌ای از مردم محلی کسی از آن نامی به خاطر نداشته است. این اثر در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی به جهانیان معرفی‌شد. پس از آن، ماچو پیچو به یکی از مناطق جذب توریست تبدیل ‌شد و در سال ۱۹۸۱ میلادی در فهرست آثار کشور پرو و در سال ۱۹۸۳ میلادی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

ماچو پیچو با دیوارهای سنگی جلا داده‌شده مطابق با معماری کلاسیک اینکاها ساخته شده‌است. اولین بنای این مجموعه این‌تی‌هوآتانا (به اسپانیایی: Intihuatana)، معبد خورشید که اطاقی با ۳ پنجره و در منطقه‌ای از ماچو پیچو که باستانشناسان آن را منطقهٔ مقدس می‌نامند، می‌باشد. در سال ۲۰۰۳ میلادی تعداد توریست‌های این شهر باستانی ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. در سپتامبر ۲۰۰۷ میلادی، پرو و دانشگاه ییل به توافقی مبنی بر استرداد صنایع دستی برداشته‌شده از ماچو پیچو در اوایل قرن بیستم میلادی توسط هیرام بینگهام دست یافتند
.
تاریخچه

این‌تی‌هوآتانا (به انگلیسی: ‎Intihuatanais ‏)، تصور می‌شود یک ساعت نجومی است که توسط اینکاها طراحی و ساخته شده‌است.

ماچو پیچو در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی در ارتفاعات امپراتوری اینکاها ساخته شده‌است. این شهر در حدود ۱۰۰ سال بعد در پی پیروزی امپراتوری اسپانیا متروک شد.

این دژ در ۵۰ مایلی کوسکو، پایتخت اینکاها قرار دارد و به همین دلیل هرگز مانند سایر شهرهای اینکاها پیدا و ویران نشده‌است. در طول قرنها، جنگل‌های اطراف این مجموعه رشد کرده و آن را پوشانده است و به همین دلیل از نظرها پنهان مانده‌است و تنها عدهٔ معدودی از وجود آن اطلاع داشته‌اند. در بیست و چهارم ژوئیهٔ سال ۱۹۱۱ میلادی، ماچو پیچو به‌وسیلهٔ هیرام بینگهام، تاریخ‌شناس آمریکایی در یک سخنرانی‌ در دانشگاه ییل به دنیای غرب معرفی شد. او به‌وسیلهٔ راهنمایی محلیانی که گهگاه به سایت مراجعه می‌کردند به آنجا هدایت شد. بینگهام مطالعات باستان‌شناسی را انجام داد و تحقیقاتش را دربارهٔ آن محل کامل کرد و آن را «شهر گمشدهٔ اینکاها» که نام اولین کتابش نیز بود، نامید. او هرگز اعتباری برای کسانی که او را به آن محل راهنمایی کردنند قائل نشد و آن را یک شایعهٔ محلی نامید.

بینگهام در حال جستجو برای یافتن شهر ویکتوس، آخرین پناهگاه و موضع ایستادگی اینکاها در دوران تسلط اسپانیا بر پرو بود. در سال ۱۹۱۱ میلادی، بعد از سال‌ها کاوش و سفر در حوالی منطقه، او توسط کو‌اِن‌چو‌آنز (به اسپانیایی: Quechuans) که در ماچو پیچو و در زیرساخت‌های اصلی شهر زندگی می‌کرد به دژ هدایت شد. او چندین سفر دیگر انجام داد و حفاری‌هایی را نیز در سایت در حوالی سال ۱۹۱۵ میلادی هدایت کرد. او کتاب‌ها و مقالاتی دربارهٔ کشف ماچو پیچو نوشت.

سیمون ویسبارد، کاوشگر قدیمی کوسکو، مدعی می‌باشد که انریک پالما، گابینو سانچز و آگوستین لیزاراگا که اسمامی‌شان بر روی یکی از صخره‌ها در آنجا در تاریخ ۱۴ ژوئیه سال ۱۹۰۱ میلادی حک شده‌است قبل از بینگهام آنجا را کشف کرده‌بودند. همچنین، در سال ۱۹۰۴ میلادی یک مهندس به نام فرانکلین ظاهراً اشاره‌ای به خرابه‌ها از فاصلهٔ دور داشته‌است. بنا بر ادعای خانوادهٔ پِین، او به توماس پِین، مبلغ مذهبی که در آن مکان زندگی می‌کرده است، دربارهٔ این محل گفته است. در سال ۱۹۰۶ میلادی، پین و مبلغی دیگر به نام استوارت ای مک نارین (۱۸۶۷ تا ۱۹۶۵ میلادی) ظاهراً به محل خرابه‌ها صعود کرده‌اند.

در سال ۱۹۱۳، این مکان بعد از اینکه انجمن جغرافیای ملی (به انگلیسی: ‎National Geographic Society ‏) بحث‌های ماه آوریل را بطور کامل به آن اختصاص داد شهرت بسیاری پیدا کرد. در سال ۱۹۸۱ میلادی منطقه‌ای به وسعت ۳۲۵.۹۲ کیلومتر مربع که ماچو پیچو را احاطه کرده‌بود جزء میراث تاریخی پرو به ثبت رسید. این منطقه تنها به این خرابه‌ها محدود نمی‌شد بلکه شامل مناظر طبیعی منطقه‌ای نیز می‌شود.

ماچو پیچو به‌عنوان میراث جهانی یونسکو در سال ۱۹۸۳ میلادی به ثبت رسید. و این منطقه «یک شاهکار خالص معماری و نشانه‌ای منحصر به فرد از تمدن اینکاها» نامیده شد. این اثر هم اکنون به عنوان یکی از عجایب هفتگانه جدید شناخته می‌شود.

منطقهٔ جغرافیایی

ماچو پیچو در ۷۰ کیلومتری شمال غربی کوسکو، در بالاترین نقطهٔ کوه ماچو پیچو، ۲٬۳۵۰ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است. این اثر از مهم‌ترین آثار باستانشناسی در آمریکای جنوبی و پربیننده‌ترین جاذبهٔ توریستی کشور پرو می‌باشد.
از سمت بالا، در صخرهٔ ماچو پیچو، یک صفحهٔ سنگی عمودی ۶۰۰ متری قرار دارد که در انتها به رودخانهٔ اوروباما می‌رسد. مکان این شهر جزء اسرار نظامی بوده‌است.

توریسم

ماچو پیچو که جزء میراث ثبت شدهٔ یونسکو می‌باشد به‌عنوان پر بازدیدترین مکان توریستی کشور پرو و مهم‌ترین منبع درآمد، بطور پیوسته در معرض خطرهای اقتصادی و تجاری قراردارد. در اواخر ۱۹۹۰ میلادی، دولت پرو اجازهٔ ساخت ماشین کابلی و یک هتل لوکس همراه با رستوران و مجموعهٔ توریستی را در خرابه‌های سایت صادرکرد. این تصمیم با مخالفت دانشمندان و عموم مردم پرو روبرو شد. آنها معتقد بودند که تعداد زیاد توریست در سایت امکان اعمال خطر را بر آن افزایش می‌دهد.
توریست‌های ماچو پیچو همه ساله در حال افزایش می‌باشد و در سال ۲۰۰۳ میلادی معادل ۴۰۰٬۰۰۰ نفر بوده‌است. [۱] به این منظور، اعتراض‌های شدیدی برای ساختن پل جدید در این سایت صورت گرفته است و یونسکو این سایت را در لیست آثار در معرض خطر قرار داده‌است.

در هنگام استفاده از این سایت صدماتی به آن وارد شده‌است. در سپتامبر سال ۲۰۰۰ میلادی، ساعت آفتابی این‌تی‌هوآتانا به علت سقوط یک جرثقیل ۴۵۰ کیلوگرمی به شدت صدمه دید. این جرثقیل توسط یک شرکت تبلیغاتی که آگهی برای یک مدل آبجو می‌ساخت استفاده می‌شد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 


 پترا به عربی ( البتراء ) شهری تاریخی در کشور پادشاهی اردن
 
این شهر باستانی در ۲۶۲ کیلومتری جنوب شهر عمّان پایتخت اردن ودر غرب راه اصلی بین شهر عمّان وشهر عقبه واقع شده‌است. شهری است به کمال که همهٔ آن در کوه و در تخته سنگهایی به رنگ گل سرخ یا رنگ صورتی تراشیده شده‌است. از اینجاست که نام این شهر زیبا پترا نهاده شده‌است. کلمه (پترا) به زبان یونانی به معنی (صخره) است وچون این شهر باستانی تماماً در سنگ (صخره) کنده شده‌است آنرا پترا نامیده‌اند. همچنین این شهر تاریخی وزیبا را به خاطر گل سرخ گون بودنش بنام ( المدینة الوردیة ) نیز نامیده شده‌است، در سال ۱۹۷۸ میلادی کتابی در این مورد نوشته شده‌است که از تاریخ بنای این شهر باستانی سخن می‌گوید ، مؤلف نام کتاب را (الأسرار المَدینَة الوَردِیَة) نامگذاری نموده‌است. نام قدیم این شهر سلع بود، یعنی (صخره) رومیان نامش را به زبان خودشان ترجمه نموده‌اند. ، درقرن اول قبل از میلاد ودر عهد شاه غسانی حارث سوم درخشید.
حدود کشور نَبَطی‌ها

حدود کشور نَبَطی‌ها از ساحل شهر عسقلان در غرب فلسطین و در امتداد صحرای شام در سمت مشرق ادامه می‌یافت. شهر پترا حلقهٔ اتصال بین تمدن سرزمین میان‌رودان (یا بین‌النهرین) و سرزمین شام و شبه‌جزیره عربستان و مصر بوده‌است. این شهر که پایتخت کشور نَبَطی‌ها بود توانسته‌بود کنترل و زمام راه‌های تجارتی مناطق اطراف خود بدست گیرد، کاروانهای تجارتی از جنوب شبه‌جزیره عربستان و غزه و عسقلان و صور و دمشق از راه پترا پایتخت کشور نَبَطی‌ها می‌گذشته‌اند و این شهر از رونق خاصی برخوردار بوده‌اند.
پایان حکومت نَبَطی‌ها

پایان حکومت نَبَطی‌ها و خرابی پایتخت شهر پترا بدست رومیان در سال ۱۰۵ میلادی بوده‌است، قشون رومیان در سال ۱۰۵ میلادی سرزمین نَبَطی‌ها را محاصره می‌کنند وآب را به روی ساکنان شهر می‌بندند و سرانجام بعد از مدتی آن شهر را اشغال می‌کنند و به حکومت نَبَطی‌ها خاتمه می‌دهند.
بیرون آمدن پترا از دست رومیان

در سال ۶۳۶ میلادی عربها توانستند شهر پترا را از نفود رومی‌ها برهانند. ساکنان پترا پس از آن به کشاورزی اشتغال ورزیدند. اما زلزله‌ای که درسالهای ۷۴۶ و ۷۴۸ به این شهر وارد آمد، ساکنان پترا را وادار نمود تا به مناطق اطراف کوچ کنند. آثار این شهر باستانی همچون دُّری در کوه می‌درخشد و یادگاری از دوران نَبَطی‌ها بجا مانده‌است که بسیار تماشایی است.
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
تاج‌محل (به هندی: तIज महल، به اردو: تاج محال)
 
آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر اگرا و در ۲۰۰ کیلومتری جنوب دهلی نو پایتخت هند واقع شده‌است. این بنا به دستور شاه جهان، امپراتور گورکانی هند به منظور یادبود از همسر ایرانی محبوبش ممتاز محل که در سال ۱۶۳۱ (میلادی) به‌هنگام وضع حمل فوت کرد بنا شده‌است. شاه تصمیم گرفت پس از مرگ همسرش با ساخت بنایی زیبا، مجلل و عظیم، همسرش را جاودانه کند. از این‌رو آرامگاهی زیبا بر روی قبر او بنا نهاد.

همانطور که مشخص است، نام این بنای زیبا ایرانی می‌باشد. این ساختمان بر پایه مخلوطی از معماری ایرانی، هندی و اسلامی تأسیس شده‌است و در ساخت آن ۲۰،۰۰۰ هنرمند و معمار از نقاط مختلف آسیا به‌خصوص ایران، شبه قاره هند، آسیای میانه و آناتولی شرکت داشته‌اند.

آغاز ساخت تاج‌محل سال ۱۶۳۲م (۱۰۴۲ ش) بود و در سال ۱۶۴۷م (۱۰۵۷ ش) تکمیل شد.

احمد معماری لاهوری و برادرش استاد حمید لاهوری (سده یازدهم هجری) سرمعماران ایرانی سازنده تاج محل در هندوستان بوده‌اند. در برخی متون نیز از عیسی خان شیرازی و امانت خان شیرازی طغرانویس، که هر دو ایرانی بوده‌اند نام برده شده‌است، که گویا خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده‌بوده‌است.
 
نماد وفا و عشق ابدی

تاج محل بنایی مُجَلَّل و رمز عشق ابدیست که سه قرن و نیم از بنای آن می‌گذرد. اخلاص به عشقی رومانسی، از دوران بسیار دور همچون: «لیلی و مجنون»، «رومئو و ژولیت» و یا «بخت‌النصر» که باغ‌های معلق بابل را به نشان وفاداری برای همسرش ساخت که یکی از عجایب هفتگانه دنیاست، تاج محل نیز یکی از عجایب هفتگانه جدید دنیاست، تاج محل آرامگاه «ارجمند بانو بیگم» ملقب به ممتازمحل همسر محبوب «شاه‌جهان» پنجمین پادشاه گورکانی بود که در هند به پادشاهی رسید. این بنا به دستور شاه‌جهان برای نشان دادن عمق علاقه و عشق خود به ممتاز محل ساخته‌است.
 
داستان بنای این مجموعه عمارات مجلل که در وسط آن گنبد تاج محل چون نگینی می درخشد، بر ارزش تاریخی این شاهکار هنری افزوده است. تاج محل، در واقع، باشکوه ترین هدیه یک شاه به همسر از دست رفته اش است و پایه‌های آن بر عشق وافر شاه جهان گورکانی به ممتاز محل ایرانی تبار استوار است. شاید اگر در سال ١٦٠٧ میلادی شاهزاده خرم، که بعدا با نام شاه جهان شناخته شد، ارجمند بانو بیگم را، که بعدا به ممتاز محل ملقب شد، نمی دید، امروز از تاج محل خبری نبود.

ارجمند بانو دختر یکی از اشراف ایرانی با نام عبدالحسن آصف خان و متولد شهر آگرای هند بود. نور جهان، عمه ارجمند بانو همسر محبوب جهانگیر، پدر شهزاده خرم و شاه گورکانی وقت بود که در سیاست و دولتداری هم نقش بارزی داشت. شاهزاده خرم که در آتش عشق ارجمند بانو می سوخت، بنا به ضوابط سلطنتی با دو زن دیگر ازدواج کرد که اولی از بستگان دربار صفوی ایران بود. خرم پس از پنج سال انتظار به وصلت ارجمند بانو رسید.

او پس از مراسم عروسی اعلام کرد که عروس تازه از سایر زنان دربار برتر و "ممتاز محل" است. ازآن به بعد ارجمند بانو با همین نام و پسوند "بیگم" خطاب می‌شد. به نوشته یک تاریخ نگار دربار گورکانی هند که با نام "قزوینی" از او یاد می‌شود، پیوند شاهزاده با دو همسر دیگرش تنها حکم زناشویی معمولی را داشت و "خرم" هیچ زن دیگری را شایسته محبت و شیفتگی ای که نثار ممتاز محل می‌کرد، نمى دانست. سال ١٦٢٨ شاهزاده خرم بر تخت طاووس هند نشست و به "شاه جهان" ملقب شد. ممتاز محل نمى خواست به مانند عمه قدرتمندش در امور اداری و سیاسی دستی داشته باشد. در عوض فهرست نام های زنان بیوه و کودکان یتیم را ترتیب می‌داد و از شوهرش می خواست که به نیازهای آنها رسیدگی کند و برای خانواده‌های بینوا نفقه تعیین می‌کرد. او نیز مانند شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت و در ساماندهی یک باغ کرانه رود یامونا در شهر آگرا، جایی که سرانجام محل آخرت او شد، نقش داشت.
 
درگذشت ممتاز محل و وصیت او
 
ممتاز محل همسر دوم شاه‌جهان در ۱۷ جون ۱۶۳۱ میلادی در هنگام تولد فرزند چهاردهمش جان باخت. شاه جهان و ممتازمحل در سال ۱۶۱۲ ازدواج کردند و ۱۸ سال با یکدیگر زندگی کردند و ثمره این ازدواج ۱۴ فرزند بود که هفت تن زنده ماندند و بزرگ شدند. در یکی از حمله‌های جنگی ممتاز محل همراه شاه‌جهان بود. او باردار و در ماهای آخر بارداری بود و در اثر وضع حمل جان باخت، این نوزاد چهاردهمین فرزندی بود که از ممتاز محل زائیده و دختر بود که نامش را گوهره‌بیگم گذاشتند. هنگام وفات «ممتاز محل» ۳۹ سال بیش نداشت او از شوهرش درخواست کرد که پس از وی زنی نگیرد و برای او مقبره‌ای بسازد که بدان نام وی جاوید بماند.

مرگ ناگهانی «ممتاز محل» پادشاه را دچار غم و اندوه ساخت. شاه داغدیده پس از تفکر و تدبر تصمیم گرفت بنائی بر مزار محبوبش بسازد تا شاهدی بر عشقش باشد، از اینرو طراحان، مهندسان و استادکاران را از گوشه و کنار دنیا گرد آورد تا آرامگاهی را بسازند که آخرین دستاورد معماری گورکانی گردد.

به نوشته تاریخ نگاران، شاه جهان در پی درگذشت محبوب ترین همراه زندگی اش خلعت شاهانه اش را به عبای سفید عوض کرد و یک سال سوگوار بود. شاهی که قبلا برای توسعه دامنه سلطنتش خون فراوانی ریخته بود، گوشه نشین شد و برای مدتی دخترش جهان آرا به امور دولتداری پرداخت. روایت حاکی است ک موهای سیاه شاه جهان طی یکی دو ماه سوگواری سفید شد.

شاه جهان، تا از چنگ رخوت رها شد، در اجرای وصیت ممتاز محل بهترین معماران و خوشنویسان را از سراسر هند و بیرون از آن فرا خواند تا بنای یادبود محبوب ازدست رفته اش را در شهر آگرا، پایتخت امپراتوری گورکانی، بسازند.
تاریخ نگاران آن دوران، از این بنای یادبود با نام "روضه ممتاز محل" یاد کرده اند و برخی بر این نظراند که "تاج محل" مخفف "ممتاز محل" است. "پیتر ماندی"، جهانگرد اروپایی سده ١٧ میلادی نیز در نوشته‌هایش از "تاجِ محل، ملکه دربار گورکانی" نام می‌برد.

خود شاه جهان هم که سال ها بعد، به دست پسرش اورنگزیب شکست خورد و مدتی در زندان لعل قلعه به سر برد، پس از درگذشت کنار ممتاز محل زیر گنبد تاج محل به خاک سپرده شد.
 
معماری باغ و ساختمان تاج محل

شاه‌جهان جایگاهی را در کنار «رود جمنا» برای این بنای بزرگ برگزید. تاج محل مقبره‌ای است با ۵۸ متر بلندی، ۵۶ متر پهنا که در نزدیکی اگرا در ایالت اوتار پرادش هندوستان بر روی یک تخته عظیم ۱۰۰ متر × ۱۰۰ متر مرمرین ساخته شده‌است. این بنای بزرگ، در یک باغ پهناور ۱۸ هکتاری قرار دارد، که در مرکز این یک باغ نهر آب طولانی وجود دارد و به شیوه چهارباغ‌های ایرانی ساخته شده‌است.

شاه‌جهان قصد داشت برای خود نیز آرامگاهی در کران دیگر «رود جمنا» و برابر آن بسازد و این دو بنا را با پلی به یکدیگر متصل سازد به‌نشانه آنکه پیوند او و همسرش از جریان زمان هم در می‌گذرد. قرار بود که بر خلاف نمای تاج محل که از مرمر سفید است، آرامگاه شاه از مرمر سیاه باشد. اما سرنوشت بر این شد که آرامگاه دوم هرگز برپا نشود و شاه در کنار همسرش آرام گیرد.

تاج محل از سال ۱۹۸۳ جزو میراث جهانی یونسکو درآمده و در نظر سنجی بزرگ جهانی در سال ۲۰۰۷ میلادی که در ۸ ژوئیه همان سال نتیجه آن اعلام گردید این بنا در شمار یکی از عجایب هفتگانه جهان در دوران حاضر شناخته شد.
در دو طرف بنای اصلی دو بنای کوچکتر و قرینه به‌چشم می‌خورد که در سمت غرب یک مسجد سه‌گنبدی وجود دارد که از ماسه‌سنگ (قهوه‌ای مایل به قرمز) ساخته شده و در شرق بنایی است که زمانی به مثابه مهمان‌سرا به کار می‌رفته‌است.

گیوین هامبلی، نویسنده کتاب "شهرهای هندوستان گورکانی"، می‌نویسد که ریشه‌های ایرانی تاج محل، نخستین و پایدار ترین برداشتی خواهد بود که یک دانش پژوه رشته معماری اسلامی با دیدن این بنای یادبود حاصل می‌کند. به نظر او، تاج محل یک نمونه از معماری صفوی است و در واقع، نمایانگر حد اعلای نبوغ ایرانی در هنر معماری در خاک هند است.
 
هامبلی با استناد به سخنان هرمان گوتز، کارشناس تاریخ هنر، می افزاید: "تاج محل از بهترین نمونه‌های معماری است که با ذوق و سلیقه صفوی انجام شده است ... در تاج محل موارد معدود انحراف از ارتدکسی هنری صفوی را می‌توان مشاهده کرد که شامل "چتری های راجپوتِ" پیرامون گنبد و تفاوت هایی در تناسب میان گنبد و پایه آن می‌شود. گلدسته‌ها هم که احتمالا با الهام از آرامگاه "محمود خلجی" در "ماندو" ساخته شده اند، اندکی متفاوت اند. از غرایب روزگار است که که یکی از "عجایب جهان" که کمترین ارتباط را با هنر گورکانی (مغولی) دارد، به نمونه کلاسیک و نماد تمدن گورکانی تبدیل شده است."
 
معمار و طراح تاج محل

در متون تاریخی به نام معمار این مجموعه اشاره نشده‌است اما در برخی از متن‌های متأخر، به شخصی به نام استاد احمد لاهوری اشاره شده‌است. بنا به یک دستنویس بازمانده از سده ١٧ میلادی، سرمعمار تاج محل و لعل قلعه (قلعه سرخ) دهلی همین استاد احمد لاهوری بوده است.

علاوه بر این، در برخی از متون از شخصی به نام استاد عیسی نام برده شده که بعضی او را اهل شیراز و عده‌ای وی را اهل استانبول دانسته‌اند. برخی از پژوهشگران نیز به یک نسخه خطی اشاره کرده‌اند که در آن به «استاد عیسی شیرازی نقشه نویس» و « امانت خان شیرازی طغرانویس» اشاره شده‌است.جدای افراد نامبرده از فردی به نام جرونیمو ورونئو اهل ونیز هم نامبرده شده است. عبدالحق شیرازی که سال ١٦٠٩ از شیراز به هند مهاجرت کرد و به خاطر استعداد فوق العاده‌اش در هنر خوش نویسی از سوی شاه جهان به "امانت خان" ملقب شد. به احتمال قریب به یقین، تمام خطاطی‌های روی در و دیوارهای تاج محل به امانت خان واگذار شده بود، چون تنها نام اوست که به شکل "امانت خان الشیرازی" زیر یکی از خطاطی ها در ایوان جنوبی تاج محل حک شده است. امضای او حاکی از مقام بلند امانت خان در دربار گورکانیان نیز هست. آنچه مسلم است خط ثلث کتیبه‌های تاج محل که به رنگ مشکی بر زمینه مرمر سفید نشسته اثر امانت خان شیرازی است.

وجود یک معمار لاهوری در طراحی تاج محل به معنی فقدان یک یا چند معمار ایرانی نیست. زیرا می‌توان اظهار داشت که طراحی و ساخت این مجموعه عظیم و با شکوه، تنها توسط یک معمار صورت نپذیرفته‌است و به احتمال زیاد چند نفر معمار و عده کثیری هنرمند در این کار مشارکت داشته‌اند.

به گفته تاریخدان آمریکایی "میلو بیچ"، در این مورد می‌توان تنها گمانه زنی کرد که معمار اصلی تاج محل چه کسی بوده، اما این نکته روشن است که خود شاه جهان به هنر معماری علاقه داشت ولابد در طراحی تاج محل نیز دستکم نقش یک رایزن را داشته است.

گفته می‌شود برای ساخت این بنا بیست هزار کارگر، استادکار، معمار، سنگ‌تراش، نقاش، فلزکار و جواهرتراش به‌مدت بیست و دو سال کار کرده‌اند.
 
 
 
 
 
 

 
 
 
 
 
 
 
  

عجایب هفتگانه جدید جهان شنبه شب 7 ژوییه در یک مراسم رسمی در استادیوم لوز شهر لیسبون ، پایتخت پرتغال و با حضور چهره های مشهور جهانی معرفی شدند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه ، در خاتمه یک رای گیری که توسط یک بنیاد سوئیسی برگزار شد و در جریان آن نزدیک به 100 میلیون نفر از طریق اینترنت یا تلفن به فهرستی شامل 20 نامزد نهایی کسب عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان رای دادند ، برگزارکنندگان این رای گیری شنبه شب فهرست نهایی عجایب هفتگانه جدید جهان را در لیسبون معرفی کردند.

دیوار بزرگ چین ، آرامگاه تاج محل (هند) ، شهر باستانی پترا (اردن) ، مجسمه حضرت مسیح ریودوژانیرو (برزیل) ، ویرانه های ماچو پیکچو متعلق به تمدن اینکا (پرو) ، هرم و بقایای شهر چیچن ایتزا متعلق به تمدن مایا (مکزیک) و کولوسئو رم (ایتالیا) به عنوان عجایب هفتگانه جدید جهان انتخاب شدند.

البته اهرام ثلاثه مصر آخرین بازمانده عجایب هفتگانه قدیم جهان کماکان مقام خود را حفظ کرده است.

رای گیری برای انتخاب عجایب هفتگانه جدید جهان بسیار جدل برانگیز بود ، زیرا هر فردی هر اندازه که مایل بود می توانست به مکان مورد نظر خود رای دهد. به طوری که براساس آمار حدود 2 میلیون اردنی از مجموع جمعیت 6 میلیونی این کشور به شهر باستانی پترا رای داده اند.

از سوی دیگر سازمان یونسکو از این طرح استقبال نکرد و آن را تنها امری مربوط به افرادی که در رای گیری شرکت کردند، دانسته است.

عجایب هفتگانه قدیم جهان عبارتند از ، اهرام ثلاثه مصر، باغ های معلق بابل ، مجسمه زئوس کوه المپ ،معبد آرتمیس ، معبد هالیکارناس ، مجسمه هرکول جزیره رودس و فار اسکندریه که از میان آنها تنها اهرام ثلاثه مصر تا روزگار ما باقی مانده است.

کد خدا

چگونگی برگزیده شدن کد خدا در طوایف ممسنی:

 

سازمان و تشکیلات ایلات وعشایر بر پایه ی چند اصل قدیمی : خانواده و دودمان و طایفه و ایل استوار بوده است.

طایفه که از بهم پیوستگی چند بنیچه همخون و نژاد و مهاجرینی که در این واحد رابطه ی سببی و نسبی با افراد آن دارند به وجود می آید را دومین واحد اجتماعی سیاسی ایل می دانند.

 

سر پرستی هر طایفه را کد خدایی عهده دار است که او از افراد طایفه و با آنان رابطه ی خون و نژادی دارد. روال معمول انتخاب کد خدا به این صورت بوده است که مجمع ریش سفیدان به انتخاب یکی از افراد طایفه که دارای خصوصیات موردنظر می باشد مبادرت نموده و سپس وی را به خان ایل معرفی می نمودند و با تایید خان به کار مشغول می گردد. صد البته که فرد انتخابی باید مورد پسند شخص خان نیز می بود.

 

هر کد خدا می بایست همانند ریش سفیدان شرایط عاطفی و دلسوزی و وظیفه ی انجام خدمت به افراد زیر دست خود را داشته باشد و نیز از کارایی و سیاست و حسن تدبیر و شجاعت بر خوردار بوده و از لحاظ مردم داری مشهر باشد تا بتواند تحت چنین صفاتی طایفه ی خود را اداره نماید.

 

اوضاع اقتصادی کد خدا شرط اولیه ی انتخاب اوست و در صورت ضعف بنیه ی مالی ریاست وی با توجه به رفت و آمد های مهمانان ایلی و خارج از ایل و همچنین پیش آ»د هایی که از طریق پرداخت مالی جهت او پیش خواهد آمد ¸حتما باید نسبتا ثروتمند بوده باشد تا از ثروت و پول خود بتواند مقام خود را حفظ کند .

 

کد خدا دومین مقام ایلی و مورد احترام افراد طایفه است ¸او به تمام مسایل سیاسی و اقتصادی افراد نظارت داشته و مشکلات داخل طایفه ای و خارج از آن را فیصله می داد و با تکیه به قدرت و حمایت افراد طایفه اش در صحنه ی سیاست ایل نقش موثری را ایفا می نمود . اومی توانست مستقیما با حکومت و والی در تماس باشد ¸با خان ایل رابطه ی دوستانه و مطیعانه برقرارکند ¸و از نظر ایمکه خان و کدخدا منافع مشترکی در طایفه داشتند ¸از نفوذ همدیگر استفاده می کردند.

 

سازمان کار گزاران کد خدا مشابه تشکیلات خان ولی با تفاوت اندکی بوده ¸او سوار و تفنگ چین و مامور و فراش محلی داشت که انتخاب آنان علی رغم دستگاه کارگزاران خان ¸از بین اقوام و کسان نزذیک او انتخاب می شدند. کد خدا سدی در برابر ا جحافات خان( به ندرت ) و مالک و حاکم بوده ¸او از تعرض دشمنان به طایفه جلو گیری می کرد و گاهی هم فدای این سیاست می شد و دشمنان با استفاده از نفاق افکنی ¸میان او و ریش سفیدان و برادرانش ¸او را از مقام خود خلع می کردند و یا قدرت او را ضعیف می نمودند .

 

شخصیت کد خدا بستگی به لیاقت و مقام انسانی او داشت و در صورت داشتن صفات لازم ریاستش مستدام وگر نه از ریاست عزل و دیگری جانشین او می گردید . درآمد کد خدا جدا از عایدات شخصی ¸از طریق حقوقی که مالک و خان و رعایا( و احیانا رشوه ای که برخی کدخدایان از دلالان یا راهزنان و سارقان) می پرداختند تامین می شد.

 

10درس شگفت انگیز از زندگی انیشتین





1 . کنجکاوی را دنبال کنید

“من هیچ استعداد خاصی ندارم .فقط عاشق کنجکاوی هستم “

چگونه کنجکاوی خودتان را تحریک می کنید ؟ من کنجکاو هستم. مثلا پیدا کردن علت اینکه چگونه یک شخص موفق است و شخص دیگری شکست می خورد .به همین دلیل است که من سال ها وقت صرف مطالعه موفقیت کرده ام . شما بیشتر در چه مورد کنجکاو هستید ؟

پیگیری کنجکاوی شما رازی است برای رسیدن به موفقیت.


۲ .پشتکار گرانبها است

“من هوش خوبی ندارم، فقط روی مشکلات زمان زیادی میگذارم”

تمام ارزش تمبر پستی توانایی آن به چسبیدن به چیزی است تا زمانی که آن را برساند.مانند تمبر پستی باشید ؛ مسابقه ای که شروع کرده اید را به پایان برسانید .

با پشتکار می توانید به مقصد برسید.

۳ .تمرکز بر حال

“مردی که بتواند در حالی که دختر زیبایی را می بوسد با ایمنی رانندگی کند ، به بوسه اهمیتی را که سزاوار آن هست نمیدهد “

پدرم به من می گفت نمی توانی در یک زمان بر ۲ اسب سوار شوی .من دوست داشتم بگویم تو می توانی هر چیزی را انجام بدهی اما نه همه چیز .یاد بگیرید که در حال باشید.تمام حواستان را بدهید به کاری که در حال حاضر انجام میدهید.

انرژی متمرکز، توان افراد است، و این تفاوت پیروزی و شکست است .


۴ .تخیل قدرتمند است .

“تخیل همه چیز است .می تواند باعث جذاب شدن زندگی شود .تخیلی به مراتب از دانش مهم تر است “

آیا شما از تخیلات روزانه استفاده می کنید ؟ تخیل از دانش مهم تر است ! تخیل شما پیش نمایش آینده شما است .نشانه واقعی هوش دانش نیست ، تخیل است.

آیا شما هر روز ماهیچه های تخیلتان را تمرین می دهید ؟اجازه ندهید چیزهای قدرتمندی مثل تخیل به حالت سکون دربیایند.

۵ .اشتباه کردن

“کسی که هیچ وقت اشتباه نمی کند هیچ وقت هم چیز جدید یاد نمیگیرد “

هرگز از اشتباه کردن نترسید .اشتباه شکست نیست .اشتباهات شما را بهتر،زیرک تر و سریع تر می کنند، اگر شما از آنها استفاده مناسب کنید . قدرتی که منجر به اشتباه می شود را کشف کنید .

من این را قبل گفته ام ،و اکنون هم می گویم ، اگر می خواهید به موفقیت برسید اشتباهاتی که مرتکب می شوید را ۳ برابر کنید .


۶ .زندگی در لحظه

“من هیچ موقع در مورد آینده فکر نمی کنم ،خودش بزودی خواهد آمد”

تنها راه درست آینده شما این است که در “همین لحظه ” باشید .

شما زمان حال را با دیروز یا فردا نمی توانید عوض کنید .،بنابراین این از اهمیت فوق العاده برخوردار است، که شما تمام تلاش خود را به زمان جاری اختصاص دارید .این تنها زمانی است که اهمیت دارد ، این تنها زمانی است که وجود دارد .


۷ .خلق ارزش

“سعی نکنید موفق شوید ، بلکه سعی کنید با ارزش شوید “

وقت خود را به تلاش برای موفق شدن هدر ندهید،وقت خود را صرف ایجاد ارزش کنید .اگر شما با ارزش باشید ،موفقیت را جذب می کنید

استعدادها و موهبت هایی که دارید را کشف کنید ، بیاموزید چگونه آن استعدادها و موهبت های الهی را در راهی استفاده کنید که برای دیگران مفید باشد .

تلاش کنید تا با ارزش شوید و موفقیت شما را تعقیب خواهد کرد .


۸ .انتظار نتایج متفاوت نداشته باشید.

“دیوانگی : انجام کاری دوباره و دوباره و انتظار نتایج متفاوت داشتن “

شما نمی توانید کاری را هر روز انجام دهید و انتظار نتایج متفاوت داشته باشید ،به عبارت دیگر، نمی توانید همیشه کار یکسانی (کارهای روزمره) را انجام دهید، و انتظار داشته باشید متفاوت به نظر برسید.برای اینکه زندگی تان تغیر کند، باید خودتان را تا سر حد تغییر افکار و اعمالتان متفاوت کنید، که متعاقبا زندگی تان تغییر خواهد کرد.


۹ .دانش از تجربه می آید .

“اطلاعات به معنای دانش نیست . تنها منبع دانش تجربه است “

دانش از تجربه می آید . شما می توانید درباره انجام یک کار بحث کنید ، اما این بحث فقط دانش فلسفی از این کار به شما می دهد .شما باید این کار را تجربه کنید تا از آن آگاهی پیدا کنید .تکلیف چیست ؟ دنبال کسب تجربه باشید !

وقت خودتون رو صرف یادگرفتن اطلاعات اضافی نکنید .دست بکار شوید و دنبال کسب تجربه باشید .


۱۰ .اول قوانین را یاد بگیرید بعد بهتر بازی کنید.

“اگر شما قوانین بازی را یاد بگیرید از هر کس دیگر بهتر بازی خواهید کرد”

۲ گام هست که شما باید انجام بدهید .اولین گام این است که شما باید قوانین بازی که می کنید را یاد بگیرید ،این یک امر حیاتی است.گام دوم این که شما باید بازی را از هر فرد دیگری بهتر انجام بدهید .اگر شما بتوانید این ۲ گام را انجام دهید موفقیت از آن شما می شود .

استاندار فارس:
اصولگرايي به معناي ولايت‌مداري و مبارزه با مفاسد است

 استاندار فارس، گفت: اگر اصولگرايي ترجمه‌اش مي‌شود مبارزه با مفاسد، كار و تلاش بي‌منت شبانه‌روزي، استكبارستيزي و عدم وادادگي و ولايت‌مداري، مبارزه با قوم و خويش بازي، اين اصوالگرايي را قبول دارم.


  روح‌الله احمدزاده، بعد از ظهر ديروز در نشستي سه ساعته با خبرنگاران رسانه‌‌هاي استان فارس، با بيان اينكه در طول پنج سال گذشته، شرايط بسيار جديدي براي كار و تلاش و سازندگي در فارس به وجود آمده است، اظهار داشت: امروز استان فارس به عنوان سرزميني از فرصت‌ها و ظرفيت‌هاي متنوع انساني، اقتصادي و صنعتي و … مورد توجه سرمايه‌گذاران قرار گرفته است.
وي با اشاره به اينكه دولت استان فارس را به عنوان قطب كشاورزي در كشور پذيرفته است، تصريح كرد: دولت علاقمند است استان فارس به قطب صنايع تبديلي و تكميلي در حوزه كشاورزي، ‌قطب صنعتي و قطب توريسم تبديل شود.
استاندار فارس افزود: دولت مي‌خواهد استان فارس با توجه به نزديكي به كشورهاي حاشيه خليج فارس، در زمينه صادرات و واردات و بازرگاني، قطبيت توسعه تمام‌جانبه را فراهم كند.
احمدزاده با اشاره به موقعيت عميق استراتژيك استان فارس در تاريخ و تمدن‌سازي بشري، تصريح كرد: دولت علاقمند است ظرفيت‌هاي فرهنگي استان فارس در سطوح بين‌المللي و ملي، براي نظام را ظرفيت‌سازي كند.
وي ادامه داد: نگاه دولت اين است كه فارس مي‌تواند كانون مولدي براي تمام حوزه‌هاي توسعه در كشور باشد.
نماينده عالي دولت در استان فارس با اشاره به حضور وزرا در چند ماه اخير در كشور و ديدارهاي مسئولان استان با وزرا در تهران، خاطرنشان كرد: اين حضور و ديدارها علامت جديت دولت براي توسعه استان فارس است.
احمدزاده با بيان اينكه امروز افزون بر 3 هزار و 900 صنعت در استان فارس فعال است، گفت: امروز بخش خصوصي حجمي در حدود 2 هزار و 500 ميليارد تومان در بخش صنعت در استان فارس سرمايه‌گذاري كرده است.
استاندار فارس در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه تمام صنعت استان فارس يك يا دو شركت بحران‌زده نيست، خاطرنشان كرد: كساني چند صنعت بحران‌زده ناشي از سياست‌هاي غلط برخي از دولت‌هاي گذشته را برجسته و تصوير استان را در بخش صنعت مخدوش مي‌كنند.
احمدزاده ادامه داد: دولت نه از باب تكليف قانوني بلكه از باب اخلاقي و نگاهي كه به جلوگيري از زمين‌ خوردن برخي صنعت‌ها دارد، ‌از سر اختيار و انتخاب از برخي از اين صنايع مانند I.T.I و دنا حمايت مي‌كند.
وي تصريح كرد: فضاي رسانه‌اي استان بايد صنعتگراني كه با سرمايه‌گذاري‌هاي كلان آمدند را برجسته كند.
استاندار فارس تعداد نواحي و شهرك‌هاي صنعتي استان فارس را كه به بهره‌برداري رسيده يا در حال ساخت است را 61 ناحيه ذكر كرد و گفت: اين حجم ناحيه و شهرك صنعتي براي 27 شهرستان، قابل توجه است.
احمدزاده افزايش حجم سرمايه‌گذاري افزون بر 200 درصد در فارس را نشان علاقمندي دولت به رشد صنعتي در استان فارس دانست و تصريح كرد: عدالت صنعتي و آمايش صنعتي در فارس، استراتژي جدي دولت در بخش صنعت در استان فارس است.
وي افزود: نگاه ما در استان حمايت از صنعتگران و مديران صنعتي در بخش خصوصي است.
استاندار فارس در ادامه با اشاره به تصويب 12 پروژه پتروشيمي براي استان فارس،‌ تصريح كرد: براي باروري و به توليد رسيدن اين پتروشيمي‌ها يك الزام منطقي وجود دارد كه بايد خوراك آنها تأمين شود.
احمدزاده با اشاره به جلسات سه گانه با وزير نفت در همين زمينه، گفت: امسال در قانون بودجه 106 ميليارد تومان براي خط اتيلن مركزي از عسلويه تا فيروزآباد، در نظر گرفته شده است.
وي با بيان اينكه ظرف دو سال و نيم آينده تأمين خوراك براي اين پتروشيمي‌ها صورت مي‌گيرد، اظهار داشت: با توجه به اينكه 300 صنعت مرتبط با پايين دست پتروشيمي قابل تعريف است، سرمايه‌گذاران علاقمند به سرمايه‌گذاري در اين بخش، افق سرمايه‌گذاري را براي خود تعريف كنند.
استاندار فارس در بخش ديگري از سخنان خود با بيان اينكه با وارد مدار شدن دو كارخانه به چرخه توليد سيمان به توليد 6/5 ميليون تن در سال مي‌رسيم، خاطرنشان كرد: بايد با توجه به كيفي بودن سيمان فارس، نگاه ويژه دولت، زمينه صادرات آن فراهم شود.
احمدزاده افزود: با اين روند،‌ ظرف حداكثر دو سال آينده به يكي از مهم‌ترين قطب‌هاي توليد سيمان در كشور تبديل مي‌شويم.
وي با بيان اينكه صنعت فولاد جزو صنايع آب و انرژي‌بر است، خاطرنشان كرد: شش مجتمع فولاد با برآورد توليد 7 ميليون تن در سال را برنامه‌ريزي كرده‌ايم.
نماينده عالي دولت در استان فارس ارزش افزوده بخش صنعت استان فارس در سال 84 را 14 درصد عنوان و تصريح كرد: امروز ارزش افزوده بخش صنعت فارس 21 درصد و نشان رو به رشد بودن آن است.
احمدزاده با بيان اينكه استان فارس جايگاه خود را در توسعه صادرات ملي پيدا نكرده است، گفت: در يك اقدام كم‌نظير اختيارات كاركرده صادرات استان فارس را به اتاق بازرگاني تعويض كرديم.
وي اين اقدام را متناسب با سياست‌هاي ابلاغي اصل 44 دانست و تصريح كرد: اين اقدام براي نخستين بار در استان فارس و خراسان رضوي صورت گرفته است و بخش خصوصي بايد قدر اين موقعيت را بداند.
استاندار فارس با تأكيد بر اينكه تمام ظرفيت‌ها براي مراكز توسعه تجارت در كشور‌هاي هدف را پاي كار آورده‌ايم، گفت: آمادگي داريم تا يك ماه آينده بعد از مسقط، در قطر چنين مركزي را به‌ بهره‌برداري برسانيم.
استاندار فارس راه‌برد اساسي استان در حوزه بازرگاني را تقويت صنايع كوچك و زودبازده عنوان كرد و اظهار داشت: به خوشه‌سازي صنعتي در فارس تأكيد داريم.
احمدزاده با بيان اينكه 10 خوشه صادرات‌گرا را در فارس تعريف كرده‌ايم، تصريح كرد: استراتژي خوشه‌سازي صادراتي در كنار خوشه‌سازي صنعتي منجر به ثبات در صنايع كوچك و زودبازده مي‌شود.
وي با اشاره به رشد 300 درصدي افزايش فضا‌هاي سردخانه‌اي استان فارس گفت: ظرفيت 35 هزار تني سردخانه‌اي استان فارس در سال 84 به 110 هزار تن در سال جاري رسيده است.
نماينده عالي دولت در استان فارس با تأكيد بر لزوم افزايش فضا‌هاي نمايشگاهي، تصريح كرد: بايد بخش خصوصي در استان فارس، اكسپوي ايران را راه‌اندازي كند.
احمدزاده با بيان اينكه ما براي باغ‌شهر، زمين اختصاص نمي‌دهيم اما براي نمايشگاه زمين مي‌دهيم، گفت: حاضريم بخشي از 10 هكتار زميني را كه از زمين‌خواران پس گرفته‌ايم براي اين كار اختصاص دهيم.
وي افزود: پيش‌بيني ما اين است كه افزون بر يك‌هزار ميليارد تومان زمين را به بيت‌المال بازگردانيم.
استاندار فارس با اشاره به رشد 300 درصدي افزايش فضاي نمايشگاهي استان فارس گفت: امروز ظرفيت نمايشگاهي استان از 6 هزار متر مربع در سال 84 به 18 هزار متر مربع رسيده است.
احمدزاده افزود: فارس بايد به قطب نمايشگاه‌هاي ملي، منطقه‌اي و بين‌المللي تبديل شود.
وي با بيان اينكه ميانگين توسعه صادرات سال گذشته در كشور 16 درصد بود، تصريح كرد: اين در حالي است كه اين ميانگين در استان فارس 36 درصد بود.
استاندار فارس با اشاره به صادرات 400 ميليون دلاري استان فارس در سال گذشته، خاطرنشان كرد: 50 درصد اين حجم صادرات مربوط به صادرات صنعتي بود.
احمدزاده ادامه داد: اگر لوكوموتيو صادرات در فارس با سرعت بيشتري به حركت در بيايد واگن كشاورزي، صنعت، بخش خصوصي و … را با خود مي‌برد.
وي لخت بودن سيستم اداري را از معضلات استان فارس برشمرد و گفت: 95 درصد مشكل فارس، لختي بروكراتيك است.
استاندار فارس پيشرفت فيزيكي مصوبات دور نخست سفر هيئت دولت به فارس را 85 درصد عنوان كرد و اظهار داشت: سهم استاني مصوبات سفر‌هاي دوم و سوم هيئت دولت به استان فارس، تأمين شده است.
احمدزاده ادامه داد: پيشرفت فيزيكي مصوبات سفر مقام معظم رهبري به فارس 95 درصد است.
وي با بيان اينكه طي چهار سال گذشته تنها 40 نفر به مشاور سرمايه‌گذاري استانداري مراجعه كرده‌اند، گفت: طي سه ماه گذشته 44 نفر مراجعه براي سرمايه‌گذاري در استان فارس داشتيم كه عملياتي شده است.
احمدزاده با اشاره به كاهش مفاسد اقتصادي در ادارات فارس طي چند ماه گذشته بر اساس گزارش يكي از دستگاه‌هاي ناظر، تصريح كرد: نرخ خدمات رساني در استان فارس مقداري شتاب گرفته است.
وي در ادامه با اشاره به اقدامات در بخش تنظيم بازار، خاطرنشان كرد: تبعات فرآيندهاي احتكار برنامه‌ريزي شده در بازار، احتكار خانگي است.
استاندار فارس با اشاره به نزديك بودن اجراي طرح هدفمند كردن يارانه‌ها، تصريح كرد: توليد در كشور به حدي است كه تحريم‌ها تاثيري بر تنظيم بازار نمي‌گذارد.
احمدزاده با بيان اينكه بازار در استان فارس در شرايط خوبي است، گفت: نوسانات قيمت ناشي از فرآيند تغيير عرضه و تقاضا است.
وي با اشاره به اقدامات صورت گرفته در پروژه راه‌آهن شيراز نيز تصريح كرد: در قانون بودجه تلاش كرديم كه براي سال جاري 100 ميليارد تومان براي اين پروژه در نظر گرفته شود.
استاندار فارس با بيان اينكه تنها 63 ميليارد تومان اين لايحه دولت در مجلس به تصويب رسيده است، اظهار داشت: براي تكميل و پرداخت معوقات اين پروژه به 220 ميليارد تومان نياز داريم.
احمدزاده با بيان اينكه فرآيند منطقي براي تغيير و انتخاب مديران را پيش مي‌بريم، گفت: جوان‌گرايي منطقي در مديريت استان موضوعيت دارد.
وي با بيان اينكه طي چهار ماه گذشته كه از انتخاب مدير كل جديد منابع طبيعي فارس مي‌گذرد، يك‌هزار و 162 هكتار زمين را به بيت‌المال بازگردانديم، گفت: به اين نتيجه رسيده‌‌ام كه انتخابم در اين مورد درست بوده است.
استاندار فارس با اشاره به اينكه 640 حكم ديگر زمين‌خواري در حال پيگيري است، تصريح كرد: در مبارزه با زمين‌خواري نگاه چپ و راست نداريم.
احمدزاده با بيان اينكه اصولگرايي حزبي را قبول ندارم، تصريح كرد: اگر اصولگرايي ترجمه‌اش مي‌شود مبارزه با مفاسد، كار و تلاش بي‌منت شبانه‌روزي، استكبارستيزي و عدم وادادگي و ولايت‌مداري، مبارزه با قوم و خويش بازي، اين اصوالگرايي را قبول دارم.
وي در پايان گفت: استانداري كه تمام سرمايه‌اش صداقت است، نقطه مقابلش را نشان ندهيد.

نتایج کنکور ارشد اعلام شد
نتايج كنكور كارشناسي ارشد سال 1389 اعلام شد.

به گزارش خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، فهرست اسامي قبول شدگان 135 كد رشته‌ امتحاني‌ از 145 رشته آزمون كارشناسي ارشد سال 89 بر روي سايت سازمان سنجش قرار گرفت كه بر اين اساس 55 هزار داوطلب پذيرفته شدند.

بنابراين گزارش، داوطلبان هم‌اكنون مي‌توانند براي دستيابي به نتايج خود به سايت سازمان سنجش به نشاني www.sanjesh.org م



"عبدالرضا مرادي " نماينده مردم ممسني در مجلس شوراي اسلامي روز شنبه در گفت و گو با خبرنگاران اظهار داشت: لايحه حمايت از خانواده به سمت ثبات رابطه زوجيت (زناشويي ) و حفظ کانون خانواده گام برداشته و اين قطعا به نفع خانواده و بويژه زنان است.
اين عضو ارشد کميسيون قضايي مجلس تصريح کرد: اگر جايگزيني براي ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که قبلا از سوي مجلس حذف شده بود، تدوين و تصويب نمي شد، به دليل فقدان قانون ، مبهم يا مجهول بودن آن، هرج و مرج در جامعه ايجاد مي شد و دادگاهها براي حل معضلات خانوادگي و تشخيص اينکه حق با کدام يک از طرفين است، دچار مشکل مي شدند.
مرادي که پيش از نمايندگي مجلس، چندين سال قاضي بوده است، افزود: از سوي ديگر، وقتي خلاء قانوني وجود دارد ، قضات به اصل 167 قانون اساسي که مراجعه به فتواي معتبر فقهي را مطرح مي کند، استناد خواهند کرد که به مردان اجازه اختيار يک تا چهار همسر دايم را داده است.
نايب رييس کميسيون قضايي مجلس گفت: حال با توجه به اينکه تصويب ماده 23 لايحه حمايت از خانواده ، محدوديت هايي براي ازدواج مجدد مردان فراهم مي کند، اين سوال مطرح مي شود که آيا چنين قانوني بايد موجب تشويش و نگراني زنان ايراني شود يا با توجه به ايجاد محدويت براي مردان ، نگراني و استرس زنان در اين زمينه کاسته شود؟
وي از تمامي خانواده ها و زنان ايراني خواست به سخنان عده اي که قصد مشوش کردن افکار عمومي را در اين زمينه دارند، توجه نکنند چراکه فقدان قانون ، خسارت بيشتري به خانواده و حريم امن و آرام آن، وارد خواهد کرد.
مرادي در عين حال تصريح کرد: ماده 23 که از سوي کميسيون قضايي و حقوقي مجلس تصويب شده ، تفاوت زيادي با ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که از سوي دولت تصويب و به مجلس پيشنهاد شده بود، دارد.
نايب رييس کميسيون قضايي مجلس گفت: براساس ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که از سوي دولت ارايه شده بود، اختيار همسر دايم بعدي منوط به کسب اجازه از دادگاه، پس از احراز توانايي مالي و تعهد مرد به اجراي عدالت در بين همسران شده بود.
وي افزود: اين در حالي است که ماده 23 لايحه حمايت از خانواده که اکنون از سوي کميسيون قضايي و حقوقي مجلس تصويب شده، 10 شرط را براي امکان ازدواج مجدد مردان در نظر گرفته که بايد از سوي دادگاه خانواده ، تاييد و احراز شود.
مرادي اظهار داشت: مرد در صورت دارا بودن شروط اين ماده، مي تواند طي دادخواستي از دادگاه، تقاضاي اخذ مجوز براي ازدواج دوم کند ؛ ليکن حقوق همسر اول ناديده گرفته نخواهد شد و مرد بايد تمکن مالي کافي داشته باشد و عدالت بين همسران را نيز رعايت کند.
وي، اين شروط را شامل اجازه همسر اول، عدم قدرت همسر اول در ايفاي وظايف زناشويي ، عدم تمکين زن از شوهر ، ابتلا زن به جنون يا امراض صعب العلاج به نحوي که دوام زناشويي براي مرد مخاطره آميز باشد، محکوميت قطعي زن به مجازات پنج سال يا بيشتر يا جزاي نقدي که براثر عجز از پرداخت ، منجر به پنج سال بازداشت شود يا حبس و جزاي نقدي که مجموعا منجر به پنج سال يا بيشتر بازداشت شود و حکم مجازات در اجرا باشد، بيان کرد.
نماينده ممسني در مجلس تصريح کرد: ابتلا زن به هر نوع اعتياد مضر که براساس تشخيص دادگاه به اساس زندگي خانوادگي خللي وارد و ادامه زندگي زناشويي را غير ممکن کند، سوء رفتار يا سوء معاشرت زن به حدي که ادامه زندگي را براي مرد غير قابل تحمل کند، ترک زندگي خانوادگي از سوي زن ، عقيم بودن زن و غايب شدن زن با رعايت ماده 1029 قانون مدني از ديگر شروطي است که در ماده 23 تصويب شده است.
نايب رييس کميسيون قضايي و حقوقي مجلس خاطر نشان کرد: در صورت وجود هر يک از شروط ياد شده، مرد مي تواند درخواست ازدواج مجدد خود را با استناد به آن به دادگاه ارايه کند.

غذاي آلوده به مارمولک، شش عضو يک خانواده را در ممسني راهي بيمارستان کرد
ایرنا: مرکز مديريت حوادث و فوريتهاي پزشکي فارس اعلام کرد: شش نفر از اعضاي يک خانواده در نورآباد ممسني بر اثر استفاده از غذاي آلوده به مارمولک، دچار مسموميت و راهي بيمارستان شدند.  
به دنبال تماس تلفني با مرکز پيام اورژانس 115 نورآباد ممسني درخواست امداد رساني شد که بلافاصله يک دستگاه آمبولانس به محل اعزام گرديد.
بر اساس اين گزارش، تکنيسين هاي اورژانس با حضور در محل متوجه مسموميت شش نفر از اعضاي خانواده بر اثر استفاده از غذاي آلوده به مارمولک شدند و هر شش نفر را به بيمارستان ولي عصر (عج) ممسني منتقل کردند.
اين گزارش حاکي است: با توجه به شروع فصل گرما و وجود حشرات و خزندگان به خانواده ها توصيه مي شود مواد غذايي را درظروف سربسته نگهداري کنند ودرصورت مشاهده حشرات و خزندگان، درغذاي خود، از آن استفاده

عاشقان عیدتان مبارک باد

 

میلاد امام حسن (ع) مبارک باد

گفتمان دینی آسیب های اجتماعی در ممسنی فارس

با حضور رییس اداره تبلیغات اسلامی ممسنی و رستم فارس نشست گفتمان دینی آسیب های اجتماعی در بخش ماهور میلاتی برگزار شد


به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی فارس، در این نشست حجت الاسلام سید مهدی حسینی رییس تبلیغات اسلامی شهرستان های ممسنی و رستم گفت: استعمار که طی سی سال گذشته با جنگ و تحریم نتوانست انقلاب را از مسیر خود خارج کند، این بار با حربه فرهنگی از جمله اعتیاد، فساد و بی بند و باری سعی می کند انقلاب را ساقط کند.
وی افزود: در این میان نقش معلم ها و خانواده ها بسیار حیاتی است.
حجت الاسلام حسینی تصریح کرد: جوانان باید بدانند این شادی های زودگذر جز مصیبت چیزی ندارد، آنان باید اندیشه کنند تا گرفتار دام استعمار نشوند.
این نشست مورخ 13 بهمن ماه جاری در دبیرستان شبانه روزی بخش ماهور میلاتی ممسنی برگزار شد.

رییس اداره تبلیغات اسلامی ممسنی فارس:
بهترین راه تاثیر بر جوانان عمل کردن روحانیون است

رییس تبلیغات اسلامی ممسنی فارس در دیدار با روحانیون طرح هجرت گفت: بهترین راه تاثیر بر جوانان عمل کردن روحانیون به سخنان خود است.


به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی فارس، حجت الاسلام سید مهدی حسینی رییس اداره تبلیغات اسلامی ممسنی در دیدار با حجج الاسلام علی رضایی، مسلم رضایی و روح الله هوشمندی روحانیون طرح هجرت بلند مدت روستاهای بابامیدان، آب پخشان و خومه زار، ضمن تقدیر از زحمات آنان گفت: اکنون در موقعیت حساس فرهنگی قرار داریم و باید با تلاش بیشتر و محبت به جوانان و نوجوانان آنان را از افتادن در ورطه ناهنجاری های اجتماعی و آسیب هایی چون اعتیاد و فساد نجات دهیم.

وی افزود: بهترین روش برای تاثیرگذاری بر جوانان عامل بودن روحانیون به سخنان خود است، در وهله های بعدی باید جوانان را راهنمایی کرد و با آنان مشورت نمود تا خود را دریابند.

حجت الاسلام حسینی همچنین از روحانیون خواست مردم را به شرکت در راهپیمایی روز جهانی قدس دعوت کنند.

گفتنی است این دیدار مورخ 25 شهریور ماه جاری در اداره تبلیغات اسلامی ممسنی انجام شد.


نشست هماهنگی راهپیمایی روز جهانی قدس در ممسنی فارس

نشست هماهنگی راهپیمایی روز جهانی قدس با حضور رییس اداره تبلیغات اسلامی ممسنی فارس برگزار شد.


به گزارش روابط عمومی اداره کل تبلیغات اسلامی فارس، در این نشست ابتدا اله بخش گنجه ای فرماندار شهرستان ممسنی در خصوص اهمیت روز قدس و برنامه ریزی برای این روز صحبت کرد.

سپس حجت الاسلام سید مهدی حسینی رییس اداره تبلیغات اسلامی ممسنی با اشاره به لزوم شرکت گسترده مردم در راهپیمایی روز جهانی قدس گفت: با توجه به نگاه جهانی به روز قدس و همچنین حوادث پس از انتخابات در کشور مراسم این روز را به گونه ای برنامه ریزی و اجرا کنیم که دشمنان مایوس شوند، باید به آنان نشان دهیم که ملت ایران در مسائل جهانی و مقابله با دشمنان خارجی با اتحاد کامل عمل می کنند.

گفتنی است این نشست مورخ 24 شهریور ماه جاری در سالن اجتماعات فرمانداری شهرستان ممسنی برگزار شد.

   
 

خط انتقال اتيلن غرب

انتقال اتيلن برای پروژه پتروشیمی ممسنی از طريق خط لوله انجام مي‌شود. هر چند انتقال اتيلن توسط خط لوله در ايران تاكنون تجربه نشده و اين پروژه براي اولين بار اجرا میشود. اما اين تجربه در ساير كشورها، از جمله آلمان، انگلستان، ايالات متحده  و كانادا و قطر وجود دارد. به منظور انتقال اتيلن مورد نياز طرح‌هاي پتروشيمي‌از منطقه ويژه اقتصادي پارس و بندر امام، يك خط لوله به طول2700 کیلومتراحداث میشود. اين خط لوله با قطر24 اينچ از منطقه ويژه اقتصادي پارس شروع مي‌گردد. خط لوله اتيلن مورد نياز طرح تولیدپلي اتيلن‌ سنگين ممسني، با طي يك انشعاب از خط لوله اصلی به شهر نورآباد ممسني در استان فارس منتقل مي‌شود. در منطقه گچساران يك واحد توليد اتيلن محصول خود را به خط لوله اصلي منتصل مي‌نمايد. مسير خط لوله پس از گذر از خرم آباد، كرمانشاه و سنندج ادامه يافته و به شهرستان مياندوآب ختم مي‌شود. در هر يك از استان‌هاي خوزستان ، لرستان، فارس ، چهارمحال و بختياري كهگيلويه و بوير احمد ، كرمانشاه ،کردستان و آذربايجان غربي ، اتيلن مورد نياز طرحهای پتروشيمي ‌توسط يك انشعاب از خط لوله اصلی تامين مي‌شود

مشخصات خط لوله اتیلن غرب:

طول : 2700كيلومتر
قطر : ابتدا 24اينچ و در انتها 12اينچ
ظرفيت: 3 ميليون تن در سال
فشار طراحي : 100 بار  
تعداد ايستگاه كمپرسور : 8
تعداد ايستگاه اندازه‌گيري : 9 
تعداد شيرهاي مهاركننده : 51 
مجهز به سيستم مخابراتي براساس فيبر نوري

 

مهندسی اصولي توسط كنسرسيومي مشترک از دو شركت آلماني و ايراني انجام شده است. پيش‌بيني مي‌شودكه طرح خط لوله در پایان  سال 1388 تكميل و راه‌اندازي شود. كليه هزينه احداث خط لوله توسط دولت تامين مي‌شود و بنابراین سرمايه‌گذار طرح‌هاي پتروشيمي در استان‌هاي مورد نظر از جمله طرح پتروشیمی ممسني  بار مالی نخواهد داشت. براي تامين اتيلن مورد نياز پيش‌بيني شده است كه اتان حاصل از پالايشگاه‌هاي گاز طرح توسعه ميدان گازي پارس جنوبي در يك واحد الفين به اتيلن تبديل گردد و توسط خط لوله منقل شود.  به اين ترتيب هزينه‌هاي مربوط به حمل و نقل اتيلن در طرح پتروشیمی ممسنی وجود ندارد.

شرکتهای پتروشیمی  منطقه دنا

شرکتهای پتروشیمی ممسنی ،  گچساران ، دهدشت و چهار محال و بختیاری و بروجن در سال 1386 از شرکت پتروشیمی باختر جدا شدند  از عوامل اصلی جدا شدن این شرکتها که موسوم به شرکتهای منطقه دنا می باشند می توان  به موارد زیر اشاره کرد :

اضافه شدن پروژه های مصوبه هیئت دولت و در نتیجه نیاز به سرمایه گذاری بیشتر از طرف سهامداران

عدم امکان فاینانس از بانک های خارجی و در نتیجه لغو قراردادها  

رکود بازار بورس و سایر دلایل عدم همکار یسهامداران دررابطه با تامین ریال تعهد شده ، و تثغییر کاربری گچساران

در این راستا ابتدا پتروشیمی ممسنی و سپس پروژه های گچساران ، دهدشت و چهار محال بختیاری(بروجن) ( به طور رسمی از تاریخ 27/9/1386 و عملاً‌از تاریخ 1/11/1386  از زیر مجموعه باختر جدا شدند  به این ترتیب نیاز به سرمایه گذاری از طرف سهامداران کاهش یافت و بخشی از نگرانی های این شرکتها مرتفع گردید . تقریباً همزمان با جدایی طرح های مذکور از پتروشیمی باختر، طرح پتروشیمی کازرون نیز از خط مرکزی اتیلن غرب که به تازگی مورد تصویب قرار گرفته بود به طرح های اتیلن غرب اضافه شد و مجموع این طرح ها تحت عنوان پروژه های گروه منطقه دنا معرفی شدند ومقرر شد هماهنگی های خود را با  مدیریت طرح ها ی شرکت ملی صنایع پتروشیمی انجام دهند  تا پس از ثبت شرکتها به صورت شرکت سهامی عام و با پذیره نویسی و تامین بخشی از نقدینگی توسط مردم به کار خود ادامه دهند.

زئیاتی از نور آباد

نورآباد یکی از شهر های استان فارس در جنوب ایران است.
این شهر مرکز شهرستان ممسنی است که در شمال غربی استان فارس قرار دارد و دارای دو اب وهوای معتدل و نسبتاً گرم می باشد.

نوراباد در میان رشته کوههای زاگرس قرار دارد اکثر مردم این شهر لرها هستند که از طایفه های بکش و رستم وجاوید دشمن زیاری میباشند و طوایفی از عشایر قشقایی نیز در این شهر اسکان داده شده است وهمین طور اعراب خمسه که در روستای عربها زندگی می کنند.

نام گذاری نوراباد به دلیل وجود اتشکده نور در چند کیلو متری این شهر می باشد. کلا درشهرستان ممسنی اثار باستانی بسیاری از قبل و بعد از اسلام وجود دارد که می توان به اتشکده نور تل نوراباد(سپاه) تپه سرنا(سرنا نام سردار دلیر اشکانی) شهر مدفون بچه بازار در نزدیکی روستای کوپن که درحال حاضر زمینهای کشاورزی مردم روستای کوپن است و... اشاره کرد.

تصویری از آتشکده نور آباد:



ممسنی دارای گردشگاههای فراوان از جمله بهشت گم شده.
دریاچه برمشور کوه زیبای شاه نشین چشم اندازهای طبیعی تنگ گجستان و مناظر زیبای روستای بردنگان که با به هم پیوستن دو رودخانه کتی وفهلیان در تنگه کوشه وسپس محو شدن درتنگه هزارمنی روستای پیردان بردنگان زیبایی خاصی داردوطبیعت زیبای دره ی پل بریم دریک کیلومتری کوپن.
دشت الاکرمی و روستای امامزاده پیرشمس که در دامنه کوههای زیبای سیاه وپیرشمس (زاگرس)قرار دارد وجنگل های زیبای بلوط که در جای جای این شهرستان وجود دارد.می باشد .

به دلیل اب وهوای مناسب و بارش فراوان درسه فصل پاییز زمستان وبهار و وجود رودخانه های کتی فهلیان تنگ شیو وکره سیاه عمده اقتصاد مردم این منطقه را کشاورزی (گندم وجووبرنج وکلزا ومرکبات) تشکیل می‌دهد.

ممسنی در طول تاریخ مورد تاخت وتاز حکومتهای مختلف چه قبل از اسلام وچه بعد از اسلام قرار گرفته است تا جایی که نادر شاه افشار انرا ((ممسنی دشتی پراز نون و تشتی پر از خون)) نامیده است.
ساکنان قبلی این شهر شول ها بوده اند که بعدا به دلیل هین تاخت وتاز های مختلف کوچ کرده اند.
در این رابطه می توانید به کتاب های ممسنی در گذر تاریخ " ممسنی بهشت گمشده" عشایر وایلات ایران" جغرافیای استان فارس مراجعه کنید.
در سال 1386 در نزدیکی روستای فهلیان یکی از شهرهای بزرگ دوره هخامنشی به نام لیدوما کشف گردید که متاسفانه از لحاظ امنیتی در صورت بیرون آوردن شهر مذکور هیچگونه حمایتی جهت محافظت از آثار باستانی انجام نگرفت وهمچنان لیدوما در خاک مدفون ماند تا شاید روزگاری با اقتدار بیرون آید.

--------------------------------

ماه نورانی رمضان


دل را با عشق نورانی کنیم.

مگر جز بادل عاشق می توان به مهمانی خدا رفت..

*****

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم.       سحری با نظر لطف تو بیدار شویم

*****

امام صادق-ع:

خواب روزه دار عبادت،

خاموشی او تسبیح،

عمل وی پذیرفته شده

و دعای او مستجاب است."

*****

ماه مبارک آمد، ای دوستان بشارت

کز سوی دوست ما را هر دم رسد اشارت

آمد نوید رحمت، ای دل ز خواب برخیز

باشد که باقی عمر، جبران شود خسارت

*****

ممسنی در غرب شیراز قرار گرفته و آب و هوای آن در شمال نسبتاً سرد و در جنوب گرم است. در کتابهای تاریخی قدیمی، ممسنی با نام «شولستان» برگرفته از «شول»، که نام یکی از قبیله‌های لر است، ذکر شده‌است. نورآباد مَمَسَنی و در شمال غربی استان واقع شده‌است. این شهرستان با استان‌های کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر همسایه‌است. شهرستان در گذشته تنها منطقه فهلیان مرکزیت داشته وشهر نیز نبوده‌است مالکی نام روستایی در منطقه بکش بوده که در حال حاضر همان نوراباد کنونی است و فهلیان از قدیم به همین نام مشهور بوده‌است. که فقط با این نام(مالکی) خوانده می‌شده و با گسترش شهرستان طی ۳۰ سال گذشته به نورآباد ممسنی تغییر یافته‌است و شهرت گرفته‌است. این شهرستان دارای تنوع آب و هوایی زیادی است به طوری که ارتفاعات شمالغربی این شهرستان دارای آب و هوایی بسیار سردو خود شهر نورآباد دارای آب و هوای معتدل و ماهور میلاتی هم که در سمت جنوب غرب ممسنی قرار دارد تا فاصله ۴۰ کیلومتری خلیج فارس می‌رسد و آب و هوای بیابانی دارد. «بهشت گمشده» (منطقه خوش آب و هوای «بوان») آن نیز معروف می‌باشد که دارای سرسبزی خاص خود وهوای خنک در تابستان است. جالب اینکه فاصله بوان تا نور آباد حدود ده کیلومتر است و خود نور آباد از شهرهای معتدل می‌باشد. واژه «ممسنی» از طایفه‌ای به نام «محمد حسنی» گرفته شده‌است. این شهرستان دارای پنج طایفه به نامهای رستم و جاوید و بکش و دشمن‌زیاری و ماهور میلاتی می‌باشد.

مختصری درباره ی طایفه ی دشمن زیاری 

دشمن زیاری نام طایفه‌ای از عشایر ایران است. این طایفه بیشتر در منطقه‌ای به نام دشمن زیاری در استان کهکیلویه و بویراحمد و شهرستان ممسنی استان فارس و بخش بیضا از شهرستان سپیدان استان فارس زندگی می‌کنند. بنا به روایات انتساب این طایفه به محمد بن زیار از حکام دوران آل زیار است که خاستگاه اصلی آنها شمال کشور بوده است. در حال حاضر مردم این طایفه به زبان لری تکلم می‌کنند.

بخش دشمن زیاری شهرستان ممسنی از جمله قطب های کشاورزی استان است که محصول اصلی آن گندم و جو و برنج است همچنین آب و هوای خاص این منطقه زمینه را برای عمل آوردن چند نوع از مرغوب‌ترین گونه‌های انگور فراهم کرده است به صورتی که قسمت زیادی از اراضی این منطقه به پرورش انگور اختصاص دارد .این بخش دارای روستاهای بزرگی از جمله مشايخ، دهگپ و کلاه سیاه و تیرتاج و راشک میباشد 

مهمترين نكاتي كه دانشجويان در ديدار با رهبر انقلاب مطرح كردند

 نمايندگان تشكل هاي دانشجويي در ديدار خود (يكشنبه) با رهبر انقلاب سخنان مختلفي مطرح كردند كه مهترين آن را موضوع عدالت و حركت در اين مسير در بر مي گرفت.

 آنچه كه در زير آمده نكات مهم از سخنان نمايندگان تشكل هاي دانشجويي در محضر رهبر انقلاب است كه بدين شرح است:

نماينده بسيج دانشجويي
*يكي از مهمترين وظايف جنبش دانشجويي، عدالت‌خواهي است و به مثابه يكي از اصيل‌ترين مولفه‌هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران و از مهمترين اركان حكومت ديني ما به شمار مي رود.

*ما با اهميت يافتن تؤامان دو مفهوم كليدي "وحدت " و "خلوص " در فضاي نيروهاي انقلاب مواجهيم.

*ما به عنوان سربازان ولايت امر در عرصه اجتماعي و سياسي اين پرسش از محضر مراد و مقتدايمان قابل طرح است كه جمع ميان تلاش براي تعالي و خلوص‌بخشي به نظام با وحدت حداكثري نيروهاي انقلاب كه به حق نياز شرايط امروز كشور است چگونه ممكن مي‌گردد؟

* از دغدغه‌هاي جنبش دانشجويي "حفظ نظام از اوجب واجبات است " و يكي از اصول ماندگار انديشه امام‌خميني(ره) است كه حضرتعالي نيز آخرين بار در جمع با شكوه امت در سالگرد عروج ملكوتي آن عزيز سفر كرده بدان تاكيد فرموديد.

*به رغم آنكه طرح بحث دو سال قبل شما در دانشگاه علم و صنعت پيرامون "صورت و سيرت نظام " و تأكيد بر لزوم حفظ و صيانت سيرت نظام در عين حفاظت از صورت و ساختار آن را مي‌توان تفسير دقيق معناي اصلِ محوري "حفظ نظام از اوجب واجبات است " تلقي كرد، اما كماكان در مواردي، نوعي سوء تعبير و ابهام در حدود نسبت اين صورت و سيرت در ميان برخي مسئولان و سياست‌گذاران به چشم مي‌خورد.

* آنچه معمولاً در امور اين چنيني از طرف نهاد مورد سوال به ما پاسخ داده مي شود اين است كه شما حق ورود به مصاديق را نداريد و اين پاسخ، اين سوال را در ذهن تداعي مي‌كند كه چگونه بدون ورود به مصاديق بي‌عدالتي، حرف از عدالت‌خواهي مي‌تواند فراتر از طرح كلي و صرف يك آرمان مقدس و تاكيد چند باره بر آن باشد.

* بر طبق اين ديدگاه حركت انقلاب در مسير تعالي و استكمال تنها با حضور خالص‌ترين و حقيقي‌ترين ياران آن ميسر مي‌شود، نه كساني كه آن زمان كه انقلاب به حضورشان نيازمند است كمكي نمي‌كنند و با رفتار چند پهلو، روزي به ميخ مي‌كوبند و روزي به نعل و با گردش شرايط جوي، رفتار و گفتارشان نيز تغيير مي‌كند.

نماينده اتحاديه انجمن اسلامي دانشجويان  مستقل
*قوه مجريه بايد كانون عدالت‌گستري و مبارزه با مظاهر بي‌عدالتي باشد.

*اگرچه بيشتر از ساير قوا مي‌تواند بسترساز فساد و تبعيض باشد، فزون‌تر نيز، قدرت منزه كردن چهره كشور از آلودگي‌ها را دارد و خوشبختانه امروز با تلاش دلسوزان انقلاب و خواست مردم، دولتي بر سر كار است كه شعارش عدالت‌خواهي است و قاطبه سياست‌ها، روندها وكارگزارانش در نظر و عمل همسو با اين شعار هستند، اما چه كنيم، كه دلمان از، دست چپ و راست رئيس‌جمهور خون است.

*شوربختانه نزديك به 16سال از عمر نظام در راستايي سپري شد كه چندان با اهداف اوليه سازگاري نداشت. توجه به مدل‌هاي توسعه غربي در سطح كلان، پيامدهاي مهمي با خود داشت كه نبايد تصور نمود كه آثار آن به همان 16 سال محدود مي‌شود. برتري ارزش‌هاي مادي بر ارزش‌هاي معنوي، به حاشيه رفتن ارزش‌هاي محوري مانند عدالت، رشد فردگرايي و منفعت محوري، رشد گرايشات سكولار در محيط‌هاي نخبگاني و... و در يك كلام تحول در ارزش‌هاي اساسي جامعه به نفع غربي شدن در فكر و انديشه و به انزوا رفتن فكر و مدل اسلامي از مهمترين پيامدهاي الگوي غربي در آن سال‌هاست.

*مگر مي‌شود از عدالت، مبارزه با اشرافي‌گري، ويژه‌خواري و زياده‌خواهي دم زد، اما به افرادي با سوابق نه چندان روشنِ قضائي و حتي داراي برخي جرائم ثابت شده اعتماد نمود و بالاترين ظرفيت‌هاي اجرايي را به آنان سپرد و حتي بنابر اخبار واصله تمام قد جلوي بررسي پرونده‌اش درمقابل دستگاه قضائي ايستادگي نمود!

*يكي از بايسته‌هاي عملي با عنوان "مردمي كردن دولت، نه دولتي كردن مردم " است كه در مقايسه ابعاد گوناگون زندگي اجتماعي، ملت ايران در بعد سياسي و امنيتي پيشرفته‌‌تر از ساير ابعاد است.

*انقلاب اقتصادي، يعني ابلاغ سياست‌هاي اصل 44 قانون اساسي زمينه مهمّي است كه تاكنون از آن به نحو احسن بهره‌مند نشده‌ايم و البته هدفمند كردن يارانه‌ها به عنوان رويكردي در همين راستا، ضرورت به شناسايي بيشتر، در افكار عمومي و دقت فراوان در اجرا دارد كه مي‌تواند اقدامي استراتژيك براي تحقق عدالت توزيعي، در كشور گردد.

*داوري افكار عمومي يك ملاك جدي براي تحقق عدالت در حكومت، ميزان رضايت عمومي محور قضاوت درباره موقعيت نظام در زدودن چهره زشت تبعيض، فساد و ويژه‌طلبي است.

*از ديگر مسائل در حيطه فرهنگ، رسوخ نوعي ليبراليزم و وادادگي فرهنگي در راهبران حوزه سينما و تئاتر است، كه با ظرفيت‌سازي براي جريان معارضِ جبهه فرهنگي انقلاب، سرعت نوسازي در اين عرصه را به شدت كُند كرده است.

*حركت به سمت مدل بومي توسعه و عدالت با سمت و سوي متفاوت از گذشته نياز به تحولي جديد و اساسي دارد. از آنجايي كه پيش‌نياز هر تحولي وحدت دروني است لذا يكي از اركان مدل پيشرفت و عدالت "انسجام دروني " بر مبناي فكر اسلامي است.

*متاسفانه شاهديم كه برخي مسولان كشوري با عدم درك فرصت تاريخي كه امروز در شرايط حساس داخلي و بين المللي در اختيار آنان قرار گرفته و به جاي آنكه مردم، خواسته‌ها و تقاضاهاي آنان را مدار حركت و نقطه ثقل افكار و افعال خويش قرار دهند، از همينك ماراتن انتخاباتي 3 ساله را آغاز نموده‌اند كه اين رويكرد آفتي بزرگ به اعتماد رهبري و مردم است. افرادي كه چنين رفتار مي‌كنند بدانند كه با دست قاهر‌اللهي، ملت اجازه نخواهند داد كه آنان به اهداف خويش برسند.

*جنبش دانشجويي در سال گذشته تحصيلي هميت، استقلال، آرمان‌خواهي و درايت خود را در مطالبه عدالت به بلوغ رسانيد، كه مصاديق آن در گذار از، پس‌لرزه‌هاي جريان فتنه در دانشگاه‌ها و به ثمر رساندن ماراتن دانشگاه آزاد، بر كسي پوشيده نيست. ليكن كوته نظري و بي‌انصافي عده‌اي قليل در بدنه قواي مقننه و قضاييه در واكنش به تجمع حماسي1 تير، مقابل مجلس از سوي جنبش دانشجويي قابل گذشت نيست.

*جهت‌گيري‌هاي غيراسلامي در محتواي علوم‌انساني و غيرانقلابي در انتقال‌دهندگان اين مفاهيم، ظرفيت حداقلي را در جهت بهره‌برداري نظام از علوم‌انساني پديد آورده است كه متاسفانه حركت جامعي در حل اين معضل مشاهده نشده است.

نماينده دفتر تحكيم وحدت
* علي‌رغم تأكيدات مكرر حضرتعالي مبني بر رعايت انصاف در موضع‌گيري‌ها، افراد مختلف اعم از سياسيون و برخي از مسئولان به جاي نقد منصفانه‌ مواضع مخالف، به تخريب، فحاشي و توهين مي‌پردازند و اجازه نقد كارشناسانه نظرات را در فضايي عادلانه و به دور از جنجال‌هاي سياسي نمي‌دهند. در چنين شرايطي فضاي آزادي انديشه و بيان مخدوش گرديده و هر مسأله كوچكي به دستاويزي براي زير پا گذاشتن وحدت ميان مسئولان و به تبع آن خدشه در وحدت ملي تبديل مي‌گردد.

*با توجه به مواضع اخير حضرتعالي درباره ضرورت حفظ وحدت، اين سوال مطرح است كه اين وحدت با چه كساني و با چه شاخصه‌هايي بايد انجام گيرد؟ مصاديق افرادي كه قابليت وحدت با آنان وجود دارد چيست؟ آيا وحدت با كساني كه در فتنه سال گذشته آشكارا مرزهاي جمهوريت و اسلاميت نظام را زير پا گذاشتند هم مي‌تواند در دستور كار قرار بگيرد؟ با چه شرايطي؟ يا آنكه منظور از طرح اين بحث، وحدت ميان پايبندان و معتقدان به نظام است؟

* متأسفانه در آستانه اجرايي شدن طرح تحول اقتصادي و علي‌رغم وجود اجماع حداكثري كارشناسان و صاحب‌نظران مبني بر ضرورت اجراي آن متأسفانه برخي جريان‌هاي سياسي به جاي ياري دولت در اجرايي كردن اين طرح و حركت در جهت منافع ملي، در راستاي ناكارآمد جلوه دادن دولت قدم برداشته و با بهره‌گيري از عقبه سرمايه‌داري خود اقدام به تشكيل ستادهايي در بازار براي زمين زدن اين طرح از رهگذر نوسان شديد قيمت‌هاي كالاهاي ضروري مردم نموده‌اند كه اين قبيل اقدامات مذبوحانه در گذشته نيز سابقه داشته و علاوه بر تزريق بدبيني و يأس در جامعه مانع پيشبرد بسياري از اهداف اصلاحي مسئولان نيز مي‌گردد.

*جا دارد كه امروز مقوله فرهنگ را جزء اولويت‌هاي اول نظام بدانيم و تمامي سياست‌ها و برنامه‌هاي نظام را از دريچه فرهنگ مورد بررسي قرار دهيم.

*زماني مي‌توانيم كشوري عدالت‌خواه داشته‌باشيم كه فرهنگ عدالت‌خواهي را به كام مردم و جامعه اسلامي خويش بچشانيم.

*ظهور دولت نهم و دهم با شعار عدالت را در پرتو انديشه‌هاي رهبر انقلاب مي‌دانيم و شروع آن را مربوط به اشاعه اين انديشه‌ها در اوايل دهه هفتاد.

*سوال اينجاست كه با گذشت 5 سال از روي كار آمدن دولتي با شعار عدالت، كدام كالا و محصول فرهنگي در راستاي ترويج فرهنگ عدالت‌خواهي ساخته شده است كه مطالبه‌گري را از دريچه انديشه‌هاي ناب اسلامي به مردم معرفي نمايد؟

*همين سوال را مي‌توان در زمينه نام‌گذاري دهه چهارم انقلاب اسلامي مطرح نمود كه با ورود به دهه چهارم و نام‌گذاري بجا و مدبرانه دهه چهارم به عنوان دهه پيشرفت و عدالت، چرا تاكنون كالا و محصول مؤثر و مرتبط با اين سياست‌گذاري توليد نشده است؟

*شايد يكي از دلايل عدم توفيق در پذيرش اساتيد و كارگزاران متعهد در دانشگاه حلقه بسته سازوكار گزينش است

*در حاليكه يك رژيم خودمختار در درون دانشگاه‌ها شكل گرفته كه بي‌تاثير از تغيير دولت‌ها و سياست‌ها همچنان سعي در حفظ رويكردهاي غربي دارد در عين حالي كه بازنشستگي اساتيد را در بوق و كرنا مي‌كنند خود با اِعمال نوعي آپارتايد علمي، معدود اساتيد معتقد و جوانان نخبه انقلابي را از دستيابي به كرسي‌هاي دانشگاهي محروم مي‌سازند.

*مانع‌تراشي مديران محافظه‌كار و مصلحت‌انديش در راه‌اندازي كرسي‌هاي آزادانديشي و جلوگيري از فعاليت تشكل‌هاي دانشجويي، بعد از اتفاقات صورت گرفته در سال گذشته يكي از موانع عمده در تحقق آن است.

نماينده جنبش عدالت خواه دانشجويي
*موضوع دیگری که دغدغه قدیمی جنبش دانشجویی بوده است و همچنین بر وجهه جمهوری اسلامی در میان کشورهای اسلامی تاثیر گذار است، بحث تحریم کالاهای شرکت های حامی رژیم صهیونیستی است. متاسفانه علی رغم وجود قانون صریح در این مورد ، به دلیل عدم انسجام و اراده کافی در میان مسئولین اجرایی این مساله روی زمین مانده است.

*در فضای رسانه ای کشور شاهد دعواهای بی مورد و سیاسی هستیم که مسایل کم اولویت را به عنوان مساله اصلی کشور مطرح می نمایند. و تنها نتیجه آنها نیز به حاشیه رفتن مسایل و مشکلات اصلی انقلاب و مردم است. در ادامه برخی از مسایل را که در فضای عمومی کشور کمتر به آنها توجه می شود را بیان می نماییم

*اشتیاق زاید الوصف  برخی از مسئولین برای خصوصی سازی همه چیزاست. بحث خصوصی سازی آموزش و پروش و بهداشت است که توسط مسئولین مطرح گردیده، به نظر ما این دو مقوله در ذیل اصل 43 قانون اساسی قرار دارد و نباید نگاه اقتصادی به آنها داشت. و نگرانی بیشتر در مورد نتایج و آثار فرهنگی-اجتماعی و اقتصادی این عمل بر قشر محروم جامعه است. جنبش عدالتخواه دانشجویی علی رغم دعوت از مسئولین این دو حوزه برای برگزاری جلسه پاسخگویی،  اما با پاسخی از سوی مسئولین مواجه نشد.

*مورد دوم مقوله تحقق عدالت در جامعه است.که با مبارزه  با فقر و فساد و تبعیض حاصل می شود. در اینجا باید از فعالیت های انجام شده برای رفع فقر تشکر نمود، هر چند که در مبارزه با فقر و  مفاسد اقتصادی انتظارات جنبش دانشجویی برآورده نشد. اما آنچه که برای مردم گزنده تر است ،  و موجب ایجاد فاصله  میان مردم و  مسئولین می شود و زمینه سو استفاده دشمن را فراهم می کند ، تبعیض می باشد. متاسفانه به بحث تبعیض آن طور که لازمه تحقق عدالت است ، پرداخته نشده است. تبعیض در مبارزه با مفاسد اقتصادی ، تبعیض در تخصیص امکانات شهری ، تبعیض در رسیدگی به شکایات مردم ، سخت شدن ورود اقشار مستضعف به دانشگاه ، فروش مدرک دانشگاه های معتبر یا همان دانشجوی پولی- که در پیش نویس برنامه پنجم توسعه تکرار شده است -  چند مورد از تبعیض های موجود است